هدف وسیله را توجیه میکند؟ این چالشی است که در کتاب مهابهاراتا - گردآوری و بازآفریده شده توسط دودات پاتنایک - با آن روبهرو هستیم. اسطورهها آینهی تمامنمای تاریخ تمدن ملل هستند و حماسهی مهابهاراتا نیز کهنالگوها و جهانبینی هندی را به ما نشان میدهد. در این اثر با دو خانوادهی اشرافی مواجه هستیم که یکی خیر و دیگری شر است و نبرد میان این دو خاندان، ما را با افسانهها و تاریخ هندوستان آشنا میکند.
دربارهی کتاب مهابهاراتا
اسطورهها بیزمان و بیمکان هستند. ارزشهای اخلاقی، جهانبینی و شیوهی اندیشهورزی یک ملت تحتتأثیر کهنالگوهای اساطیری آن جامعه است. شاهنامهی فردوسی همچون معرفینامهای از فرهنگ ایران و راهنمایی برای نوع نگرش ایرانیان است و فرهنگ هندوستان و ملت مشرقزمین را نیز از طریق خواندن اسطورههایی همچون کتاب مهابهاراتا (Jaya: An Illustrated Retelling of the Mahabharata) میتوان شناخت؛ این کتاب به کوشش و با پژوهش دودات پاتنایک (Devdutt Pattanaik) گردآوری و با کمک افسانههای هندی، بازآفریده و به شیوهای نوین بازگو شده است.
مهابهاراتا یا به عبارت دیگر مهابارته، از حماسههای معروف جهان است که ما را به قلب میدان نبرد میبرد؛ جایی که در ظاهر ماجرا هیچ ربط و شباهتی به دنیای فعلی ندارد، اما پس از تأمل در اسطورههایی همچون خدای کریشنا و مقولهی خیر و شر که تعیینکنندهی خطوط قرمز اخلاقی یک ملت هستند، درمییابیم که حماسهی مهابهاراتا روایتگر تاریخ تمدن هندوستان است.

حماسهی مهابهاراتا؛ آینهی اساطیر هند
شیپور جنگ نواخته میشود و دو لشکر به صف میگردند. چه کسی میتواند کشتههای این نبرد خونین را بشمارد؟ برای کدام یک از طرفین جنگ مهم است که چند انسان بیگناه قرار است با یک ضربهی شمشیر به دیار عدم بروند؟ این موضوع حتی برای ویاس که در سنت هندی سرایش بخشهایی از این منظومه به او نسبت داده شده، هم مهم نبوده است و ما در این متن حماسی هند، رنج دو خاندان اشرافی را خواهیم خواند؛ پانداواها و کائوراواها که یکی نمایندهی عدالت و شرافت و دیگری نمایندهی حرص و جاهطلبی است.
پانداواها پنج برادر هستند که پدر آنها موجودی الهی است و خود نیز بهصورت خداگونه زاده شدهاند. از سوی دیگر، کائوراواها که پسرعموهای پانداواها هستند، شر و ناعدالتی را در جهان گسترش میدهند؛ البته این موضوع به این معنا نیست که پانداواها خطا نکنند. یودیشتیرا که بزرگترین برادر در میان پانداواهاست، مرتکب اشتباه هولناکی میشود که اگر آن را انجام نمیداد، هیچکدام از فجایع بعدی به وقوع نمیپیوست. در کتاب مهابهاراتا اثر دودات پاتنایک، با الگوهای اسطورهای هر کدام از برادران دو گروه آشنا میشویم.
پژوهش دودات پاتنایک در میدان نبرد مهابهاراتا
یودیشتیرا قمار میکند؛ آن هم با دوریودانا که حیلهگرترین و بیرحمترین برادر در میان کائوراواهاست. او با وجود اینکه میداند کائوراواها هیچگاه با صداقت کاری را آغاز نمیکنند و استاد شکونی که معلم نیرنگ و حقهبازی است نیز در کنار دوریودانا قرار دارد، میپذیرد که با دوریودانا قمار کند. از قبل هم بدیهی بود که یودیشترا در این بازی ناجوانمردانه بازنده است و حالا حقیقت کتاب مهابهاراتا این نتیجه را به تلخترین شکل ممکن به یودیشتیرا ثابت میکند.
یودیشتیرا همهچیز را باخته است؛ از تمام سرزمین تحت حکومتش گرفته تا اموال و حتی شاهدخت آتش که همسر او و از مهمترین افراد در خانوادهی پانداواهاست. در میان خاندانهای باستانی کتاب مهابهاراتا ترجمهی آبتین جاوید، رسم بر این است که فرد برنده در قمار، بازنده را به بردگی بگیرد، اما دوریودانا تصمیم بدتری میگیرد.

