کتاب هنر ظریف بیخیالی، یک کتاب پرفروش بینالمللی است که به شما یک معجزه را اثبات خواهد کرد؛ معجزهای که تصورش را هم نمیکردید یک روز رخ دهد. مارک منسون به شما میآموزد چگونه برای اتفاقات کوچک و بزرگ حرص نخورید و «اهمیت ندادن و بیخیال شدن» را بهعنوان شیوهی زندگی خود در پیش بگیرید.
دربارهی کتاب هنر ظریف بیخیالی
چندبار پیش میآید که در زندگی ما اتفاق خیلی مهمی رخ دهد و اگر به آن توجه نکنیم، دچار بحران بزرگی شویم؟ مگر ما تا کجا میتوانیم کنترل امور را در دست بگیریم؟ بسیاری از اتفاقاتی که تصور میکنیم باید برای آنها حرص بخوریم، واقعاً مهم نیستند و بهراحتی میتوانیم از فکر کردن به آنها صرفنظر کنیم.
کتاب هنر ظریف بیخیالی (The Subtle Art of Not Giving a F*ck) ترجمهی محمود جولایی به شما کمک میکند تا منتظر کمک و امداد و انقلابی که بتواند تمام مشکلات را از بین ببرد نباشید. مارک منسون (Mark Manson) توصیه میکند تا تمرکز خود را بر کار مهمتری معطوف کنیم؛ به اهمیت ندادن و بیخیال شدن.
مارک منسون با ارائهی مثالهای گوناگون از دعواهای خیابانی که اغلب آنها بر اثر بیاهمیتترین اختلافها بهوجود آمدهاند، به ما توصیه میکند تا بیخیال شویم و بهخاطر چیزهای کوچکی مثل پول بسیار اندک یا جای پارک و... بحث و جدل راه نیندازیم. کتاب هنر ظریف بیخیالی انتشارات کاپیتان به ما کمک میکند تا بتوانیم خود را با شرایط تطبیق دهیم و به موضوعاتی بهجز آرامش خود اهمیت ندهیم.
با خرید کتاب هنر ظریف بیخیالی مارک منسون دیگر حرص نمیخورید، به اعصاب خود فشار وارد نمیکنید و طول عمرتان را افزایش میدهید.
کتاب هنر ظریف بیخیالی برای شما مناسب است اگر
- زیاد حرص میخورید و بهدنبال راهکاری هستید که با کمک آن بتوانید روان آرامتری داشته باشید.
- میخواهید اهمیت ندادن به چیزهای بیهوده را بیاموزید.
در بخشی از کتاب هنر ظریف بیخیالی: چگونه کمتر حرص بخوریم و با آرامش زندگی بهتری بسازیم میخوانیم
همچنان که سن ما بالاتر میرود، به لطف تجربههای بیشتر و گذر زمان درمییابیم که بیشتر این چیزها تأثیر چندانی بر زندگی ما ندارند. بیشترِ آن کسانی که زمانی بیشازحد برایمان مهم بهنظر میرسیدند، دیگر در زندگی ما حضور ندارند. طردشدنهایی که در همان لحظه جدایی، بسیار دردناک بهنظر میرسیدند، بعدها متوجه شدهایم که درواقع بهنفع ما تمام شدهاند.
کمکم میفهمیم مردم چندان به ویژگیهای جزئی ما توجه نمیکنند و تصمیم میگیریم خودمان هم اینقدر به چنین چیزهایی اهمیت ندهیم. اساساً درمورد چیزهایی که به آنها اهمیت میدهیم گزینشیتر عمل میکنیم. این همان چیزی است که بلوغ نامیده میشود. چیز خوبی است و بهتر است بیشتر آن را تجربه کنید. بلوغ زمانی حاصل میشود که فرد یاد بگیرد فقط به چیزهایی اهمیت دهد که واقعاً مهماند. همانطور که بنک مورلند در سریال «شنود» به همکار کارآگاه خود، مکنالتی، گفت: «این اتفاق وقتی میافتد که به چیز متفاوتی اهمیت بدهی که قبلاً مورد توجهت نبوده است.»
بعد، همچنان که سن ما بیشتر میشود و وارد میانسالی میشویم، اتفاق دیگری رخ میدهد. سطح انرژی ما کاهش مییابد. شخصیتمان شکلگرفته و استوار میشود. میدانیم چه کسی هستیم و خود را باوجود برخی ویژگیهای نهچندان جذابمان میپذیریم. و به شکلی عجیب، این برای ما نوعی حس آزادی روانی بههمراه دارد. دیگر لازم نیست به همهچیز اهمیت بدهیم.
زندگی همان چیزی است که هست. آن را با همه خوبیها و بدیهایش میپذیریم. میفهمیم که هرگز سرطان را درمان نخواهیم کرد، به ماه نخواهیم رفت یا با جنیفر آنیستون ازدواج نخواهیم کرد، و این موضوع مشکلی برایمان ایجاد نمیکند. زندگی ادامه دارد.
بله


























