کتاب ایستادن در دل بیشهها سرودهی مری الیور، برندهی جایزهی پولیتزر و یکی از برجستهترین شاعران معاصر آمریکاست که با نگاهی دقیق و تأملبرانگیز به طبیعت، زندگی، عشق، فقدان و معنای زیستن مینگرد. الیور در اشعار خود از جهان طبیعی برای رسیدن به پرسشهای عمیق انسانی بهره میگیرد و خواننده را به تماشای دوبارهی جهان پیرامون دعوت میکند. گفتنیست این مجموعه شعر از آثار پرفروش نیویورک تایمز و آمازون به شمار میآید.
دربارهی کتاب ایستادن در دل بیشهها
کتاب ایستادن در دل بیشهها دربرگیرندهی بیش از 90 شعر از اشعار مری الیور (Mary Oliver) است که کامک ارژنگی از مجموعهی نیایشها (Devotions: The Selected Poems of Mary Oliver) انتخاب و ترجمه کرده است. کتاب نیایشها مجموعهای شامل بیش از 200 شعر است که الیور، در طول بیش از پنج دهه فعالیت ادبی از میان سرودههای خود برگزیده است. بنابراین میتوان این اثر را گزیدهای از گزیدههای خود شاعر دانست؛ مجموعهای که مسیر تحول و تکامل شعر الیور را نیز نشان میدهد.
مری الیور، شاعر آمریکایی، از کودکی دلبستگی عمیقی به طبیعت داشت و همین ارتباط در سراسر زندگی و آثارش ادامه یافت. او در سال 1984 برای مجموعهی «نخستینهی آمریکایی» جایزهی پولیتزر را دریافت کرد و در سال 1992 نیز مجموعهی اشعار برگزیده و جدید او برندهی جایزهی کتاب سال آمریکا شد. طبیعت، برای الیور تنها موضوع شعر نبود؛ بلکه راهی برای مشاهده، مراقبه و رسیدن به درکی عمیقتر از انسان و جهان به شمار میرفت.
سیر در زندگی و طبیعت با مری الیور
مجموعه شعر ایستادن در دل بیشهها طیف گستردهای از اشعار مری الیور را در بر میگیرد؛ از اشعاری دربارهی قوها، غازهای وحشی، پروانهها، پرندگان، درختان و گلها گرفته تا شعرهایی دربارهی عشق، تنهایی، فقدان، مرگ، گذر زمان و معنای زندگی. در این اشعار، طبیعت اغلب نقطهی آغاز پرسشهایی فلسفی دربارهی زیستن و جایگاه انسان در جهان است؛ به همین دلیل میتوان بسیاری از سرودههای این مجموعه را نمونهای برجسته از شعر طبیعت و شعر فلسفی دانست.
یکی از شناختهشدهترین اشعار مجموعه، شعر سفر مری جین الیور است؛ شعری که در کتاب رؤیاکاوی منتشر شده و در این گزیده نیز آمده است. «سفر» بیش از آنکه دربارهی سیر در جهان بیرونی باشد، روایتی از یک سفر درونی است؛ سفری برای رهایی از صداها، انتظارات و قضاوتهای دیگران و پیدا کردن راهی که به زندگی و هویت فردی خود انسان منتهی میشود.

کتابهای مری الیور سرشار از لحظههایی هستند که در آن مشاهدهی سادهی یک حیوان، درخت، رودخانه یا پرنده به تأملی دربارهی زندگی تبدیل میشود. همچنین زبان ساده و بیتکلف الیور باعث شده است تأملات عمیق او طیف گستردهای از خوانندگان را مجذوب خود کند.
