کتاب دوازده داستان برگزیده از ادبیات ایتالیا از لوئیجی پیراندلو، نویسندهی برندهی جایزهی نوبل، مجموعه داستانی است که از زوایای گوناگون به تجربههای انسانی، چون رنج، تنهایی و فقدان مینگرد و شخصیتهایی را نشان میدهد که ناچارند در نقشهای تعریف شده بازی کنند. این کتاب دریچهای به جهان پیچیده و چندلایهی پیراندلو و دغدغههای همیشگی او دربارهی هویت، تنهایی و حقیقت میگشاید.
دربارهی کتاب دوازده داستان برگزیده از ادبیات ایتالیا
قطار کوچک محلی میزبان مسافرانی است که فرزندان خود را راهی جبهههای جنگ کردهاند. در این میان زن و مردی که با رنج و اندوه جدا ماندن از تنها پسرشان دست به گریباناند، با کسانی روبهرو میشوند که مدتهاست فرزندان خود را به جبهه فرستادهاند و این را فداکاری در راه وطن و افتخاری برای خود میدانند. جنگ، اولین داستان از کتاب دوازده داستان برگزیده از ادبیات ایتالیا اثر لوئیجی پیراندلو است که تقابل میان عشق پدرانه و وظیفه در برابر میهن را بازتاب میدهد.
در کتابهای پیراندلو، موقعیتهای ساده و روزمره اغلب به بستری برای کاوش در پیچیدگیهای روان انسان و مناسبات اجتماعی تبدیل میشوند. او با پرداختن به بحران هویت، تنهایی، ترس، مرگ، عشق و تضاد میان خواستههای فردی و انتظارات جامعه، شخصیتهایی را به تصویر میکشد که میان نقشهای تحمیلشده و میل به رهایی از آنها گرفتارند.
در آثار لوئیجی پیراندلو، شخصیتها صرفا نمونههایی از یک نظریهی فلسفی یا اجتماعی نیستند؛ بلکه بیش از هر چیز انسانهایی هستند با همهی ضعفها، رنجها و تناقضات انسانی که در جستوجوی شناخت خویشتن و یافتن جایگاه خود در جهاناند.
12 داستان از برندهی جایزهی نوبل ادبیات
پیراندلو به دلیل نوآوری در داستاننویسی و نمایشنامهنویسی و گسترش مرزهای این دو هنر، جایگاهی برجسته در ادبیات جهان دارد؛ تا جایی که توانست جایزهی نوبل ادبیات را در سال 1934 از آن خود کند. این مجموعه داستان کوتاه با گردآوری دوازده روایت، نمونهای از جهان چندلایهی پیراندلو و نگاه انسانی و نقادانهی او را به زندگی پیش روی خواننده میگذارد و دریچهای به ادبیات ایتالیا میگشاید.
اگر علاقهمندید چند داستان کوتاه ایتالیایی از لوئیجی پیراندلو، نویسندهی ادبیات مدرن ایتالیا بخوانید، با خرید کتاب دوازده داستان برگزیده از ادبیات ایتالیا نشر کتاب دانیال مجموعهای در اختیار خواهید داشت که شخصیتهای پیچیده را در موقعیتهای بهظاهر ساده قرار میدهد و بهتدریج لایههای پنهان روان و رفتار انسان را آشکار میکند.
کتاب دوازده داستان برگزیده از ادبیات ایتالیا برای شما مناسب است اگر
- از خواندن داستان کوتاه لذت میبرید و علاقهمندید چند نمونه از ادبیات ایتالیا بخوانید.
- به داستانهایی علاقهمندید که به موضوعاتی چون هویت، تنهایی و واکاوی در پیچیدگیهای روان انسانها میپردازند.
در بخشی از کتاب دوازده داستان برگزیده از ادبیات ایتالیا میخوانیم
پس از انتظاری دراز، زمانی که دیگر همه دست از امید شسته بودند، یوهانس به خانهاش بازگشت. یکی از روزهای تیره و تارِ ماه مارس بود؛ کلاغها اینسو و آنسو میپریدند. او بهشکل غیرمنتظرهای از در وارد شد؛ هیچکس انتظارش را نداشت. مادرش دوید تا او را در آغوش بکشد و فریاد زد: خدایا! ای خدای بزرگ! خواهر و برادر کوچکش، آنا و پتر، نیز از شادی به جنبوجوش درآمدند. لحظهای که ماههای مدید در آرزوی رسیدنش بودند، فرا رسیده بود؛ لحظهای که بارها در خواب دیده بودند.
یوهانس بهطرز مرموزی ساکت بود و هیچ نمیگفت. حالتی داشت که گویی میکوشید از گریستن خودداری کند. مادر با گریه گفت: بگذار تماشایت کنم. بگذار تماشایت کنم… چقدر بزرگ شدی! اما چرا رنگت پریده؟ مادر با گفتنِ این جمله، در حالی که ترسیده بود، عقب رفت. بهراستی هم رنگش پریده بود؛ مثل آنکه رمق و توانش رو به پایان باشد. با حالتی خسته، کلاهش را از سر برداشت، به میان اتاق رفت و روی صندلی نشست. چقدر خسته به نظر میرسید؛ چقدر زیاد! گویی لبخند زدن هم برایش دشوار بود. در نظرِ مادرش، شبحِ غریبی مینمود که هر لحظه با او بیگانهتر و گریزپاتر میشد.
مادر گفت: پسرم، دستکم پالتو را دربیاور. با خود فکر کرد چقدر پسرش بزرگ، زیبا، موقر و متین شده است؛ گرچه بهطوری ترسناک رنگش پریده بود، اما خب، زیاد مهم نبود. مادر دوباره گفت: پالتو را دربیاور و بده به من. مگر نمیبینی اتاق گرم است؟
یوهانس ناگهان با حرکتی تند و ناخودآگاه خودش را عقب کشید و از ترسِ آنکه مبادا دست به پالتو بزنند، آن را محکمتر به خود چسباند. گفت: نه، ولم کنید! نمیخواهم پالتو را دربیاورم. از آن گذشته، همین حالا باید بروم.
مادر گفت: باید بروی؟ بعد از دو سال تازه برگشتی، حالا میخواهی دوباره بروی؟
پس از آن خوشحالیِ بزرگ، بار دیگر رنجی عظیم او را فرا گرفت؛ رنجی که تنها مادرانی که طعمِ فراق را چشیدهاند، حس میکنند. مادر دوباره پرسید: همین حالا میخواهی بروی؟ یعنی نمیخواهی چیزی بخوری؟
بله


























