جوزف کمبل، اسطورهشناس برجسته در کتاب الههها به سراغ بررسی تصویر و معنای الوهیت زنانه در فرهنگهای مختلف میرود و چهرهها، نمادها و کارکردهای الههها را در دورهها و سنتهای گوناگون بررسی میکند. او در این اثر اسطوره را صرفا مجموعهای از روایتهای باستانی نمیبیند، بلکه آنها را دریچهای برای شناخت فرهنگ و شیوههای مختلف معنا بخشیدن به تجربهی انسانی میداند.
دربارهی کتاب الههها
محوریت اصلی این کتاب به بررسی تحول مفهوم الههها در تاریخ فرهنگ بشر اختصاص دارد؛ نخستین از الههی مادر بهعنوان نماد آفرینش، طبیعت و باروری، تا ظهور چهرههای گوناگون الهی در تمدنهای مختلف. جوزف کمبل در این اثر نیز همچون دیگر نوشتههایش مثل کتاب قدرت اسطوره و قهرمان هزار چهره، نشان میدهد که چگونه اسطورهها مفاهیمی بنیادین دربارهی زندگی، مرگ، تولد دوباره و رابطهی انسان با جهان را در قالب نمادها بیان میکنند.
کمبل مسیر دگرگونی الوهیت زنانه را در دورهها و فرهنگهای مختلف، از اروپای کهن و دوران نوسنگی تا مصر، سومر و یونان دنبال میکند و در این بین میکوشد نسبت میان تغییرات تاریخی جوامع و دگرگونی جایگاه الههها را روشن کند؛ اینکه چگونه با تغییر ساختارهای اجتماعی، دینی و فرهنگی، نقش و معنای امر زنانه نیز در اسطورهها بازتعریف شده است.
مفهوم الههی مادر و رابطهی اسطوره و دین
مفهوم الههی مادر، از موضوعات موردتوجه جوزف کمبل در کتاب الههها (اسرار الوهیت زنانه) نشر مرکز است؛ در بسیاری از باورها و اسطورههای باستانی، زنانگی با طبیعت، آفرینندگی و چرخههای زایش و حیات دوباره در پیوندی تنگاتنگ قرار داشته. نویسنده نشان میدهد که چگونه در نخستین جوامع کشاورزی و یکجانشین، ارتباط میان زمین، باروری و زنانگی به شکلگیری تصویر الهههایی انجامید که نهتنها نقشی شبیه به مادر هستی داشتند، بلکه نماد نظم کیهانی و استمرار زندگی نیز بودند.
جوزف کمبل در ادامه به بررسی رابطهی تنگاتنگ میان اسطوره و دین میپردازد؛ او نشان میدهد که تغییرات تاریخی و اجتماعی چگونه بر ساختار اسطورهها اثر گذاشتهاند و چگونه جایگاه الههها در دورههای مختلف دستخوش تغییر و تحولی عمده شده است. تقابل میان سنتهای الهه محور و ظهور نظامهای دینی مبتنی بر خدایانی مذکر، از موضوعات مورد توجه کمبل در کتاب الههها بوده است. برای کمبل، اسطورهها بازتابی دقیق از دگرگونگیهای فرهنگی، اجتماعی و ذهنی بشر در طول تاریخ حیاتش بوده است.

یونگ و بررسی کهن الگوی زنانه
جوزف کمبل همچون کارل گوستاو یونگ، روانشناس و پژوهشگر برجستهی قرن بیستم، اسطورهها را بیانگر الگوهای عمیق روان و ذهن انسان میداند؛ الگوهایی که در فرهنگهای مختلف با شکلهای متفاوت ظاهر میشوند. بدین شکل، ارتباطی دقیق میان الههها با روانشناسی اسطوره و مفهوم کهن الگوی یونگی برقرار میشود.
