کتاب قلعه کوچک نوشتهی شوئه تائو، داستان دختری به نام شالو است که در شهری کوچک میان جنگلهای توس و رودخانهای زلال زندگی میکند؛ دختری که همزمان شاهد جدایی پدر و مادر و نابودی تدریجی طبیعت اطرافش هست. این رمان اجتماعی نوجوان، دربارهی جدایی والدین، تنهایی، مسئولیتپذیری و تلاش برای حفظ درختان و طبیعت است.
دربارهی کتاب قلعه کوچک
شالو در شهر آفتاب زندگی آرامی ندارد. مادرش پس از سالها زندگی مشترک، تصمیم گرفته پدر را ترک کند و با مردی ازدواج کند که رئیس صنعت چوببری منطقه است؛ اتفاقی که پدر شالو را خشمگین و دلشکسته کرده است. در همین روزها، جنگلهای توس اطراف شهر آرامآرام کوچکتر میشوند و ساختوساز، درختان بیشتری را از بین میبرد. شوئه تائو در کتاب قلعه کوچک شالو را میان دو بحران بزرگ قرار داده؛ فروپاشی خانواده و طبیعتی که در معرض نابودی است.
شالو خیلی زود احساس میکند نمیتواند فقط تماشاگر اتفاقها باشد. او میخواهد از پدرش مراقبت کند و مانع شود خشم و اندوه او به تصمیمی خطرناک یا اقدامی برای انتقام تبدیل شود. درعینحال، شالو به راه خودش برای کنار آمدن با تنهایی و آشفتگیهای زندگی ادامه میدهد؛ ازجمله نامههایی که روی پوست درختان توس برای دوستش، «راهبهی کوچک»، مینویسد.
یک داستان خانوادگی با دغدغههای زیست محیطی
داستان قلعهی کوچک یک رمان آموزنده با مضامین خانوادگی و اجتماعی است. این داستان از یک سو به موضوعاتی مانند جدایی والدین، تنهایی، تابآوری، رابطهی پدر و دختر و مواجههی کودکان با بحرانهای خانوادگی میپردازد. از سوی دیگر، تخریب جنگلهای توس و پیامدهای ساختوساز، کتاب را به یک داستان دربارهی حفظ محیط زیست تبدیل میکند؛ داستانی که طبیعت در آن صرفاً پسزمینهی ماجرا نیست، بلکه بخشی از دغدغههای اصلی شخصیت است.
کامبیز منوچهریان این داستان را از متن انگلیسی آن با نام Little Castle، به فارسی ترجمه و موقعیتی فراهم کرده تا خوانندگان فارسیزبان را با داستانی از ادبیات نوجوان چین آشنا کند؛ داستانی که مسائل خانوادگی و دغدغههای محیط زیستی را از زاویهی دید یک دختر نوجوان روایت میکند.
اگر میخواهید نوجوانان را با موضوعات اجتماعی مانند جدایی والدین، احساس مسئولیت، کنار آمدن با تغییرات خانوادگی و اهمیت حفاظت از محیط زیست آشنا کنید، خرید کتاب قلعه کوچک انتشارات گونیا انتخاب مناسبی برای شما خواهد بود.
کتاب قلعه کوچک برای شما مناسب است اگر
- به دنبال خرید یک داستان دربارهی حفظ محیط زیست برای نوجوانان هستید.
- نوجوان هستید و داستانهای خانوادگی و اجتماعی دربارهی جدایی والدین، تنهایی، تابآوری و رابطهی پدر و دختر را میپسندید.
- قصد دارید یک رمان نوجوان با موضوعات خانوادگی و اجتماعی بخوانید.
در بخشی از کتاب قلعه کوچک میخوانیم
اتفاقات بد همیشه ناخوانده هستند. بدشانسی، شالو را بیشتر دوست داشت.
شاسون بعدازظهر اطلاعیهی جدیدی صادر کرد: جلسهی اولیا و مربیان سال تحصیلی جدید روز بعد برگزار میشد.
جلسات اولیا و مربیان همیشه شالو را مثل گربهای که روی آجرهای داغ راه میرود، مضطرب میکرد. این بهترین فرصت برای شاسون بود که گلایهی شالو را به پدرش بکند. پدر قبلاً در این جلسات اغلب در مورد رفتار خوب شالو میشنید. شاسون اما در برخورد با شالو از خود مهر و شفقتی نشان نمیداد. او در شهر آفتاب به سختگیری در آموزش معروف بود و جوایز متعددی در این حوزه کسب کرده بود. پدرش آدم متعصبی نبود، اما شالو از طفره رفتن و حرف الکی زدن بیزار بود. او هدف قرار گرفته بود و حالا بدتر از آن، شاسون برای دخترها هم خبرِ جدیدی داشت. یکدفعه صدایش را پایین آورده و گفته بود بحث بلوغ دخترها از موضوعات این جلسه است. پدر و مادرها باید با مدرسه در خصوص آموزشهای دوران بلوغ دانشآموزان همکاری میکردند. به منظور تسهیل در امر ارتباط بین دانشآموزان و والدین، به حضور مادرها در این جلسه نیاز بود. شالو کم مانده بود از حال برود.
او سریع دستش را بالا برد تا نظرش را بگوید. شاسون که میدانست حرفهای این دختر ممکن است دردسرساز شود، تصمیم گرفت به او مجال صحبت کردن ندهد. ولی شالو اصرار کرد. دستش را بالا نگه داشت و به نظر نمیرسید بخواهد آن را پایین بیاورد. وقتی خسته شد، دستش را روی چند کتاب گذاشت تا همچنان بتواند بالا نگهش دارد. بالاخره لی ژینگ یه، مبصر کلاس، ایستاد تا اجازهی صحبت کردن شالو را بگیرد. شالو سریع بلند شد و گفت: «پدرم میاد جلسه. بله، پدرم.»
کل کلاس وضعیت خانوادهی او را میدانستند و درخواستش برای آنها قابل درک بود. شاسون تختهپاککن را برداشت و با آن ضربهای روی میز زد و گفت: «پدرت واسه این که با تو در مورد بلوغت صحبت کنه، شخص مناسبی نیست.»
بله


















