«موسیقی» قصه هم میگوید؟! در کتاب سیمهای سحرآمیز فرانکی پرستو نوشتهی میچ آلبوم که این کار را کرده! نویسندهی این کتاب پرفروش نیویورک تایمز با خلق شخصیتی خیالی به نام فرانکی پرستو و قرار دادن او در بستر تاریخ موسیقی، یک داستان تاریخی آمیخته با عشق، موسیقی و رئالیسم جادویی روایت کرده است. همه چیز از تولد عجیب فرانکی داخل کلیسایی در حال سوختن آغاز میشود.
دربارهی کتاب سیمهای سحرآمیز فرانکی پرستو
این کتاب را میتوان یکی از کتابهای مهم و درخشان میچ آلبوم به شمار آورد؛ نویسندهای که پیش از این با نوشتن سهشنبهها با موری توانسته بود مقبولیت بالایی میان منتقدان و خوانندگان کسب کند. علاقهی این نویسنده به موسیقی آخر کار دستش داد و او را به سمت خلق یک شخصیت درخشان در تاریخ خیالی موسیقی سوق داد: فرانکی پرستو.
در اسپانیا و کلیسایی در حال سوختن، پسری به دنیا میآید. اما متاسفانه نمیتواند از موهبت داشتن پدر و مادر بهره ببرد و یتیم میشود. میچ آلبوم در کتاب سیمهای سحرآمیز فرانکی پرستو، زندگی این پسرک یتیم را به تصویر میکشد؛ از پذیرفته نشدنش در مدرسهی موسیقی تا روز مهم آشناییاش با یک معلم پیر و نابینای موسیقی! او همه چیز را از سر میگذراند؛ جنگ را میبیند، مهاجرت میکند، به شهرت میرسد و با بسیاری از نوازندگان معروف تاریخ مستند موسیقی ارتباط میگیرد. همه به لطف استعدادش در موسیقی!
امکانات رئالیسم جادویی؛ روایت «موسیقی» از آدمها
راوی کتاب سیمهای سحرآمیز فرانکی پرستو نشر قطره کمی متفاوت است؛ راوی خود موسیقی است! این بار البته بهجای نتها از کلمات استفاده خواهد کرد. او برای ما بهخوبی مسیر تاریخ را روشن میکند، جنگ داخلی اسپانیا و فشاری که بر مردم آمده اکنون باعث مهاجرت بسیاری از افراد مستعد شده است. فرانکی جوان هم که توانسته گیتار را بهخوبی از استاد نابینا اما راهبلدش بیاموزد از این قضیه مستثنی نیست.

فرانکی در کودکی با اورورا دوست میشود و این اصلاً یک دوستی معمولی نیست، موسیقی برای اولین بار همانجا میفهمد که فرانکی عاشق اورورا شده است. میچ آلبوم برای این استعداد ناب موسیقی و عاشقپیشه یک ویژگی خیالانگیز هم تعریف کرده؛ هرجا که فرانکی به کسی کمک کند، یکی از سیمهای گیتارش خاصیت جادویی پیدا و رنگ عوض میکند. میتوان گفت در این رمان تاریخی موسیقی پلی است میان آدمها، فرهنگها و تاریخ.
میچ آلبوم و روایت خیالی از تاریخ موسیقی
رمان سیمهای سحرآمیز فرانکی پرستو میچ آلبوم تاریخ را روایت میکند اما با کمی تغییر. شخصیتی به نام فرانکی پرستو وجود ندارد و زادهی خیال نویسندهی کتاب است. اما چه کسی میتواند بگوید الویس پریسلی، جنگو راینهارت و دولورس ری واقعی نبودهاند؟ در این کتاب برگزیدهی آمازون، ورود این نوازندهی جادویی به آمریکا برایش دنیای عجیبی میسازد که پر است از فراز و نشیبهای جذاب. ازدواج و شکست رابطههای عاطفیاش، آشنایی و همکاری با بزرگترین نوازندگان تاریخ موسیقی آمریکا، اعتیاد و هزار جور اتفاق دیگر از فرانکی کوچولو یک انسان متفاوت میسازد.
