گفتگوهای ما در خانه و محل کار هم میتوانند منبع لذت و پلهای برای رسیدن به موفقیت باشند و هم میتوانند درد و شکستی جبرانناپذیر به همراه داشته باشند. چاک ویزنر در کتاب هنر گفتگوهای آگاهانه نشان میدهد که چگونه میتوان از همان اولین مکالمه ارتباط مؤثری برقرار کرد و گفتگو را در مسیری سازنده و بدون سوءتفاهم پیش برد.
دربارهی کتاب هنر گفتگوهای آگاهانه
در گفتوگوهای روزمرهی ما کژتابیهایی وجود دارد که ممکن است روابط دوستی یا یک ملاقات کاری را نابود کند. برای ایجاد ارتباطی مؤثر و سازنده، باید عادات منفی را در گفتگوهایمان کنار بگذاریم. کتاب هنر گفتگوهای آگاهانه (The Art of Conscious Conversations) نوشتهی چاک ویزنر (Chuck Wisner)، تأمل در گفتگو کردن را به ما میآموزد و از افتادن در دامهای زبانی رایج جلوگیری میکند.چاک ویزنر در کتاب هنر گفتگوهای آگاهانه، چهار نوع مکالمه را معرفی و راه اثربخشی هریک را به مخاطب نشان میدهد. گفتگوهای مبتنی بر داستانهای ذهنی، همیاری، خلاقیت و تعهد چهار مکالمهی اصلی بشری هستند.
انسان در بستر گفتگو زیست میکند. ما همانقدر به مکالمه محتاج هستیم که ماهی به آب محتاج است. چون از بدو تولد با توانایی گفتگو زاده شدهایم، خودآگاهیمان را نسبت به آن از دست دادهایم و گاه اصلاً متوجه زیرمتنِ حرفهایمان نیستیم. یک ارتباط ناقص، میتواند ما را در دریای سردرگمی غرق کند. کتاب هنر گفتگوهای آگاهانه راهنمایی کاربردی است برای اینکه در تلههای رایج گفتگوهای روزمره نیفتیم و با شکل دادن به گفتگویی مؤثر به خواستههای خود برسیم. ما در زندگی هر مهارتی را اکتسابی آموختهایم، پس شاید وقت آن رسیده باشد که به گفتگو از منظر یک مهارت آموختنی نگاه کنیم.

گفتگوهای مبتنی بر داستان، حرفهایی است که به خود و دیگران میزنیم و به آنها باور داریم. این داستانها بیانکنندهی نوع شخصیت و درونیات ما هستند. در گفتگوهای مبتنی بر همیاری، ما تلاش میکنیم چشمانداز دیگران را نیز درک کنیم. گوش سپردن به نظرات مخالف را در این نوع گفتگوها یاد میگیریم. در این بخش، بیانگری و پرسشگری همزمان صورت میگیرد.
کتابِ هنر گفتگوهای آگاهانه، گفتگوهای خلاقانه را فرصتی میداند تا بیشتر در لحظهی اکنون حضور داشته باشیم و با ذهنی باز به استقبال ایدههای جدید برویم. بُعد مهم دیگری که در گفتگوهای ما وجود دارد، قول و قرارها و وعدهها هستند. از طریق قولی که میدهیم، قراردادی بین ما با دیگری بسته میشود. این وجه از مکالمه به عمل مرتبط میشود؛ بنابراین باید مراقب باشیم چه وعدهای میدهیم و وقتی حرفی زدیم پای انجامِ آن بایستیم.
چهار گفتگوی عنوانشده در کتاب هنر گفتگوهای آگاهانه، مکمل یکدیگر هستند. با تمریناتِ کتاب میتوان بر روی آنها مسلط شد و گفتگوهای آگاهانهتری برقرار کرد. یک گفتگوی خوب ما را به موقعیت شغلی خوب، احساس رضایت و آسایش بیشتر میرساند و از اضطراب ما میکاهد.
کتاب هنر گفتگوهای آگاهانه تلاشی است برای باز کردن کلاف سردرگم گفتگوهای روزانه. انتشارات فلسفه این کتاب را با ترجمهی شاهین غفاری منتشر کرده است.
نکوداشتهای کتاب هنر گفتگوهای آگاهانه
-
مدلهای ارتباط و رهبری چاک ویزنر به من کمک کرد تا الگوهای فکری، قضاوتهای ناخودآگاه و داستانهای ذهنی خود را بررسی کنم. این کتاب نهتنها از من یک رهبر بهتر، بلکه فرد بهتری ساخته است. (داگ فیلد، مدیر ارشد سیستمهای الکتریکی و دیجیتال)
-
چاک ویزنر با ترکیب تجربیات شخصی و تکنیکهای مؤثر، ما را تشویق میکند که با کنجکاوی و ریزبینی به گفتگو نگاه کنیم. (سوزان مک فرسون، نویسندهی کتاب هنر گمشدهی اتصال)
-
گفتگوها ابزاری برای تقویت روابط ما هستند، اما یاد نگرفتهایم از آنها مراقبت کنیم. ویزنر در کتاب هنر گفتگوهای آگاهانه، عناصر کلیدی برای داشتن مکالمات متفکرانه را ارائه میدهد. (چیمنا ونگوچیا، نویسندهی کتاب گوش کن، انگار که واقعاً گوش میکنی!)
