کتاب درمان اضطراب در ده روز نوشتهی چارلی هوئن، با ارائه تکنیکها و راهحلهای کلیدی به شما کمک میکند تا عوامل و دلایل اضطراب را در خودتان شناسایی کنید و زندگی آرام و بیدغدغهای را آغاز نمایید.
آیا شبها کمتر از هشت ساعت میخوابید؟ آیا در لحظات بیداری هر روز ساعتهای متمادی را به صفحه تلویزیون خیره میشوید؟ آیا اصولا از طریق شبکههای اجتماعی و گوشی با مردم ارتباط برقرار میکنید؟ آیا اکثر وقتها را در خانه میگذرانید و خودتان را از هوای تازه و نور آفتاب محروم میکنید؟ آیا برای مقابله با نگرانیها و اضطرابهای روزمرهی ناشی از شرایط اجتماعی به الکل و مواد مخدر پناه میبرید؟ این کار را نکنید. در عوض کتاب درمان اضطراب در ده روز (Heal your anxiety in 10 days) را بخوانید و خودتان را درمان کنید.
چارلی هوئن (Charlie Hoehn) در این کتاب از گرفتاری خود در شرایط مشابه و چگونگی نجات خود سخن میگوید. این کتاب یک غافلگیری دیگر هم دارد. در ضمیمهی آن کتاب دیگری از الیزابت هاوس ترجمه شده که پاداش شما برای رهایی از اضطراب و افسردگی است. در حقیقت یک کتاب میخرید و دو کتاب میخوانید.
هر کسی بالا و پایینهای زندگی خودش را دارد. بعضی روزها ممکن است خیلی نگران باشید و بعضی روزها هم اصلا احساس نگرانی نداشته باشید. کاری که ممکن است یک روز خیلی آسان به نظر برسد. در روز دیگر ممکن است انجام آن غیرممکن باشد. داشتن یک روز بد یا یک شکست به این معنا نیست که نمیتوانید پیشرفت کنید. در حقیقت، روزهای بد و شکستهای شما، فرصتهایی هستند که میتوانید با آنها تکنیکهایی را که در این کتاب به شما آموزش داده شده را تمرین کنید.
اگر شما دنیای دور و برتان را همانند یک زمین بازی ببینید، همه چیز شروع به تغییر کردن میکند. نسبت به دیگران حس بهتری خواهید داشت، به مردم بیشتر اعتماد کرده و آنها را بیشتر دوست خواهید داشت. آن وقت همه این رفتارها به خود شما برخواهد گشت. اگر چند هفته این کار را انجام دهید، بعد از مدتی متوجه میشوید که افرادی دوست داشتنی و شوخ دور و برتان را گرفتهاند.
جملات برگزیدهی کتاب درمان اضطراب در ده روز:
- افرادی که دور و بر شما وجود دارند، هم بازیان شما هستند.
- زندگی مجموعهای از فرصتهاست که به شما این امکان را میدهد تا با کسانی که دوستشان دارید خوش بگذرانید.
- زندگی همانطور با شما رفتار میکند که شما با آن رفتار میکنید. این رویکرد شماست که مشخص میکند دنیا با شما چه رفتاری داشته باشد.
در بخشی از کتاب درمان اضطراب در ده روز میخوانیم:
تعریف من از محرکها خیلی گسترده است. هرچیزی که باعث افزایش ناآرامی و فعالیتهای عصبی در شما شود محرک نام دارد. من صرفا در مورد محرکهای فیزیکی نظیر نوشابههای انرژیزا یا مواد مخدر صحبت نمیکنم بلکه در مورد همه چیزهایی حرف میزنم که با دیدن یا شنیدن آنها دچار اضطراب و استرس میشوید نظیر اخبار، برنامههای مستند تلویزیون، فیلمهای ترسناک، حتی پیامهای تلفنی و یا محتویات موجود در فضاهای مجازی.
هرکدام از موارد بالا که به آنها اشاره کردم اگر هوشیاری شما را تحت تاثیر قرار دهند یا جریان خون را در بدنتان کم و زیاد کنند و موجب انجام اقدامات عصبی و هیجانی شوند یک محرک محسوب میشوند. همه ما در مواردی از محرکها استفاده کردهایم. اما مشکل در خودآگاه ما وجود دارد؛ اینکه نمیدانیم چگونه محرکهای مضر را از بین ببریم یا حتی درک کنیم که کدام یک از محرکهای عادی حال ما را بدتر میکنند.
در اینگونه مواقع، ما بیشتر بر روی اینکه چقدر از نظر روحی و جسمی حالمان بد است متمرکز میشویم و به جای اینکه از خودمان بپرسیم چه چیزی باعث به وجود آمدن این احساسات ناخوشایند شده است از خودمان میپرسیم: چرا من؟ اینها همان محرکهایی هستند که از آنها حرف زدهایم. وقتی که در بالاترین سطح استرس قرار داشتم، درگیر همه انواع محرکها شده بودم. حتی نمیدانستم که دارم با خودم چکار میکنم زیرا به شدت به این مواد سمی و اطلاعات ناراحت کننده معتاد شده بودم.
بله



















