معرفی و دانلود کتاب هکوب
برای دانلود قانونی کتاب هکوب و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب هکوب
کتاب هکوب، نمایشنامهای کلاسیک دربارهی پایداری در برابر مصائب پس از جنگ را در بر گرفته است. اوریپید، نمایشنامهنویس شهیر یونانی، در این اثر ماجرای ملکهی سابق تروآ، هکوب، را پس از سقوط شهر تروآ روایت کرده است. نمایشنامهی هکوب، خواننده را با تحول شخصیت ملکهی تروآ پس از تحمل غمی بزرگ همراه میکند.
دربارهی کتاب هکوب
هکوب (Hecuba)، یکی از نمایشنامههای معروف یونان باستان است و اوریپید (Euripides)، نمایشنامهنویسی مطرح در یونان باستان به حساب میآمد. این نویسندهی شهیر، مصائب جنگ، عدالت و زوال تدریجی جامعهی یونان را در قالب نمایشنامهای ارزشمند به تصویر کشیده است. داستان هکوب پس از سقوط شهر تروآ روایت میشود. در نبرد بسیار معروف تروآ، زنان این شهر به اسارت در میآیند. فجایع جنگ و تأثیر آن بر روح انسانها، به عنوان مهمترین مضمون نمایشنامهی هکوب شناخته میشود.
اوریپید، سواحل روبهروی شهر تروآ را برای اتفاقهای داستان در نظر گرفته است. در ابتدای نمایشنامه، شبحی وارد صحنه میشود. این شبح در مونولوگی تأثیرگذار، هویت خود را فاش میکند که والدینش، شاه و ملکهی تروآ، او را برای محافظت از چنگال دشمنان به نزد پادشاه تراکیه فرستادهاند. پس از سقوط تروآ، پُلیمِستر، پادشاه تراکیه، پولیدروس، پسر کوچک شاه و ملکهی تروآ را میکشد و جسدش را به دریا میاندازد. سربازان ارتش یونان، دژهای تروآ را در هم کوبیدهاند و پس از فتح این شهر، پیروزمندانه از مسیر دریا به خانه باز میگردند. یونانیان در پی سقوط شهر، ملکهی تروآ را به بردگی میگیرند. این ملکهی سوگوار و مغلوب، نگران کابوسهایی است که در رؤیاهایش دیده.

در ادامهی نمایشنامهی هکوب، گروهی از همسرایان، خبر شومی را ندا میدهند. پولیکسنه، یکی از آخرین دخترهای باقیماندهی هکوب، قرار است بر سر مزار آشیل قربانی شود. در این حیص و بیص، اودیسئوس، سردار فاتح یونانی وارد میشود تا پولیکسنه را تا محرابِ قربانیان همراهی کند. هکوب، از درِ خواهش و التماس وارد میشود؛ چه بسا دل این سردار یونانی نرم شود و از خیر قربانی کردن دخترش بگذرد. اوریپید، شخصیت پولیکسنه را در این نمایش به عنوان دختری قوی و آزاد معرفی کرده است. پولیکسنه، ترجیح میدهد بمیرد تا اینکه در زنجیر بردگی یونانیان باشد.
آتش انتقام هکوب
در پردهی دوم نمایشنامه هکوب، جسد پولیدروس، به صحنه آورده میشود. هکوب که مطمئن بود جان پسرش در نزد پادشاه تراکیه در امان است، با دیدن پیکر بیجان پولیدروس، به اوج ناامیدی میرسد. این ناامیدی، آتش انتقامی مرگبار را در دل هکوب روشن میکند. در ادامهی نمایشنامه، آگاممنون، فرماندهی یونانی، وارد صحنه میشود. هکوب که از مرگ پسرش خشمگین است، از آگاممنون درخواست میکند تا برای انتقام با وی همپیمان شود.
سپاهیان نیروی دریایی یونان باستان، منتظر باد موافق هستند تا تروآی فتح شده را ترک کنند. در این وضعیت، پلیمِستر و پسرانش از راه میرسند. هکوب، خبر ندارد که پلیمستر، فرزندش را به قتل رسانده است. اوریپید، هکوب را در این نمایشنامه به عنوان زنی زیرک جلوه داده است. ملکهی تروآ با هوشمندی به پولیمستر میگوید که از محل اختفای گنجهای پادشاه خبر دارد. در پی اتفاقهایی، پلیمستر که وسوسهی پیدا کردن گنجهای پادشاه را در سر دارد، به همراه هکوب به خلوت میرود. نقشهی هکوب کارساز میشود و با کمک بردگان، پسران پلیمستر را میکشد و چشمان پادشاه تراکیه را از حدقه در میآورد.
