افزایش فروش بدون تغییر محصول... کتاب سرنخهای 100 میلیون دلاری نوشتهی الکس هرمزی راهنمایی کاربردی برای کسانی است که تلاش دارند جریان ورود مشتری به کسبوکارشان را افزایش دهند. نویسنده در این کتاب پرفروش آمازون، با استفاده از تجربیات خود، روشهای جذب سرنخ و تبدیل مخاطبان به مشتری را توضیح میدهد و مسیر عملی برای جذب مشتری را پیش پایتان قرار میدهد.
دربارهی کتاب سرنخهای 100 میلیون دلاری
آیا فکر میکنید محصول یا خدمت منحصربهفردی ارائه میکنید اما به اندازهی کافی فروش ندارید؟ خب اگر از الکس هرمزی (Alex Hormozi) بپرسید به شما پاسخ میدهد یک جای کارتان در فرایند بازاریابی و فروش مشکل دارد. او در کتاب سرنخهای 100 میلیون دلاری (100M Leads$) یکی از مهمترین دغدغههای هر کسبوکاری را رفع و کمک میکند تا با جذب مشتریان بالقوه و تبدیل آنها به خریدار، رشد فروش بالا و موفقیت در کسبوکار را به چشم ببینید.
ممکن است سؤال شما هم باشد که چطور میتوانید توجه تمام افرادی را که با برندتان آشنا میشوند، به خود جلب کنید و با جذب اعتمادشان، آنها را به مشتری تبدیل کنید؟ الکس هرمزی با تکیه بر تجربهها، روشها و اصول مشخص یاریتان میکند جواب این پرسش متحولکننده را به چنگ بیاورید.
تبدیل سرنخ به مشتری با الکس هرمزی
کتاب سرنخهای 100 میلیون دلاری در طی چهار مسیر اصلی، فرایند جذب مشتری را تشریح میکند که عبارتاند از: ارتباط با مخاطبان گرم، تولید و انتشار محتوا، ارتباط مستقیم با مخاطبان سرد و تبلیغات. الکس هرمزی باور دارد که از همان ابتدا نیازی نیست با روشهای پیچیده خود را سردرگم کنید. فقط کاری را بیشتر انجام دهید که بهتر جواب میدهد. به مرور میتوانید به سراغ روشهای تازه بروید.

نویسنده به شما نشان میدهد که در این مسیر چطور از مشتریها، کارکنان، شرکا و بازاریابها استفاده کنید. او همچنین از پیشنهادهای رایگان ارزشمند نیز صحبت میکند و نشان میدهد چگونه میتوانید با این روش، نخستین قدم اثرگذار را برای جلب اعتماد افراد و تبدیل آنها به مشتری بردارید.
ایدههای بازاریابی و راهکارهای افزایش فروش
کتاب سرنخهای 100 میلیون دلاری انتشارات کاپیتان که با ترجمهی محمود جولایی ارائه شده، فقط به راههای جذب مشتری نمیپردازد، بلکه دربارهی اولین ارتباط با مخاطب، تولید محتوا و گسترش کانالهای بازاریابی ایدههای عملی بسیاری پیش رویتان قرار میدهد. به این ترتیب مجموعهای از ایدهها را گرد میآورد که برای صاحبان کسبوکار، کارآفرینها، فعالان حوزهی بازاریابی و تولیدکنندگان محتوا بسیار مفید خواهد بود.
پس در هر نقطهای از دنیای بازاریابی و فروش ایستادهاید و احساس میکنید آمار فروشتان به اندازهی کافی رشد ندارد، با خرید کتاب سرنخهای 100 میلیون دلاری الکس هرمزی و با کمک ایدههای این راهنما، قدم به قدم در مسیر پیشرفت حرکت خواهید کرد. ایدههایی که کمک میکنند به جای انتظار کشیدن برای پیدا شدن مشتری، خودتان سیستم جذب بسازید.
کتاب سرنخهای 100 میلیون دلاری برای شما مناسب است اگر
- صاحب یک کسبوکار هستید و برای افزایش فروش تلاش میکنید.
- در حوزهی بازاریابی و فروش فعالیت دارید و میخواهید راههای جذب مشتری را پیدا کنید.
- در پی ایدههای عملی برای تبدیل سرنخ به مشتری میگردید.
در بخشی از کتاب سرنخهای 100 میلیون دلاری: جادوی فروش: کاری کنید مردم برای خرید از شما صف بکشند میخوانیم
بگذارید رازی را با شما در میان بگذارم. نوشتن این کتاب از جایی شروع شد که کسی از من پرسید «سرنخ» دقیقاً چیست؟! شاید فکر کنید جوابش ساده است، اما من نتوانستم پاسخ سرراستی به او بدهم. بعد از شش ماه کلنجار رفتن برای پیدا کردن جواب، حتی از قبل هم گیجتر شده بودم. آن جا بود که فهمیدم دربارۀ سرنخها، آنقدر که فکر میکردم، نمیدانم. جستوجوی من برای رسیدن به تعریفی دقیق از «سرنخ»، مثل یک بهمن، بزرگ و بزرگتر شد و در نهایت به پروژۀ عظیمی تبدیل شد که نامش را گذاشتم: «سرنخهای صد میلیون دلاری». همۀ اینها را گفتم تا بگویم پیش از آنکه با سر تویِ ماجرای جذب سرنخ شیرجه بزنیم، باید دقیقاً بفهمیم که این لعنتی اصلاً چیست…
اصلاً منظور از «سرنخ» چیست؟ کسی که روی تبلیغ کلیک میکند؟ یک شماره تلفن؟ کسی که برای تماس، زمان رزرو میکند؟ فهرستی از نامها؟ دری که به آن میکوبید؟ مشتری حضوری که وارد مغازه میشود؟ یک آدرس ایمیل؟ یک دنبالکننده؟ کسی که محتوای شما را میبیند؟ و غیره…
میبینید، واژهها مهم هستند چون روی طرز فکر ما اثر میگذارند. طرز فکر ما هم روی کارهایمان اثر میگذارد. اگر واژهها باعث شوند اشتباه فکر کنیم، احتمالاً کارهای اشتباهی هم انجام خواهیم داد. من از انجام کارهای اشتباه متنفرم. پس برای اینکه کارهای درست را بیشتر و کارهای اشتباه را کمتر انجام دهیم، بهتر است بدانیم واژهها چه معنایی دارند و درست از آنها استفاده کنیم. برای اینکه زودتر از سردرگمی خلاص شوید، تعریف سادهاش این است: سرنخ یعنی «کسی که میتوانید با او تماس بگیرید». همین و بس. اگر فهرستی از ایمیلها را خریدهاید، آنها سرنخ هستند. اگر اطلاعات تماسِ کسی را از یک وبسایت یا پایگاه داده برداشتهاید، آنها سرنخ هستند. شمارههای داخل گوشیتان سرنخ هستند. آدمهای توی خیابان هم سرنخ هستند. هر کسی که راهی برای تماس با او داشته باشید، یک سرنخ محسوب میشود. اما من به این نتیجه رسیدم که سرنخ بهتنهایی کافی نیست. ما دنبال «سرنخِ مشتاق - Engaged Lead» هستیم.
بله
























