کتاب جلو آفتاب نایست: کلبی زیستن
برای دانلود قانونی کتاب جلو آفتاب نایست و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب جلو آفتاب نایست: کلبی زیستن
کتاب جلو آفتاب نایست: کلبی زیستن نوشتهی ادواردو اینفانته، ما را با یکی از متفاوتترین مکاتب فلسفهی یونان باستان آشنا میکند؛ مکتبی که پیروانش، یعنی فیلسوفان کلبی، سگ را الگوی زندگی خود قرار داده بودند! اما چرا؟ امروزه بسیاری از افراد واژهی «کلبیگری» را با بدبینی و بیاعتمادی یکی میدانند، در حالی که کلبیگری در فلسفه یونان باستان معنایی کاملاً متفاوت داشت. این کتاب میکوشد در آموزههای این مکتب، راهی برای مواجهه با برخی از مهمترین دغدغههای انسان مدرن پیدا کند.
دربارهی کتاب جلو آفتاب نایست: کلبی زیستن
کتاب جلوی آفتاب نایست: کلبی زیستن (No me tapes el sol: cómo ser un cínico de los buenos) به قلم ادواردو اینفانته (Eduardo Infante) مکتب کلبیون را از دریچهی نگاه انسان مدرن بررسی میکند. حال چرا فلسفه زندگی سگگونه دشمن زیاد دارد؟ شاید چون فیلسوفان کلبی دست از آرمانگرایی برداشتند.
در روزگاری که افلاطون از ایدهی خود بابت وجود الگویی جاودانه و متعال از «انسان» دفاع میکرد و افراد را ملزم میدانست که برای دستیابی به آن تلاش کنند، دیوژن کلبی او را به تمسخر گرفته و خیابانهای آتن را فانوس به دست، در روز روشن، به دنبال انسان آرمانی وی میگشت! وقتی افلاطون انسان را موجودی دوپا و بدون پر معرفی کرد، دیوژن خروس پرکندهای را در مدرسهی او رها کرد و گفت این هم انسان مورد نظر تو!

بازخوانی فلسفه کلبی در عصر کمال گرایی
برخی افراد، فیلسوفان کلبی را دیوانه میخوانند در حالی که تنها گناه آنان این است که آرمانگرایی را کنار گذاشته و فریاد زدند که پادشاه برهنه است! فلسفه کلبی انسان را از جایگاه والای خود پایین میکشد و کاملا محترمانه نشان میدهد که چطور حتی یک سگ هم گاهی اوقات از ما بهتر زندگی میکند!
ادواردو اینفانته فصل اول کتاب را با تعمقی جالب در زندگی سگش، نیچه شروع میکند که شاید بهخوبی بتواند فلسفهی کل کتاب را خلاصه کند. هر بار که او و نیچه روانهی قدم زدن در ساحل میشوند، نگاه کردن به آببازیهای سگ و جست و خیزهایش، برایش یادآور روزهایی از نوجوانی است که شرم وحشتناکی که بابت بدن خود داشت مانع از این میشد که از زیست خود بهرهی کامل ببرد.
هیچکس با احساس شرم، ترس یا عزتنفس پایین متولد نمیشود. همهی ما به مرور در فرایند طولانیِ اجتماعی شدن و در تقابل با هنجارهای اجتماعی به چنین ویروسهایی آلوده میشویم. ویروسهایی که رهایی از آنها شاید سالها برایمان رنج و زحمت به همراه داشته باشد. نیچه اما با تمام اینها غریبه است. آزادانه در ساحل میدود و پشیمانی، افسردگی، موفقیت، مالکیت، افتخار، شهرت و غیره همه برایش بیمعناست.
وقتی یک سگ استاد فلسفه میشود!
کتاب جلو آفتاب نایست با تأکید بر کلبی گری به عنوان راهکاری برای مواجهه با مشکلات زندگی، توجه ما را به دیدگاه فلاسفهی این مکتب جلب میکند که سگ را با سادگیاش، تطبیقش با طبیعت و بیتوجهیاش به قضاوت دیگران، الگوی زندگی خود قرار میدهند.
ادواردو اینفانته کتاب جلوی آفتاب نایست را پس از پایان همهگیری کرونا منتشر کرد؛ یعنی دورانی که جامعهی مدرن، بیهدفتر و سرگردانتر از همیشه به دنبال راهحلی برای مواجهه با پوچی حاصل از دوام آوردن در چنین روزگار سختی بود. او با این کتاب خواندنی و آموزنده، با پرداختن به کلبیون یونان باستان و فیلسوفانی که در جستوجوی آزادی کامل و دوری از آرمانگرایی بودند، عبور از پوچی زندگی کمالگرایانه را ممکن میکند.
مکتب کلبیون و زندگی بدون تظاهر
کتاب کلبی زیستن ادواردو اینفانته، یک کتاب معتبر و در عین حال لذتبخش و راحتخوان است. او در شانزده فصل مبانی این فلسفه و چگونگی بهکارگیری آن در زندگی را به زبانی ساده و جذاب شرح میدهد. ادواردو اینفانته در کتاب جلو آفتاب نایست وعدههای اغراقآمیز نمیدهد؛ بلکه صرفاً با بیانی روان و با آهنگی مناسب، اندیشههای یک مکتب فلسفی را معرفی میکند که ابزارهایی سودمند و کاربردی برای بیشتر لذت بردن از زندگی را ارائه میدهند.
