حکایتهای پندآموز کوتاه به سبک پائولو کوئیلو! کتاب داستانهایی برای پدران، فرزندان، نوهها - جلد اول، ترکیبی است از داستانهای کوتاه کهن از چند گوشهی جهان و روایتهایی حکمتآموز از خود نویسنده. در این اثر بیش از صد قصهی آموزنده برای تمام سنین پیش رو دارید که با نگاهی فلسفی-عرفانی، به مخاطب در یافتن معنا در زندگی روزمره کمک میکنند. حکایتهایی از کنفوسیوس، اپیکتتوس، گاندی، عیسی مسیح، جبران خلیل جبران، سعدی شیرازی و حتی ملا نصرالدین در این مجموعه گردآوری شدهاند.
دربارهی کتاب داستانهایی برای پدران، فرزندان، نوهها - جلد اول
پندهایی که گذشتگان ما از آنها بهره میبردند، برخلاف توصیههای انگیزشی امروزی بر دستاوردهای شغلی و اجتماعی تاکید نمیکردند؛ بلکه تلنگرهایی بودند برای شناخت درون خود و ایجاد رابطهی صلحآمیز با دیگران.
نویسندهی مشهور برزیلی، پائولو کوئیلو (Paulo Coelho) در کتاب داستانهایی برای پدران، فرزندان، نوهها - جلد اول (Stories for Parents, Children and Grandchildren - Volume 1) با کنار هم قرار دادن بیشتر از 100 داستان پندآموز کوتاه از فیلسوفان، عارفان و اندیشمندان گذشته و معاصر، این تلنگرهای نرم و دلنشین را در یک قاب قرار داده است.
صد حکایت کوتاه و آموزنده با قلم جادویی پائولو کوئیلو
پائولو کوئیلو، از مشهورترین نویسندگان برزیلی عصر حاضر، با نگاهی به فرهنگ و ادبیات مناطق مختلف جهان از جمله ایران، چین، ژاپن، هند، روم، یونان و... قصههایی را جمعآوری کرده که همگی در نگاه حکیمانه به زندگی مشترکاند.
او همچنین داستانهای کوتاه خود را، که اغلب روایتهایی از تجربههای شخصی خودش هستند، با حکایتهای این بزرگان درآمیخته است. عنوان اثر نشان میدهد که کتاب میتواند مخاطبانی از نسلهای مختلف را در بر بگیرد و حکایات با زبانی بازنویسی شدهاند که همه میتوانند از خواندنشان لذت ببرند.

با خرید کتاب داستانهایی برای پدران، فرزندان، نوهها - جلد اول به ارتباط میان جهانبینی متفکران شرق و غرب در گذشته پی میبرید و شباهت در نوع نگرش اندیشمندان در زمان و جغرافیای متفاوت شما را شگفتزده خواهد کرد. در این مجموعه چند حکایت کوتاه از سعدی شیرازی هم آمده که جذابیت این اثر را برای مخاطبان و طرفداران ایرانی پائولو کوئلیو چند برابر میکند. انتشارات چوپان هر اقدام به چاپ این کتاب و همچنین جلد دوم کرده است.
نکوداشتهای کتاب داستانهایی برای پدران، فرزندان، نوهها
- با خواندن داستانی از اپیکتتوس، فیلسوف قرن اول، نحوهی برخورد من با دیگران تغییر کرد. داستانی از خلیل جبران هم بود که قبلا نخوانده بودم. جلد اول کتاب داستانهایی برای پدران، فرزندان، نوهها حدود صد داستان دارد، از همانهایی که من دوست دارم: حکایتهای تمثیلی و حکیمانه. (کاربر آمازون)
- بعضی از داستانها خیلی سادهاند، اما بعضی دیگر باعث شدند به فکر فرو بروم. پیامهای اخلاقی واضحی در هر داستان هست اما حس نصیحتگونه نمیدهند. بیشتر شبیه کشف حقایق تازه است. دلم میخواهد بعضی از حکایتها را چاپ کنم، قاب بگیرم و به دیوار بزنم، چون بسیار هوشمندانهاند. (کاربر گودریدز)
کتاب داستانهایی برای پدران، فرزندان، نوهها برای شما مناسب است اگر
- کتابی با دهها حکایت کوتاه و جالب میخواهید.
- کتاب کیمیاگر را خواندهاید یا کتابهای پائولو کوئیلو را دنبال میکنید.
- به داستانهای پندآموز کوتاه علاقه دارید.
در بخشی از کتاب داستانهایی برای پدران، فرزندان، نوهها - جلد اول میخوانیم
مرید به سمت لبه رودخانه رفت.
«ایمان من به تعالیم و الوهیت تو چنان است که اگر فقط نام تو را بگویم میتوانم روی آبها راه بروم.»
قبل از اینکه معلم چیزی بگوید، شاگردش وارد رودخانه شده بود و گریه میکرد:
«ستایش سانجی! همه ستایش سانجی! او یک قدم برداشت، سپس یک قدم دیگر.»
و مرحله سوم بدن او شروع به معلق شدن کرد و مرد جوان بدون اینکه حتی پاهایش خیس شود توانست خود را به آن سوی رودخانه برساند.
سانجی با تعجب به شاگرد نگاه کرد که در ساحل دیگر ایستاده بود و برای او دست تکان میداد و لبخند میزد.
«شاید من روشنتر از آن چیزی هستم که فکر میکردم. من میتوانستم معروفترین صومعه منطقه را داشته باشم! من میتوانستم به همان ارتفاعات قدیسان بزرگ و گوروها برسم!»
او نیز که مصمم بود موفقیت شاگردش را تکرار کند، به سمت ساحل رفت و در حالی که به داخل رودخانه قدم گذاشت، شروع به گریه کرد:
«ستایش سانجی! همه ستایش سانجی!»
او یک قدم برداشت و یک قدم دوم، اما سومین قدم او را جریان آب وارد کرد. از آنجایی که او شنا بلد نبود، شاگردش مجبور شد برای نجات او از مرگ حتمی در آب شیرجه بزند.
وقتی هر دو نفر خسته به ساحل رسیدند، سانجی مدت طولانی ساکت ماند. بالاخره گفت:
«امیدوارم بتوانید از اتفاق امروز درس عاقلانهای بگیرید. تمام آنچه به شما یاد دادم کتاب مقدس و روش صحیح رفتار بود. با این حال، هیچ کدام از اینها کافی نبود اگر آنچه را که از دست رفته بود اضافه نمیکردید: ایمان به اینکه چنین آموزههایی میتوانند زندگی شما را بهبود بخشند.
بله

























