کتاب عروسی قانا، نوشتهی شاریس ملکم آبکار، کتاب شعر دو زبانهی فارسی - ارمنی است که شاعر در آن با نگاهی شورانگیز به روایت رنج، ایمان و رستگاری مسیح پرداخته است. شاعر در بازگویی داستان مسیح، رخدادهای بیرونی را دستمایهی تاملاتی عمیق در باب رنج و معنای زندگی قرار داده است و مصائب مسیح را در پانزده بخش روایت کرده است.
دربارهی کتاب عروسی قانا
نام کتاب عروسی قانا اثر شاریس ملکم آبکار به اولین معجزهی مسیح که همان تبدیل آب به شراب است، اشاره دارد. نویسندهی این کتاب با استفاده از زبان شعر و عناصر ادبیات عرفانی مسیحی، در پانزده بخش به روایت رنج مسیح پرداخته است؛ مسیری که از محکومیت عیسی آغاز میشود و تا دفن او در مزار ادامه پیدا میکند. نویسنده این پانزده مرحله را صرفا بازگویی یک واقعهی تاریخی نمیداند، بلکه آنها را فرصتی برای بازاندیشی در تجربهی انسانی معرفی میکند.
شاعر در کتاب عروسی قانا، داستان مصائب مسیح را به بستری برای بررسی عمیقترین پرسشهای بشری تبدیل میکند. شاعر از رنج جسمانی مسیح به مفاهیمی چون تنهایی انسان، احساس گناه، نیاز به بخشش، عشق الهی و رهایی میرسد. شخصیتهایی مثل مریم، شمعون قیروانی و دیگر همراهان عیسی نیز در روایت شاعرانهی شاریس ملکم آبکار حضور دارند و هرکدام بازتاب دهندهی دیدگاههای گوناگون در مواجهه با ایمان و حقیقت هستند.
شاریس ملکم آبکار و بازآفرینی یک روایت مقدس
از جمله درخشانترین بخشهای کتاب، میتوان به دیدار مسیح با مادرش، مریم اشاره کرد. لحظهای سرشار از فغان و ناراحتی که پیوند عاطفی مادر با فرزند را در اوج مصیبت و درد به تصویر میکشد. نویسنده با تلفیق داستانی مذهبی با بیانی شاعرانه، میان روایت کتاب مقدس و تجربهی شخصی انسان معاصر ارتباط برقرار میکند و تجربهی جانکاه مسیح را در زمان حال، احضار میکند.
با خرید کتاب عروسی قانا با ک مجموعه شعر معاصر ارمنی فارسی روبهرو میشوید که در آن داستان مسیح و مصائبش با بیانی شاعرانه در اختیار تمامی علاقهمندان قرار گرفته است. این اثر توسط انتشارات خودنویس آبی منتشر شده است.
کتاب عروسی قانا برای شما مناسب است اگر
- به دیگر کتابهای شاریس ملکم آبکار علاقه دارید.
- شعر عرفانی مسیحی برایتان جذاب است و میخواهید داستان مسیح را از زاویهی نگاه شاعری ارمنی بخوانید.
- به مصائب مسیح و بازتاب آن در ادبیات، هنر و اندیشه دینی علاقه دارید.
- به دنبال یک کتاب شعر دوزبانهی فارسی ارمنی میگردید.
در بخشی از کتاب عروسی قانا میخوانیم
به بلندی گام مینهد، نگاهی به پیرامون میافکند؛
هیچ چهرهای، آشنایِ دیدگانِ او نیست.
یکبهیک، روزهایِ رفته را به یاد میآورد؛
و آن ساعتِ دیرین را که در بالاخانه،
گردِ آخرین شام نشسته بودند و پیمان میبستند؛
یکبهیک، که: «ای سرورِ من،
هرگز، حتی برایِ دمی، تو را رها نخواهیم کرد…»
به یاد میآورد آن دم را که برایِ آخرین بار،
پاهایِ شاگردان را شست؛
اما آیا درسِ فروتنی در جانشان نشست؟
بله





















