کتاب کوچک تنبلها، خودآموزی مصور و جذاب برای آنها است که از زندگی شلوغ و پراسترس سرسام گرفتهاند. جنیفر مککارتنی، نویسندهی پرفروش نیویورکتایمز، در این اثر میکوشد مخاطب خود را آگاه به وضعیتی سازد که باعث بسیاری از تنشهای روحی و روانیاش شده؛ سپس تمرینهای جالبی در پایان هر فصل ارائه میدهد تا آموختهها تثبیت شوند و کمکم سبک زندگی جدیدی برای مخاطبان تعریف شود.
دربارهی کتاب کوچک تنبلها
در جهان ماشینی معاصر که حتی استراحتکردن به یک معضل جدی تبدیل شده، جنیفر مک کارتنی (Jennifer McCartney) در کتاب کوچک تنبلها (The Little Book of Sloth Philosophy) پیشنهاد تازهای مطرح کرده است: «شاید واقعا لازم نباشد انقدر تلاش کنیم!»
کتاب کوچک تنبلها از همان ابتدا با لحنی شوخ و جذاب، «تنبلی» را نه یک نقص شخصیتی، بلکه نوعی مقاومت در برابر شتابزدگی، بهرهوری همیشگی و اضطراب دائم معرفی میکند. پیام اصلی نویسنده این است که زندگی مسابقه نیست و انسان مجبور نیست هر لحظه در حال بهتر و مفیدتر شدن باشد.
نویسنده برای توضیح این نگرش از «تنبل» استفاده کرده است. موجود کوچک و خستهای که ظاهرا برای همین سبک زندگی ساخته شده است. جنیفر مک کارتنی در کتاب کوچک تنبلها با انتخاب موجودی که بهغایت کند و بی عجله است او را در مقابل انسانی قرار میدهد که در حال دویدن به دنبال عقربههای ساعت است. او با این استعاره قصد دارد به مخاطب خود یادآوری کند که شاید آرامش آنجایی از دست ما رفت که قصد کردیم زندگی را خیلی جدی بگیریم.

کتاب کوچک تنبلها؛ روشی برای یک زندگی آرام
قلب تپندهی کتاب کوچک تنبلها، روشی است که نویسنده آن را SLOW نامیده است. در این واژه S به معنی بیشتر خوابیدن، L به معنی جاگذاشتن گوشی در خانه، O به معنی کنارهگیری از شلوغی و W یک جملهی تأکیدی و مهم است که کمک میکند مخاطب از زیر فشار، محدودیت و عجله رها شود.
اگر چه این چهار توصیه با لحنی صمیمانه مطرح شدهاند اما نظر به انتقادی گسترده از شرایط اجتماعی دارند. نویسنده در این بخش از کتاب کوچک تنبلها به فرهنگی طعنه میزند که کمخوابی را نشانه سختکوشی میداند، مشغول بودن را فضیلت تلقی میکند و حتی برای نفسکشیدن و مدیتیشن، اپلیکیشن لازم دارد.
نکته جذاب کتاب کوچک تنبلها این است که نویسنده تنبلی را صرفاً به خوابیدن محدود نکرده است. او در بخش سلامت، از حرکتهای آرام، تنفس، پیادهروی و حضور در طبیعت حرف میزند؛ در بخش غذا، از آهسته غذاخوردن دفاع میکند؛ و در بخش اوقات فراغت، خیرهشدن به یک نقطه را به رسمیت میشناسد. در این فلسفه، چیزی که اهمیت دارد این است که لازم نیست همه چیز فوری و کامل و بینقص باشد.
وقتی «کاری نکردن» جدی میشود!
جنیفر مک کارتنی در ادامهی کتاب کوچک تنبلها کمی از شوخی و کنایه فراتر میرود و برای توجیه فلسفهی خود اسناد معتبری نشان میدهد. در این بخش او به مشاهیری چون لئوناردو داوینچی، داگلاس آدامز، فرانک لوید رایت و ادیت وارتون اشاره میکند و نشان میدهد که کند بودن به معنی بیثمر بودن نیست.
ارزش واقعی کتاب کوچک تنبلها در همین تلنگر نهفته است. نویسنده نمیگوید که تمام روز بخوابیم یا مسئولیتهایمان را رها کنیم؛ او از ما میخواهد در ارزشهایی که زندگی مدرن به ما تحمیل کرده کمی تجدیدنظر کنیم. همین نکته باعث میشود که این اثر در میان کتابهای جنیفر مک کارتنی درخشان شود. این اثر توسط ام. درخشش به فارسی برگردانده شده و توسط انتشارات آمه در اختیار مخاطبان قرار گرفته است. خرید کتاب کوچک تنبلها، قدمی مهم در تقویت سلامت روان و توسعه فردی شما خواهد بود.
کتاب کوچک تنبلها برای شما مناسب است اگر
- به موضوعات توسعه فردی علاقه دارید و قصد دارید یک کتاب خودیاری مصور خریداری کنید.
- با آثار جنیفر مک کارتنی آشنا هستید و آوازهی کتابهای او در حوزۀ خودیاری را پیشازاین شنیدهاید.
- به دنبال یک کتاب سلامت روان برای خود یا عزیزانتان هستید.
در بخشی از کتاب کوچک تنبلها: راهنمای داشتن بهترین زندگی به سبک تنبلها میخوانیم
طبیعتشناس فرانسوی، ژرژ بوفون، نخستین کسی بود که در دانشنامۀ علوم زیستی سال 1749 خود، تنبلها را توصیف کرد. او، البته با بیرحمی و بیادبی تمام، نوشت: «کندیْ دردِ همیشگی و کودنی نتیجۀ این ساختار عجیب و ناشیانه است. این تنبلها پستترین شکلِ هستیاند. اگر فقط یک نقص دیگر داشتند، زندگی برایشان ناممکن میشد.»
زندگی گاهی سخت میشود؛ چه تنبل باشی، چه انسان. آدمها ممکن است دربارۀ ظاهر تو، سبک زندگیات یا چیزهایی که به خیال خودشان «نقص» توست، قضاوت کنند. ممکن است حرفهایی نیشدار و از سر بدجنسی بزنند که روی سلامت روانت اثر بد بگذارد. اگر هم در فضای آنلاین باشی، خیلی از نظرها حتی ممکن است بیرحمانه باشند. تازه، ما اغلب بدترین منتقدِ خودمانیم: شاید حس کنی هیچکس باورت ندارد، برای آن کار مناسب نیستی، همهچیز را خراب کردهای، یا اصلاً شایستۀ دوست داشته شدن نیستی.
اما تنبلها با خوشخیالی دلپذیری اصلاً خبر ندارند که به آنها میگویند «کُند» یا «احمق»، یا اینکه زمانی یک دانشمند آنها را پستترین شکل هستی دانسته است. اگر حرفهای منفیِ بوفون را به دلگرفته بودند، شاید همانجا بیخیال میشدند. لابد با خودشان فکر میکردند: اصلاً فایدهاش چیست؟ هیچکس ما را دوست ندارد. از اول اشتباه ساخته شدهایم. ما فقط یک خطای عجیبوغریبیم. اما آنها ناامید نشدند، منقرض نشدند، خودشان را تا روزگار ما رساندند و آرام و بیسروصدا به یکی از کنجکاویبرانگیزترین حیوانات روی زمین تبدیل شدند. کندیشان یک امتیاز است. بدنِ نامعمولشان بامزه و دوستداشتنی است. آنها زندگی آرام و تنبلانهشان را درست همانطور میگذرانند که همیشه قرار بوده بگذرانند.
بله






