اسطورههای کهن هند و ایران در حال ستیز
دوریودانا، پانداواها و یودیشترا را به میان جنگلها تبعید کرد و به آنها گفت که اگر دوازده سال در تبعید بمانند و یک سال هم ناشناس و بدون هیچ دردسری در شهر زندگی کنند، بعد از سیزده سال میتوانند تاجوتخت، حیثیت و شاهدخت آتش را پس بگیرند؛ وعدهای که واضح است قرار نیست به حقیقت بپیوندد. دودات پاتنایک در کتاب حماسی مهابهاراتا پایانی غریب را برای ما بازگو میکند که این پایانبندی، نشاندهندهی تفاوت شگرف فرهنگ هندی با فرهنگ ایرانی، یونانی و... است.
با خرید کتاب مهابهاراتا به میدان نبردی خونین دعوت خواهید شد؛ در این میدان نبرد که از سو تیر مرگبار میبارد و از سوی دیگر در میان دوراهیها و چالشهای اخلاقی قرار میگیرید، به زودی از یاد خواهید برد که حماسه مهابهاراتا مربوط به شش قرن پیش از میلاد مسیح است و تفاوت زمانی را حس نمیکنید.
اقتباسهای سینمایی از کتاب مهابهاراتا
- در سالها و دهههای گوناگونی حماسهی مهابهاراتا به شکل فیلم درآمد؛ فیلم مهابهاراتا در سال 1965 به کارگردانی بابوهای میستری ساخته و اکران شد. در دههی هشتاد میلادی نیز سینمای هند، حماسهی مهابهاراتا را در 94 قسمت، تولید و برای مخاطبان به نمایش درآورد. در سال 2013 جدیدترین نسخه انیمیشنی مهابهاراتا با صداپیشگی آمیتاب باچان نیز در دسترس علاقهمندان قرار گرفت.
کتاب مهابهاراتا برای شما مناسب است اگر
- به کتابهای اسطورهشناسی که شما را با اساطیر هندی و ارتباط آنها با اسطورههای سایر ملل آشنا میکنند، علاقه دارید.
- از خواندن حماسههای اساطیری جهان که کهنالگوها و تاریخ تمدن ملل را نمایان میکنند، لذت میبرید.
- میخواهید با یکی از قدیمیترین و طولانیترین منظومههای ادبیات حماسی جهان که دارای مضامین فلسفی، عرفانی و الهیاتی است آشنا شوید و تاریخ هند را که از کهنترین سرزمینهای جهان است، بیشتر بشناسید.
در بخشی از کتاب مهابهاراتا: منظومه حماسی هند باستان میخوانیم
هر چیزی که وارد کاخ میشد مورد وارسی قرار میگرفت چراکه مارها میتوانند هر جایی خود را پنهان کنند. شش شب گذشت و در شب هفتم پاریکشیت که گرسنگی بر وی چیره شده بود میوهای به دندان گرفت که درون آن کرمی بود. میوه را انداخت و کرم از درون میوه بیرون آمد و ماری شد بس ترسناک که بعدها گفتند نامش تاکشاکا بوده است.
تاکشاکا، به سرعت به سمت پادشاه رفت و دور او پیچید، نیشش زد و با زهر خود به آسانی جانش را آلود و گرفت، سپس از روزنهای فرار کرد.
پدر از دنیا رفته بود و پسر پاریکشیت، جانامهجایا در سوگ پدرش نشست هرچند از این اتفاق بسیار خشمگین بود پس گفت «انتقام پدر معصوم و بیدفاعم را خواهم گرفت». سپس به تمام برهمنهای سرزمینش دستور داد تا آیین سارپا ساترا به جای آورند. مراسمی که در پی آن تمام مارهای روی زمین با قدرت این آیین و سرودهها، از بین خواهند رفت.
خیلی زود آتشی در میدان هستیناپوری برپا شد. دود سیاه آن تا آسمان ستون زده بود. دور تا دور محراب صدها روحانی جمع شده پیمانهپیمانه روغن در آتش میریختند تا شعلههایش بیشتر و پایدارتر گردد.
آوازشان آغاز شد، سرودههای ناشنیدۀ افسونگرانهای خطاب به مادر زمین که پر از التماس بود تا مارهای درون خویش را به سمت آتش خشم پسر پادشاه روانه کند. شهر و مردم هستیناپوری در این هنگام هجوم کرمگونۀ مارها را به سمت قربانگاه به چشم خود دیدند، و آسمان از فریاد دلخراش مارهایی که زندهزنده در آتش میسوختند پر شده بود.
بله

