-
آنچه چاک به بهترین شکل آموزش میدهد این است که چگونه از کلمات بهطور مؤثر برای کاهش سوءتفاهم استفاده کنیم. (واینیت مهتا، مدیر مدلسازی سیستم و فناوری باتری، تسلا)
با چاک ویزنر بیشتر آشنا شویم
چاک ویزنر رئیس شرکت مشاورهی ویزنر است. لیست مشتریان او شرکتهایی مانند گوگل ، اپل، تسلا، مدرسهی بازرگانی هاروارد، فورد و کرایسلر را شامل میشوند. ویزنر جزو اولین کسانی بود که از طریق برنامهی استادی در هنر مربیگری حرفهای (Mastering the Art of Professional Coaching) در موسسهی نیوفیلد موفق به دریافت گواهینامه شد. او همچنین بهعنوانِ متخصصِ یادگیری سازمانی و رهبری در مرکز آموزش سازمانی MIT فعالیت میکند.
در بخشی از کتاب هنر گفتگوهای آگاهانه: تغییر شیوه صحبت کردن، گوش کردن و تعامل میخوانیم
کم نیستند کتابهای خودیاری که توصیههای مختلفی در مورد هنر گوش دادن، از جمله تماس چشمی، تکرار کلمات گوینده و تقلید زبان بدن او را ارائه دادهاند. در بسیاری از جلسات و دیدارها، گفتگوی درونی ما به حالت خلبان خودکار رفته و در همدستی با نفسمان، ما را تشویق میکند تا به جایگاه خود بچسبیم و کورکورانه از آن دفاع کنیم. وقتی به لاک دفاعی میرویم، نمیتوانیم گفتههای دیگران را هضم کنیم. درنتیجه توانایی ما برای گوش دادن به شدت کاهش مییابد. اگر بدانیم که داستانهای مختلف افراد (گفته و ناگفته)، چقدر آسان ممکن است در تضاد با هم قرار گیرند، میتوانیم حجم صدای درونی خود را کاهش داده و زمینهی توجه کردن و گوش دادن آگاهانه به دیگران را فراهم کنیم.
در حین گفتگو، توجه ما معطوف به احساسات، داستانها و نظرات خودمان است. در گفتگوهای نافرجام، مقدار زیادی از انرژی ما توسط صدای درونی و استرس بدنی مکیده میشود. برای اینکه واکنش قاطعانه و مؤثری نشان دهیم نیاز به تلاش آگاهانه، پردازش افکار خود و فرمولبندی پاسخهایمان داریم. این تلاش ممکن است طاقتفرسا باشد، اما میتوانیم یاد بگیریم که بخشی از توجهمان را از روی خویشتن برداشته و به دیگر حاضران در جلسه معطوف کنیم تا تبدیل به مشاهدهگر و شنوندهی بهتری شویم. در گفتگوهای چالشبرانگیز، بهجای غرق شدن در افکار و احساسات خود میتوانیم نسبت به کلمات، احساسات و واکنشهای دیگران آگاهی بیشتری پیدا کنیم. میتوانیم علاوهبر گوش دادن به کلام آنها، به زبان بدنشان نیز توجه کنیم تا پیامهای ارسالی توسط آنها را شناسایی کنیم. میتوانیم به لحن صدای دیگران دقت کنیم. مثلاً از خود بپرسیم «آیا او لحن دفاعی دارد؟» یا «آیا او به موضوع من علاقهمند شده؟» همچنین میتوانیم از تماس چشمی استفاده کنیم: «آیا او به نظر نگران یا حواسپرت میرسد؟» موارد زیادی برای کشف کردن وجود دارند.
تغییر جهت توجه، به ما کمک میکند تا بیشتر در زمان حال حضور داشته باشیم و برداشت و ادراک دیگران نسبت به ما تغییر کند. وقتی با ذهنآگاهی و هوشیاری به دیگران گوش کنیم، آنها تمرکز توجه ما را احساس میکنند و بیشتر رویمان حساب میکنند. این یک موقعیت برد-برد برای گفتگوها است و حضور قلبی ما این پیام را به دیگران میفرستد که مشتاق گوش دادن و فهمیدن هستیم. با حضور در لحظه، اطلاعات درستتری به دست میآوریم، بنابراین میتوانیم انرژی حاضران در اتاق را بخوانیم.
بله

























