کتاب قایقی به سوی بهشت گزیدهای از اشعار ژائو لیهونگ، شاعر معاصر چینی، است که مخاطب را به جهانی سرشار از رؤیا، عشق، خاطره، طبیعت و تأملات انسانی میبرد. این مجموعه شامل شعرهایی تصویری و تأمل برانگیز است که لحظههای سادهی زندگی را به تأملاتی شاعرانه دربارهی گذر زمان، پیوند انسان با جهان و جستوجوی معنا بدل میکنند.
دربارهی کتاب قایقی به سوی بهشت
این کتاب شامل مجموعهای از شعرهای ژائو لیهونگ است که در آن تصویرهای شاعرانه، خاطرات شخصی، عناصر طبیعت و تجربههای انسانی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. عنوانهایی مانند «سرزمین رویا»، «دوستی»، «بادبانها»، «انتظار»، «چراغهای خیابان»، «پرسه در شهر ممنوعه»، «باران بهاری»، «زمان»، «عشق من» و... نشان میدهند که این مجموعه شعر چینی تنها به یک مضمون محدود نمیشود و طیف متنوعی از تجربههای شاعرانه را دربرمیگیرد.
شعر تصویری از ادبیات چین
در شعرهای ژائو لیهونگ، عشق و جدایی، دلتنگی، مرگ و زندگی، خاطره، تنهایی، گذر زمان، رؤیا و جستوجوی معنا در کنار تصویرهای طبیعت حضور دارند و رودخانه، برف، گل، نیلوفر آبی، باد، باران، ماه، درخت و پرندگان به عناصر تکرارشوندهای تبدیل میشوند که احساسات و اندیشههای شاعر را بازتاب میدهند.
بنابراین میتوان گفت کتاب قایقی به سوی بهشت نمونهای از شعر خارجی مفهومی و تصویری از ادبیات چین است که در مفاهیم عمیق تأمل میکند و با زبانی سرشار از تصویر و نماد، تجربههای انسانی را به تصویر میکشد.
ابراهیم عامل محرابی با ترجمهی این مجموعه شعر به زبان فارسی فرصتی فراهم کرده تا خوانندگان فارسی زبان با بخشی از تصاویر، عواطف و مضامین شعر معاصر چین و جهان شعری ژائو لیهونگ آشنا شوند. با خرید کتاب قایقی به سوی بهشت انتشارات گونیا جهانی متفاوت از شعر، مفهوم و تصویر را تجربه خواهید کرد.
کتاب قایقی به سوی بهشت برای شما مناسب است اگر
- علاقهمندید با ادبیات چین و شاعران معاصر این کشور آشنا شوید.
- از شعرهای تصویری، تأملبرانگیز و مفهومی با مضامینی چون عشق، خاطره، طبیعت، تنهایی و زمان لذت میبرید.
- به خواندن شعر خارجی معاصر علاقهمندید و میخواهید با آثار شاعری معاصر از شرق آشنا شوید.
در بخشی از کتاب قایقی به سوی بهشت: گزیده اشعار میخوانیم
من بارها و بارها
آن سوگند اشکآلود را زیر لب زمزمه کردهام
مثل آن دانههای نارس نیلوفر آبی...
که زیر لب یکییکی میجوم
تو شنیدهای
داستان آن دانهی نیلوفر آبی را که هزاران یا میلیونها سال پیش دفن شد
نه گدازهها و نه طوفان
نتوانستند که نابودش کنند
شاید تنها به سبب آن رنجهایی به گاه بالغ شدن
بر خود هموار کرده بود
دورانی بس دراز
دانههای دیگر فسیل شدهاند
در او اما هنوز زندگی هست
و سرسختانه در تکاپوی خیال
تا آن زمان که آب هست
خورشید و خاک
دههزار سال بعد
هنوز چون گذشته جوانه میزند و بار میدهد
سوگند پوچ تو اما
تنها دانهای
نیلوفر آبی است
که نطفهای در آن نیست
بله






