شما با خرید کتاب سیمهای سحرآمیز فرانکی پرستو که توسط مندی نجات ترجمه و به همت نشر قطره منتشر شده است میتوانید یک داستان تاریخی هیجانانگیز از قرن بیستم و ادبیات آمریکا در اختیار داشته باشید؛ رمانی فانتزی در بستری مستند از تاریخ. شما به لطف «موسیقی» با زندگی فرانکی پرستو و عجایب آن همراه میشوید.
جوایز و افتخارات کتاب سیمهای سحرآمیز فرانکی پرستو
- پرفروشترین کتاب نیویورک تایمز
- قرار گرفتن در فهرست کتابهای منتخب وبسایت آمازون
نکوداشتهای کتاب سیمهای سحرآمیز فرانکی پرستو
- کاوشی در معنای خلاقیت برای افرادی که آن را در آغوش میگیرند. گرم و دلنشین و در عین حال دردناک و تأثیرگذار. مجموعهای فوقالعاده از شخصیتها که هر یک در لحن و تعاملشان با فرانکی پرستو، ویژگی متمایز و منحصربهفرد خود را دارند. (ژورنال یهودیان سندیگو)
- یک اثر کلاسیک در حال شکلگیری است. فرانکی پرستو در تمام شخصیتهایی که در طول این سفر موسیقایی تحت تأثیر او قرار گرفتند، حضوری بسیار زنده دارد. (ایندیا تودی)
کتاب سیمهای سحرآمیز فرانکی پرستو برای شما مناسب است اگر
- به داستانهای تاریخی قرن بیستم علاقه دارید.
- از خواندن کتابهای ادبیات آمریکا با سبک رئالیسم جادویی لذت میبرید.
- کتابهای دیگر میچ آلبوم را خواندهاید و دوست دارید داستان دیگری از او بخوانید.
- خواندن یک داستان دربارهی موسیقی شما را به وجد میآورد.
در بخشی از کتاب سیمهای سحرآمیز فرانکی پرستو میخوانیم
یکی از آهنگهای محبوب فرانکی «SAVE THE LAST DANCE FOR ME» نام داشت، کاری از دریفترز. ترانهسرای این آواز داک پُمِس نام دارد که قربانی بیماری فلج اطفال است. شعر ترانه دربارهی زنی است که با مردهای دیگر میرقصد، در شعر به آن زن گفته میشود که اشکالی ندارد با بقیه برقصد، فقط به شرط اینکه یادش بماند چه کسی او را به خانه میبَرَد. داک با یادآوری شب عروسیِ خودش این شعر را سرود، وقتی که بقیهی مردها با همسرش (یعنی عروس) میرقصیدند و او مجبور بود همانطور که روی صندلی چرخدار نشسته به آنها نگاه کند. داک شعرش را پشت کارت دعوت عروسیشان نوشت، با دستخطی ناخوانا و خرچنگقورباغه، و خیلی سریع.
همانطور که به شما گفتم، هر داستان عاشقانه یک سمفونی است که قطعهی نهایی آن روندو نام دارد -- نتهای تکراری در کلید معین با ریتم تکرارشوندهای که توسط قطعههای بسیار کوتاه مختلفی قطع میشود. ملودی زمینه با بخشهای میانی. مدتها بود که فرانکی و اورورا با روندوِی ورودها و خروجهایشان آخرین رقصها را برای همدیگر نگه داشته بودند. و بالاخره سال 1974 دوباره به یکدیگر پیوستند، دوباره و برای همیشه -- و از بین اینهمه امکان و احتمال، به لطف یک برنامهی رادیویی.
بله. یک برنامهی رادیویی. آقای تونی بنت (یا بِنِدِتّو) در حق آقای پرستوی آشفته و پریشان لطف کرد، یک لطف نهایی. آن روز، همانطور که سوار لیموزینش بود و میخواست از لندن برود یکی از گویندههای بیبیسی را نیز در خودرویش پذیرفت. آنها در مسیرشان به سمت فرودگاه با همدیگر حرف زدند و آقای بنت بعضی از قسمتهای داستان فرانکی را برای او نقل کرد. البته اسمش را نگفت. فقط تعریف کرد که او هر روز صبح روی نیمکتی در پارک مینشیند و گیتارش را روی رانهایش میگذارد، بعد منتظر میشود تا همسرش بیاید.
بله

