در ادامهی نمایشنامه، آگاممنون، از راه میرسد و با پولیمسترِ نابینا روبهرو میشود. پولیسمتر، در اعتراض به انتقامی که هکوب در حق وی انجام داده، سخن به گلایه و دفاع از خود میگشاید. پولیسمتر، پیشبینی شومی دربارهی سرنوشت هکوب میکند. اوریپید، در نهایت، داستان این نمایشنامه را با پایانی تاریک و غمبار خاتمه میدهد.
نمایشنامهی هکوب را انتشارات بیدگل با ترجمهی غلامرضا شهبازی چاپ و روانهی بازار کرده است.
اقتباسهای سینمایی و فرهنگی از کتاب هکوب
- فیلم زنان تروا، به کارگردانی مایکل کاکویانیس، محصول 1971 (داستان این فیلم از مجموعهی نمایشنامههای زنان تروای اوریپید اقتباس شده است.)
- اجرای تئاتر نسخهی بازنویسی شدهی هکوب به کارگردانی لین پارکر، محصول 2022
- فیلم کارخانهی نان، قسمت دوم، به کارگردانی پاتریک وانگ، محصول 2018 (داستان این فیلم دربارهی اجرای نمایشنامهی هکوب است.)
کتاب هکوب برای شما مناسب است اگر
- به تراژدیهای کلاسیک یونان باستان علاقه دارید.
- میخواهید یکی از برجستهترین نمایشنامههای اوریپید را مطالعه کنید.
- به دنبال نمایشنامهای هستید که مصائب پس از جنگ در آن روایت شده باشد.
- در رشتههای هنرهای نمایشی تحصیل میکنید و میخواهید اطلاعات خود از نمایشنامهنویسی یونان باستان را گسترش دهید.
- فعال تئاتر هستید و به دنبال انتخاب نمایشنامهای از یونان باستان برای اجرا میگردید.
- در گروههای نمایشنامهنویسی عضو هستید و میخواهید اثری کلاسیک از یونان باستان را برای همخوانی انتخاب کنید.
در بخشی از کتاب هکوب میخوانیم
هکوب: آه، چه کوشش جانکاهی چشم به راه من است! اندوهی بزرگ، سیلاب اشکها. من باید خیلی پیش از این میمُردم؛ زئوس باید زودتر از اینها مرا تباه میساخت اما مرا اینجا زنده گذاشت تا چیزهای نو، زجرآورترین چیزها، را ببینم.
اودیسئوس، اگر بردهای اجازه داشته باشد تا از مردی آزاد چون تو، پرسش کند، پرسشهایی که زخمی بر جان یا دل نزند، من این حق را دارم که بپرسم و تو باید به پرسشهایم گوش کنی.
اودیسئوس: همین درست است. بیا، پرسشهایت را بپرس. من زمان را از تو دریغ نمیکنم.
هکوب: اودیسئوس، آیا به یاد داری که با جامههایی ژنده برای خبرچینی به تروا آمدی، به گونهای که هیچکس نمیتوانست تو را بشناسد؟ خون از چشمانت روان بود و بر ریشت میریخت.
اودیسئوس: آن را خوب به یاد دارم. دلم برای خودم میسوخت.
هکوب: به یاد داری که هلن تو را شناخت و او این را تنها به من گفت.
اودیسئوس: آری، به یاد دارم، بسیار ترسیده بودم.
هکوب: آری، و به پای من افتادی، و با فروتنیِ بسیار نزد من لابه میکردی.
اودیسئوس: آنقدر که دستم بر پیراهنت کرخت شد.
هکوب: و به من چه گفتی، آن هنگام که تو بردۀ من بودی؟
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب هکوب |
| نویسنده | اوریپید |
| مترجم | غلامرضا شهبازی |
| ناشر چاپی | نشر بیدگل |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 84 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-313-132-5 |
| موضوع کتاب | کتابهای نمایشنامه تاریخی خارجی، کتابهای نمایشنامه تراژدی خارجی، کتابهای نمایشنامه کلاسیک خارجی |
