کتاب حاضر نیز فرصتی است برای آشنایی با جهان شعری مری جین الیور؛ جهانی که در آن تماشای طبیعت به مراقبه، مشاهدهی یک موجود کوچک، کشف معنای زندگی و لحظهای ساده در دل طبیعت و تجربهای عمیق و انسانی تبدیل میشود. اگر به شعرهای تأملبرانگیز دربارهی طبیعت و پرسشهای بنیادین زندگی علاقه دارید، خرید کتاب ایستادن در دل بیشهها انتشارات مروارید مجموعهای ارزشمند و خواندنی برای شما خواهد بود.
جوایز و افتخارات کتاب ایستادن در دل بیشهها
- پرفروشترین نیویورک تایمز
- برگزیدهی اپرا وینفری در فهرست «کتابهایی که به من کمک میکنند» برای باشگاه کتاب اپرا
- منتخب انجمن کتاب شعر (Poetry Book Society) بهعنوان یکی از آثار شایستهی تقدیر ویژه
- پرفروشترین کتاب آمازون در بخش شعر طبیعت
نکوداشتهای کتاب ایستادن در دل بیشهها
- فرقی نمیکند از کجای این کتاب خواندن را آغاز کنید؛ نیایشها سرشار از چیزهایی است که میتوان دوستشان داشت؛ از شعرهای سرزندهی الیور دربارهی سگها گرفته تا گزیدههایی از مجموعهی برندهی جایزهی پولیتزر، «بدوی آمریکایی»، و یکی از مجموعههای برجستهی او، «کار رؤیا». شاید مهمتر از همه اینکه این نوشتههای درخشان، فرصتی برای فاصله گرفتن از دنیای آشفتهی ما فراهم میکنند و نشان میدهند که چگونه ذهنآگاهی میتواند زندگی را، لحظه به لحظه و شعر به شعر، شکل دهد و دگرگون کند. (واشنگتن پست)
- گویی خود شاعر در کنار خواننده قدم میزند و شعرهایی را که از نظر خودش شایستهی تأملی عمیقترند، به او نشان میدهد. (شیکاگو تریبون)
کتاب ایستادن در دل بیشهها برای شما مناسب است اگر
- به شعر معاصر آمریکا و آثار شاعران برجستهی آمریکایی علاقه دارید و میخواهید گزیده اشعار مری اولیور را بخوانید.
- از شعر طبیعت و اشعاری دربارهی زندگی، مرگ، عشق، فقدان و معنای زیستن لذت میبرید.
- به شعر فلسفی، خودشناسی و سفر درونی و اشعاری علاقهمندید که از مشاهدهی جهان طبیعت به تأمل دربارهی زندگی انسان میرسند.
در بخشی از کتاب ایستادن در دل بیشهها: برگزیده اشعار میخوانیم
اسبان آبیِ فرانتس مارک
به درون نقاشی چهار اسب آبی قدم میگذارم.
از اینکه میتوانم چنین کاری بکنم حتی شگفتزده هم نیستم.
یکی از اسبها به سویم میآید.
بینی آبیاش را بهنرمی به من میمالد.
بازویم را بر یال آبیاش میگذارم،
آن را نمیگیرم، تنها نوازش میکنم.
میگذارد لذت ببرم.
فرانتس مارک جوانمرگ شد، ترکشی به مغزش خورد.
من ترجیح میدهم بمیرم اما تلاش نکنم
به این اسبان آبی شرح بدهم جنگ چیست.
آنها هم یا از وحشت از هوش میروند
یا اصلاً حرفهای مرا باور نمیکنند.
فرانتس مارک! نمیدانم چگونه باید از تو تشکر کنم.
شاید دنیای ما روزی مهربانتر شود.
شاید این شور و شوق برای آفریدن چیزی زیبا
تکهای از خداست در درون هر یک از ما.
اینک هر چهار اسب نزدیک آمدهاند،
صورتشان را به سوی من خم میکنند.
تو گویی رازی برای گفتن دارند.
من انتظار ندارم حرف بزنند، و نمیزنند.
اگر چنین زیبا بودن کافی نیست،
چه هست که بگویند؟
بله

















