کتاب ققنوس و قمری و شکایت عاشق نوشتهی ویلیام شکسپیر، خواننده را به بخش کمتر خواندهشدهای از کارنامهی جاودانهترین شاعر انگلستان میبرد. در این کتاب، دو منظومهی متفاوت دربارهی عشق کنار ترجمه، متن اصلی و تفسیرهای ادبی قرار گرفتهاند تا خواندن زبان فشرده و گاه رمزآلود شکسپیر آسانتر شود.
دربارهی کتاب ققنوس و قمری و شکایت عاشق
کتاب ققنوس و قمری و شکایت عاشق (A Lover's Complaint & The Phoenix and the Turtle) نوشتهی ویلیام شکسپیر (William Shakespeare)، دو منظومه را گرد هم آورده که نخستینبار در سالهای 1601 و 1609 منتشر شدند. هر دو شعر از عشق سخن میگویند؛ بااینحال، تصویری که از آن میسازند زمین تا آسمان با یکدیگر تفاوت دارد.
«ققنوس و قمری» مرثیهای تمثیلی برای دو پرندهای است که در آتشی مشترک از میان رفتهاند و پرندگان دیگر برای سوگواری گرد هم میآیند. ویلیام شکسپیر از این مراسم برای سخن گفتن دربارهی پیوندی استفاده میکند که در آن دو موجود جدا، بدون از دست دادن تمایزشان به وحدت رسیدهاند. بیان فشردهی شعر و پایانبندی سوگوارانهی آن در کتاب ققنوس و قمری و شکایت عاشق نشر چشمه باعث شده تفسیرهای تاریخی، فلسفی و مذهبی متعددی دربارهاش شکل بگیرد.
«شکایت عاشق» مسیر دیگری را دنبال میکند. راوی زنی جوان را کنار رودخانه میبیند که نامهها، حلقهها و یادگارهای عشق سابقش را از بین میبرد. زن برای مردی سالخورده تعریف میکند چگونه فریب جوانی خوشظاهر و سخنور را خورده و پس از تسلیم شدن در برابر او، رها شده است. تلخی شعر فقط از خیانت مرد نمیآید؛ زن در پایان اعتراف میکند که با وجود شناختن فریب او، ممکن است بار دیگر مجذوب همان ظاهر و سخنان شود.

دو چهرهی ناسازگار عشق در اشعار شکسپیر
کنار هم قرار گرفتن این دو منظومه، هستهی اصلی کتاب را میسازد. در شعر نخست، عشق مرز میان دو وجود را از بین میبرد و به حقیقتی فراتر از منطق تبدیل میشود. در شعر دوم، همین عشق در چنگ میل، قدرت بیان و فریب گرفتار شده و زنی آسیبدیده بر جای میگذارد. یکی برای عشق کامل سوگواری میکند و دیگری پیامدهای عشقی ویرانگر را نشان میدهد.
امید طبیبزاده کتاب را به فارسی ترجمه کرده و نشر چشمه آن را منتشر کرده است. خرید کتاب ققنوس و قمری و شکایت عاشق ویلیام شکسپیر برای کسانی انتخاب مناسبی است که میخواهند شکسپیر شاعر را همراه با متن اصلی و توضیحاتی فراتر از یک ترجمهی ساده بشناسند.
نکوداشتهای کتاب ققنوس و قمری و شکایت عاشق
- دو نمونه از ستایششدهترین و سوگوارانهترین اشعار شکسپیر. (ویلیام کالینز)
- شعری نفیس اما حیرتآور که در میان آثار شکسپیر نمونهی مشابهی ندارد. (ویلیام امپسون، مجلهی Essays in Criticism)
کتاب ققنوس و قمری و شکایت عاشق برای شما مناسب است اگر
- به اشعار و آثار غیرنمایشی ویلیام شکسپیر علاقه دارید.
- نقد و تفسیر ادبی را در کنار متن اصلی میخوانید.
- دربارهی شعر و ادبیات دورهی رنسانس پژوهش میکنید.
- به بررسی بازنمایی عشق در ادبیات علاقهمندید.
- ترجمههای پژوهشمحور را به ترجمهی صرف ترجیح میدهید.
- ادبیات کلاسیک انگلستان را دنبال میکنید.
در بخشی از کتاب ققنوس و قمری و شکایت عاشق میخوانیم
حقا که تو را با چشمانم دوست نمیدارم، / چرا که چشمانم هزاران عیب در تو میبینند؛ / اما قلبم است که به چیزی دلباخته است که چشمانم از آن نفرت دارند، / آری قلبم که بهرغم آنچه چشمانم میبینند به عشق تو خرسند است. / نه گوشهایم از لحن صدای تو شاد میشوند؛ / و نه حسِ لطافتجویم کمترین میلی به لمس تو دارد، / و نه حس بویایی و چشاییام رغبتی بدان دارند، / که به هیچِ ضیافت نفسانی با تو بهتنهایی دعوت شوند: / اما نه پنج شعورم و نه پنج حِسَّم هیچکدام / نمیتوانند قلب احمقم را از بردگی تو منع کنند، / قلبی که بیاختیار ظاهر انسانی خود را رها کرده است، / تا بردهی قلبِ خودخواه و نیز رعیتِ بیچارهی تو باشد: / گمان میکنم که آنچه تاکنون عایدم شده است ابتلایم بوده است و بس، / آری همان زنی که به گناهم وامیدارد همو نیز پاداشم را با عذاب میدهد.
برخی مفسران معتقدند که کلماتی چون «ابتلا» و «عذاب» در غزلوارهی فوق نهفقط به رنج و عذاب ناشی از عشق، بلکه همچنین به بیماری مقاربتیای اشاره دارد که شاعر از زن سیاه گرفته است. شاعر در این غزلواره میگوید که زن سیاه وی را به گناه واداشته و به خاطر ارتکاب وی به این گناه او را مبتلا به بیماری خود کرده است.
اما جالب است که در شکایت عاشق، بیماری مقاربتی از مرد جوان به زن سرایت میکند (مصراع 301) یعنی بسته به اینکه چه کسی داستان را تعریف میکند، با دو تفسیر متفاوت از واقعیت روبهرو میشویم (Edmondson and Wells, 2004: 108) و جالب است که قضاوت دربارهی اینکه کدامیک از این دو تأویل صحیح است، به عهدهی هیچکس جز خوانندهی اثر نیست. این تأویلپذیری که بر تمام دقایق دو منظومه حاکم است، مهمترین ویژگی مشترک آنها را پدید میآورد و همین به رازآمیز بودن هر چه بیشتر آنها دامن میزند.
بله






















