کتاب نیمهشب در داستایفسکی، از چند داستان نسبتا کوتاه تشکیل شده و هر کدام از این داستانها متعلق به یکی از نویسندگان مشهور اروپایی است.
جولیان بارنز (Julian Barnes)، دان دلیلو (Don DeLillo)، نیکل کراوس (Nicole Krauss)، برد واتسن (Brad Watson)، موریل اسپارک (Muriel Spark)، سیلویا پلات (Sylvia Plath)، هر کدام سبکهای خاص خودشان را دارند. بنابرین با مطالعه کتاب نیمهشب در داستایفسکی (Midnight in Dostoevsky) علاوه بر خواندن داستانهای جذاب با سبکهای مختلف داستاننویسی نیز آشنا خواهید شد.
در بخشی از کتاب نیمهشب در داستایفسکی میخوانید:
تابستان 1944، وقتی هنوز تأخیر پنج شش ساعتهی قطارهای بین شهری چیز چندان عجیبی نبود، با قطار شب که تنها در یورک سه ساعت تأخیر داشت از ادینبرگ به لندن رفتم. ده نفر در کوپه بودند که فقط دو نفرشان را، به دلیل موجهی، به خوبی به خاطر میآورم.
وقتی به عقب بر میگردم، چنین احساس میکنم که یک ردیف آدم رو به رویم نشسته بودند، درهم و برهم در حال چرت زدن با سرهایی کج، و همانطور که وقتی به غریبههایی که در خواباند نگاه میکنیم معمولا این طور به نظر میرسد، ویژگیهای ظاهریشان اهمیت و فردیت دو چندانی به خود اختصاص داده بود، که بعضی وقتها نگریستن به آن آزار دهنده میشد. انگار استعداد روزانهشان در از بین بردن آثار بیرونی مربوط به خود را در ازای نابودی ذهنشان تسلیم کرده بودند. در این حالت، به نقاشیهای قرن دوازدهم شباهت داشتند، ردی از ناخودآگاهی قرون وسطا در آن آدمها بود، در همه به جز یک نفر.
او سربازی بود با هشیاری فراتر از هشیاری معمول اغلب مردم در وقت بیداری. پشت سر هم با پُکهایی طولانی و آرام سیگار میکشید. به نظرم شبیه آدمهای شرور میآمد، از نسلهای پیشین. پیشانیاش بالای آن ابروهای پیوستهی سیاه و پرپشت کمتر از دو اینچ بلندی داشت. آروارهاش بزرگ نبود، اما میمون مانند بود، دماغ کوچک و چشمهای نزدیک به هم و ژرفش هم همینطور. به نظرم پدر و مادرش احتمالا با هم خویشاوند بودند. شبیه انسانهای نخستین بود.
بعدا مشخص شد که او بسیار مهربان و بانزاکت است. وقتی سیگارم تمام شد، خورجینش را گشت و یک پاکت سیگار برای من و یکی هم برای دختری که کنارم نشسته بود، بیرون آورد. هر دومان سعی کردیم با مشتی پول خرد، پول سیگارها را به او بدهیم. هیچ چیز غیر از اینکه سیگارهایش را قبول کنیم خوشحالش نمیکرد، بعد بلافاصله مشغول سیگار کشیدن بیصدا و متفکرانهاش شد.
بله



































