کتاب سینمای استراتژیک نوشتهی مجتبی نیک رهی و محمدفاضل محمدی، به مباحثی مانند ابعاد فرهنگی، نقد و بررسی فیلم، راز حفظ بقاء عوامل سازنده فیلمهای تولیدی غرب، جنبههای سیاسی و رسالت سینما در ایران میپردازد.
ابتدا سینما با جنبهی تفریحی و سرگرم کننده پا به عرصه گذاشت اما در مدت زمان کوتاهی دربردارندهی مفاهیم خاص و پیامهای گروههایی خاص شد.
سینمای سیاسی جزو واژههای آشنایی محسوب میشود که اهداف سیاسی را بر سینما وارد کرده است. همچنین سینمای پلیسی و جنگ نیز از ژانرهایی هستند که اهداف سیاسی را دنبال میکنند. در تمام این نقد و بررسیها بخشی از سینما که بیشتر مردم آن را میپسندند، یعنی همان فیلمهای سرگرمی، خانوادگی، کارتونها و ... هستند که معمولاً بیطرف در نظر گرفته میشوند و سینمای سیاسی را محدود به فیلمهایی میکنند که پیام مستقیمی از سیاستمداران را بیان میکند.
در رویکرد دوم، سینمایی استراتژیک است که از آسیبها و ضعفهای جامعه و تمدن دشمن و حریف به طور کامل آگاهی دارد و تبدیل به تهدیدی برای آن آسیبها میشود.
واژه "استراتژی" امروز به علم بقا تعریف میشود و دانش استراتژی همه آن راه و روشهایی هستند که شما استفاده میکنید تا پایداری یک تمدن یا کشور تضمین شود. اگر با همین دید نگاه کنید سینمای استراتژیک سینمایی است که با هدف بقا و پایداری یک جامعه فعالیت میکند. این بقا میتواند بقای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اعتقادی و دینی یا حتی بقای ایدئولوژیک باشد که هر کدام از اینها میتواند در معنا و مفهوم سینمای استراتژیک جا بگیرد.
علاوه بر این در کتاب پیش رو متوجه میشوید که سینمای استراتژیک قادر است، استمرار یک تمدن، یک کشور و جامعه، ضعفها و آسیبها را از بین ببرد و متقابلاً تهدیدها را هم شناسایی و خنثی کند؛ این یک بخش دفاعی است.
در بخشی از کتاب سینمای استراتژیک میخوانیم:
موضوع مهدویت و مفاهیم آخرالزمانى، بستر دراماتیکى براى سینماى هالیوود است. تعداد فیلمهایى که مستقیماً یا ضمناً با این تمها ساخته شدهاند، فوق انتظارند. جاذبههایى که دنیاى نادیده و موعود در انتهاى خود با خود حمل مىکند، پر از اکشن، اهریمن، نجات دهنده و قدرتهاى محیرالعقول و گسستها و پیوندهاى غیرمنتظره، در زمان و مکان است. جاذبههاى بصرى و دراماتیک برخى از این فیلمها نظیر آرماگدون، ترمیناتور، ماتریکس و ... ، هوش از سر تماشاگر عادت زده مىبرد و ما را از نکتههاى اساسىترى غافل مىکند.
ساده نگرانهترین حرکت، شبیهسازى مفاهیم این سینما با مشترکات لفظى آن در تشیع، آه و حسرت و آرزو براى ساختن فیلمهایى با مضمون صریحترى درباره مهدویت و انتظار است که حتى در میان برخى نویسندگان و منتقدین هم دیده مىشود! در ادامه این نگرش، سعى در پیدا کردن اسرار و رموز صهیونیستى و استکبارى و پیچاندن همه آن چه در فیلم دیده مىشود، براى اثبات مقصود دل و محکوم کردن سازنده و نویسنده است؛ بدون توجه به درستى یا نادرستى ادعاها و مستندات.
در این میان، آن چه بیش از هر چیز خودنمایى مىکند، سینما است. محکوم کنندگان و آرزومندان، هیچ کدام به مبانى سینما توجهى نمىکنند و فارغ از باید و نباید ذات این هنر (صنعت) به مضمون و بیشتر از آن به پشت پرده سینما نظر دارند. سینما براى حیات و رشد خود، نیاز به درنوردیدن عرصههاى تازه و حتى ممنوع براى داستانپردازى دارد. در این میان، هر قدر فضاى تاختن اسب خیال، خصوصاً در امور غیرمحسوس بازتر باشد، صنعتگران هالیوودى، عشق بیشترى به آن مىورزند.
بله




















