دیگر کارهایتان را به شنبهی بعد موکول نکنید! پانتهآ خاموشی اصفهانی، در کتاب شنبهای که هرگز نمیآید به شما یاد میدهد تا دست از به تعویق انداختن رویاها و اهدافتان کشیده و به خود حقیقیتان نزدیکتر شوید. او با کمک مفهوم زیستن آگاهانه، شما را در مسیر درمان کمالگرایی و مقابله با اهمالکاری یاری کرده و نشان میدهد که موفقیت، حاصل قدمهای کوچک و مستمر است و نه فراهم شدن شرایط ایدهآل.
دربارهی کتاب شنبهای که هرگز نمیآید
بیشتر مردم، آرزوها و رویاهایی در سر میپرورانند که برای رسیدن به آنها، برنامهریزی و انگیزهی کافی را ندارند؛ آنها تمام عمر خود را در انتظار روزی به سر میبرند که همهی شرایط به طور جادویی مهیا شده و مسیر موفقیتشان را هموار کند. پانتهآ خاموشی اصفهانی در کتاب شنبهای که هرگز نمیآید نشان میدهد که این اتفاق هرگز نخواهد افتاد و تنها، اقدام فعالانه و آگاهانه میتواند ما را به هدفمان برساند.
کتاب شنبهای که هرگز نمیآید که در هفت فصل نوشته شده، با شرح ریشهی اهمالکاری و عوامل مسبب تعلل آغاز میشود. نویسنده ما را با مضامینی اعم از فلج تحلیل، حس و حال، کمالگرایی و اقدام ناقص آشنا کرده و برای مقابله با آنها، تمرینهای عملی و راهکارهای کاربردی پیشنهاد میدهد. او تاکید میکند که به پایان رساندن یک کار مهم، هرچند با کاستی همراه باشد، از انجام ندادن آن باارزشتر است.

روشی سیستماتیک برای مدیریت اهمالکاری
ادامهی کتاب شنبهای که هرگز نمیآید پانتهآ خاموشی اصفهانی، به موضوع انگیزه و تفاوت آن با سختکوشی و استمرار میپردازد. به عقیدهی نویسنده، ما باید فارغ از حس و حال و انگیزه، به وظایف و مسئولیتهایی که برای خودمان تعریف کردهایم رسیدگی کنیم؛ تنها در این صورت است که کارمان پیشرفت میکند. جایگزین کردن یک سیستم قوی و کارآمد بهجای خیالپردازی دربارهی اهداف دورودراز، میتواند همان تغییری باشد که ما را از درجا زدن و سرخوردگی به حس شادکامی و پیروزی میرساند.
کتاب شنبهای که هرگز نمیآید بر اساس پژوهشهای علمی جدید، تمرینها و تکنیکهای متنوعی ارائه میکند که از میان آنها میتوان به تکنیک «اگر... آنگاه» اشاره کرد. طبق این سیستم، شما حتی برای لحظات و روزهای بحرانی هم نقشهای طراحی میکنید؛ مثلاً «اگر امروز خسته بودم، آنگاه فقط ده دقیقه کار میکنم». به لطف این تکنیک، حتی در بدترین مواقع نیز بخاطر تعهدی که به خود داشتهاید، حس خوبی دریافت میکنید.
مقابله با مه مغزی و کمبود انرژی
فصول انتهایی کتاب شنبهای که هرگز نمیآید به مسئلهی زمان و انرژی اختصاص دارند. نویسنده اذعان دارد که مسیر مدیریت اهمالکاری، از مدیریت انرژی میگذرد. زمان بین همه عادلانه توزیع شده، پس کسانی که قادرند در بازهای محدود، بیشترین استفاده از انرژی خود را ببرند، به موفقیت میرسند. در این بخش نیز، کتاب با ارائهی راهکارهای قابلدسترس و ساده، به شما کمک میکند تا موانعی مثل مه مغزی و عوامل مزاحم و اضافی را از زندگی خود حذف کرده و بهترین نتیجه را از تلاشهایتان بگیرید.
خرید کتاب شنبهای که هرگز نمیآید انتشارات آپرانیک را به تمام کسانی که قصد دارند تا به نسخهای بهتر از خود تبدیل شده و با کنار گذاشتن اهمالکاری و تعلل، به موفقیت برسند، پیشنهاد میکنیم.
کتاب شنبهای که هرگز نمیآید برای شما مناسب است اگر
- میخواهید برای رسیدن به آرزوها و رویاهایتان قدمی مثبت برداشته و به خود حقیقیتان نزدیکتر شوید.
- به دنبال یک کتاب دربارهی تنبلی هستید تا با اهمالکاری و تعلل مقابله کنید.
- احساس میکنید که کمالگرایی یا کمبود انرژی، جلوی پیشرفتتان را گرفته است.
در بخشی از کتاب شنبهای که هرگز نمیآید: از تعویق مزمن تا زیستن آگاهانه میخوانیم
سهند عاشقِ «شروع کردن» بود. او برای یادگیری زبان فرانسه، گرانترین پکیج آموزشی را خرید. برای شروع ورزش، بهترین کتانی نایک را سفارش داد. و برای نوشتنِ رمانش، یک مکبوکِ جدید و یک دفترچهی چرمیِ گرانقیمت تهیه کرد که بوی کاغذش مستکننده بود.
او همه چیز را روی میز چید. به لوازمش نگاه کرد و حسِ فوقالعادهای داشت. به خودش گفت: «عالی شد. همه چیز مهیاست. فقط الان کمی خستهام. از شنبه، راس ساعت 6 صبح، با قدرت شروع میکنم.»
شنبه آمد و سهند کمی گلو درد داشت. با خودش گفت: «با مریضی که نمیشود پرقدرت شروع کرد. میگذارم برای شنبه بعد که حالم خوب باشد.»
سه سال گذشته است.
کتانیها هنوز توی جعبهاند. دفترچهی چرمی هنوز سفید است و شارژِ مکبوک تمام شده. سهند هنوز منتظر است تا آن «شنبهی رویایی» بیاید که در آن هم سرحال باشد، هم هوا خوب باشد و هم ستارهها در یک راستا باشند.
سهند نمیداند که آمادگی، یک نقطه در آینده نیست؛ آمادگی یک توهم است.
بله




