خرید کتاب الههها شما را دعوت به بازخوانی اسطورههای باستان و کشف لایههای پنهانی میکند که در پشت این روایتهای دینی و اسطورهای، جای گرفتهاند. جوزف کمبل با نگاهی گسترده به جهان اساطیری، نشان میدهد که چگونه تصویر زنانه در فرهنگهای مختلف حامل معناهایی بسیار فراتر از نقشهای اجتماعی صرف است و یکی از شیوههای ادراکی بنیادین بشر بهمنظور فهم آفرینش و هستی بوده است. این اثر توسط عباس مخبر به فارسی ترجمه شده و نشر مرکز آن را منتشر کرده است.
در نکوداشت کتاب الههها
- کتاب الههها جوزف کمبل مجموعهای از سخنرانیها و کارگاههای این نویسنده دربارهی الهههاست که نمادها و مضامین مرتبط با الوهیت زنانه را بررسی میکند. سافرون رسی این کتاب را تدوین کرده و آن را میتوان گنجینهای ارزشمند و مروری جامع بر دیدگاه کمبل دربارهی اسطورهشناسی الههها دانست. (کاربر گودریدز)
کتاب الههها برای شما مناسب است اگر
- به کتابهای جوزف کمبل علاقه دارید و میخواهید درمورد اسطوره شناسی، الهههای یونانی و بازنمایی تصویر زنانه در طول تاریخ بشر بیشتر بدانید.
- میخواهید به درکی عمیقتر از ارتباط میان تاریخ و تحول روان و ادراک بشری، از خلال روایتها و تصویرسازیهای اسطورهای برسید.
- قصد مطالعهی اثری را دارید که با بررسی تطبیقی اسطورههای مصر باستان، تمدن سومر، ایزد بانوهای یونانی و... نشان دهد که تصویر الوهیت زنانه به چه شکل، همسو با دگرگونی جوامع، تغییر کرده است.
در بخشی از کتاب الههها: اسرار الوهیت زنانه میخوانیم
در اسطورههایی که میخواهم در آغاز بر آنها تأکید کنم، به درستی الههها در اولویت قرار دارند. در سنتهای کشاورزی دوران نوسنگی، سادهترین تجلی الهه، بودن در مقام مادر زمین است. زمین زندگی را میزاید و تغذیه میکند و این شبیه قدرت زن است.
اسطورههای اولیه را میتوان به دو دستهی کلی تقسیم کرد. یکی مربوط به جوامع کشاورزی است که در وهلهی اول با الهه پیوند دارند، و دیگری مربوط به خدایان مذکر است که معمولاً با بیابانگردان دامدار مرتبطاند. در جوامع اولیه، زنان عموماً با دنیای کاشت مرتبطاند. در سنتهای بسیار کهن شکار و گردآوری خوراک، عموماً زنان هستند که محصولات غذایی را جمعآوری میکنند و به شکارهای کوچک میپردازند، حال آن که مردان با شکارهای بزرگ مرتبطاند. بنابراین مردان با کشتن پیوند دارند و زنان با به دنیا آوردن زندگی. در این اسطورههای اولیه، نوعی پیوند الف ب پ وجود دارد.
پیش از اهلی شدن غذا، کاشت اولیه، مزرعهداری و اهلی کردن حیوانات، همهی جمعیتهای انسانی صرفاً گردآورندهی غذا و شکارچی بودند. مناطق بزرگ شکار از دشتهای اروپا تا دریاچهی بایکال در سیبری گسترده بود. این مردمان شکارچی بعدها در مناطق قطبی نیز گسترش یافتند. سپس به آفریقای شمالی مهاجرت کردند زیرا منطقهی صحرا در آن زمان مرتع بود و هنگامی که صحرا خشک شد به جنوب آفریقا رفتند.
در منطقهی استوایی، غذای اصلی سبزیجات بود، و این باعث شد که دو نوع مردم و دو نوع فرهنگ کاملاً متفاوت شکل بگیرد.
در فرهنگ شکار، مردان هستند که با به جان خریدن خطرات بزرگ، غذا را تأمین میکنند. قبل از سال 1500 ق م آنها حتا تیر و کمان هم نداشتند، در حالی که مجبور بودند با حیوانات بزرگی از قبیل کرگدنهای پشمالو، ماموتها و نظایر آنها بجنگند.
بله



















