کتاب تاثیرات روانشناختی مهاجرت نوشته ناهید فروزش فر به ابعاد مختلف پدیده مهاجرت از تعاریف و تاریخچه آن گرفته تا تاثیرات مهاجرین بر اقتصاد کشور میزبان میپردازد و عمل مهاجرت و شرایط مهاجرین را از منظر روانشناسی بررسی میکند.
در ذات انسان است که به آنچه دارد قانع نباشد و دائم به دنبال تغییر و تحول در محیط اطرافش باشد و بخواهد همه چیز را از نو بسازد. این اتفاق زمانی بیشتر خودش را نشان میدهد که جامعه نیازهای افراد را نتواند تامین کند، سد راه رشد و تعالی آنها باشد و امکان تحول و حرکت رو به جلو را از آنها سلب کند. در این شرایط مهاجرت تنها راهی است که فرد با در اختیار داشتن انتخاب و آگاهی در آن قدم میگذارد.
اگر مهاجرت با آمادگی و آگاهی کامل قبلی صورت پذیرد، باعث بهبود وضعیت افراد از نظر اجتماعی، اقتصادی، علمی و... خواهد شد ولی زمانی که هجرت بالاجبار و از روی ناچاری و بدون آمادگیهای لازم صورت پذیرد، فرد در کشور مقصد موانع و سدهای محکمی را پیش رو میبیند که امکان پیشبرد اهداف و خواستههایش به سختی ایجاد میشود و حتی ممکن است زمینه لازم برای تحقق آنها میسر نباشد. در نتیجه وضعیت روانی فرد در محیط جدید به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد و دچار مشکلات روانشناختی فراوانی نظیر اضطراب و افسردگی میشود.
مهاجرت بر سلامت روان افراد چه تاثیری میگذارد؟
در چارچوب فرایند مهاجرت سه مرحله کلیدی از مهاجرت شناسایی شده است که شامل مراحل قبل از مهاجرت، مرحله مهاجرت و مرحله بعد از مهاجرت هستند و به خودی خود از منابع ایجاد استرس به شمار میآیند.
در مرحله قبل از مهاجرت، فرد تصمیم میگیرد که خانه و کاشانه خود را ترک کند و این تصمیم سختی و مشقت اقتصادی یا سیاسی و غیره را در کشورش دارد. گرچه این تئوری اشاره بر این دارد که تجربیات مهاجران در سرزمین مادری، قبل از مهاجرت میتواند بر سلامت روانی آنها بعد از مهاجرت، تأثیر لازم را بگذارد. درآمد پایین، سطح آموزش کم و موقعیت اجتماعی پایین در کشور، خود میتواند باعث افزایش ریسک نشانههای افسردگی اساسی در مهاجران شود. برخی از آنان در حین سفرشان وقایع تلخ و تکان دهنده را تجربه میکنند مانند سوء استفاده جنسی، بیماری، دزدی و... در نتیجه مهاجرت میتواند کاملاً پراسترس باشد بخصوص برای والدینی که با فرزندانشان سفر میکنند.
مرحله بعد از مهاجرت مربوط میشود به استقرار یافتن و اداره کردن زندگی در یک کشور جدید. برای مهاجران زندگی در یک اجتماع جدید با چندین گویش زبانی میتواند استرسزا باشد، در نتیجه موانع زبانی میتواند دسترسی مهاجران را به استفاده از خدمات بهداشتی و سلامتی تحت تأثیر قرار دهد. بسیاری از مهاجران مجبور میشوند که اعضای خانوادهشان را ترک کنند و آنها را در سرزمین خودشان باقی بگذارند. جدایی از فرزند و همسر یا والدین بطور معمول به ایجاد افسردگی در آنها کمک میکند.
کتاب تاثیرات روانشناختی مهاجرت مناسب چه کسانی است؟
مطالعه این کتاب برای فعالان حوزه روانشناسی بزرگسال و کسانی که به دنبال کسب اطلاعات درباره مهاجرت و پیامدهای آن هستند، مناسب است.
در بخشی از کتاب تاثیرات روانشناختی مهاجرت میخوانیم:
مهاجرت لزوماً به معنای از دست دادن تابعیت فرد نیست و فرد مهاجر میتواند تابعیت اصلی خود را حفظ نموده و در صورت تمایل به کشور خود مراجعت کند و از حمایت دولت متبوع خود برخوردار باشد. ولی فرد پناهنده غالباً تابعیت کشور مبتوع خود را با پذیرش تابعیت کشور دیگر از دست میدهد و از حمایت کشور خود برخوردار نخواهد بود و همچنین نمیتواند به کشور اصلی خود باز گردد.
اما وجه مشترک مهاجرت و پناهندگی این است که امکان دارد مهاجرت نیزمانند پناهندگی مبتنی بر رشد سیاسی و نژادی و مذهبی باشد ولی شخص مهاجر بر خلاف پناهنده درمعرض تعقیب نیست ولی از لحاظ سیاسی و عقیدتی با دولت متبوع خود برخوردی نداشته و صرفاً به دلایل و انگیزههای شخصی، کشور خود را ترک میگوید. به عبارت دیگر در مهاجرت معمولاً انگیزههای اقتصادی، مذهبی و نژادی نافذ هستند و انگیزههای سیاسی هر چند دخیل و موثر در مهاجرت هستند اما در مقایسه با انگیزههای دیگر از درجه اهمیت کمتری برخوردار میباشند.
بر طبق ماده 13 اعلامیه حقوق بشر، شهروندان نبایستی ممانعتی در ترک کشور خود داشته باشند. آنهایی که تمایز و تفاوت در زمینههای قانونی را رد میکنند، میگویند که آزادی رفت و آمد هم در داخل یک کشور و هم میان کشورهای مختلف یک حق بشری مهم و اساسی است و سیاستهای محدود کننده مهاجرت، اگر کشورها و دولتهایی این حق آزادی رفت و آمد و کوچ کردن را رد کنند، در حقیقت حقوق و آزادی بشریت را رد کردهاند. اینجا توجه به این نکته لازم است که آزادی برای حق ورود به خودی خود برای مهاجران، کار، مسکن، مراقبت بهداشتی یا شهروندی و اقامت را تضمین نمیکند.
بله

