این کتاب نشان میدهد که چطور هنوز هم میتوان باورهای این فیلسوفان را در زندگی پر مشغلهی امروزی به کار برد. ادواردو اینفانته فلسفه را به زبانی ساده، قابلفهم و سرگرمکننده روایت کرده و برخی از اصلیترین فلاسفهی تأثیرگذار این مکتب چون آنتیستن، دیوژن، کراتس و هیپارچیا را معرفی میکند. اگر به دنبال شیوهای فلسفی برای تغییر دیدگاه خود و بهبود کیفیت زندگیتان هستید، خرید کتاب جلو آفتاب نایست را به شما پیشنهاد میکنیم.
این کتاب را نشر لگا با ترجمهی خوب مجدالدین ارسنجانی به چاپ رسانده و از آن دست کتابهای فلسفی خوشخوان است که هر کسی میتواند از مطالعهی آن لذت ببرد.
کتاب جلو آفتاب نایست: کلبی زیستن برای شما مناسب است اگر
- از فشار کمالگرایی، مقایسهی دائمی و قضاوت دیگران خسته شدهاید و بهدنبال راهی برای زندگی آزادانهتر هستید.
- به فلسفه یونان باستان، اندیشههای دیوژن و آموزههای مکتب کلبیگری علاقه دارید.
- دوست دارید از دریچهی فلسفه به مفاهیمی مانند خوشبختی، آزادی فردی، خودشناسی و زندگی اصیل نگاه کنید.
در بخشی از کتاب جلو آفتاب نایست: کلبی زیستن میخوانیم
در جهان مطیعان، کلبیان ولایت هیچکسی را جز عقل خویش نپذیرفتند. وطن یا خدایانی را که اردهشان را خوار و مطیع بخواهد قبول نداشتند. آشکارا گفتند که تنها تکلیف ما در زندگی رسیدن به خوشبختی است: باید پیشاز مرگ، زمانی را که به ما ارزانی داشته شده است بهکمال زندگی کنیم و راه خودمان را بپیماییم. کلبیان نگاهی کنایی و طعنهآمیز به جهان داشتند و از رفتار مردمپسند رویگردان بودند.
هر شکلی از خودکامگی و استبداد را زشت میانگاشتند، دروغهای قدرت را فاش میکردند و باورهای دروغین و نابخردانهای را به پرسش میکشیدند؛ باورهایی که حتی امروز هم بر ما حاکم هستند. فیلسوف کلبی نوعی «پیامبر بیدین» بود که شجاعت زیستن را به همانگونه که میاندیشید داشت، در گفتن حقیقت به قدرتمندان جسور بود و از عقوبت آن هراس نداشت و صاحب بصیرتی بود که قواعد پوچ و بیمعنا، عادتهای بد و رسوم زیانآور را رسوا میکرد.
اگر چنین است، پس چرا تاریخی که برای ما روایتکردهاند چیز دیگری میگوید؟ چرا معنای واژه کلبی به چیزی تا این اندازه متفاوت با معنای اصلی آن تغییر کرده است؟ علت این تحریف چیست؟ بیتردید همانطور که والتر بنیامین ادعا کرده است تاریخ را همیشه پیروزمندان نوشتهاند و تاریخ فلسفه نیز مستثنا نیست. کلبیگری در نبرد اندیشهها در طرف مغلوبان است و بهای این شکست قادرنبودن به گفتن تاریخ خودش، یا حتی بدتر از این، بازگویی تاریخش به قلم پیروزمندان بود.
شمار مطالعات و تحقیقات دربارۀ کلبیگری در مقایسه با دیگر مکتبهای فلسفی مضحک است؛ وانگهی، بیشتر متنهای کلاسیک تاریخ فلسفه این جریان فکری را حتی به رسمیت هم نشناختهاند. گویی کسی کلبیان را به نفرین محو یاد و یادگار محکوم کرده است، رسمی در روم باستان که دشمنان کشور را با محو رسمی هرآنچه ممکن بود از ایشان به یادگار و یادبود بماند کیفر میداد: مجسمهها، نوشتهها یا بناهای یادبود.
چه کسی حکم داده است که کلبیان دشمنان کشورند و نامشان باید محو شود یا دستکم چنان کژ و بدشکل شود که دیگر نتوان ایشان را بازشناخت؟ چه کسی بر تاریخ اندیشه در فرهنگ ما سلطه دارد؟ این پیروزمندِ بیچونوچند که برایش هلهله میکنند کیست؟ کیست که امپراتوری خود را بر پهنای سرزمین اندیشۀ غربی گسترده است؟
فهرست مطالب کتاب
یادداشت مترجم
پیشگفتار: سگان نیک و بد
بخش نخست: جهان سگان
1: تاریخچۀ فلسفۀ سگی
2: نخستین سگان
3: هلنیسم سیال
4: پانک، سگ و پرومتئوس لعنتی
5: جامعهای که سگ به آن عوعو میکند
6: گیمناسیون سگان
بخش دوم: فلسفه سگی
7: زبان سگی
8: زندگی سگی
9: فضیلتهای سگ خوب
10: رذیلتها
11: پوشاک و خوراک سگ
12: ایدئولوژی سگی
بخش سوم: چهار سگ آخرالزمان
13: آنتیستنس: سگ راستین
14: دیوگنس: سگ پاچهگیر
15: کراتس تبایی: سگ مهربان
16: هیپارخیا: مادهسگ فمینیست
پیگفتار
پیوست: ده تمرین برای کلبی امروزی بودن
کتابشناسی برای سگان
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب جلو آفتاب نایست: کلبی زیستن |
| نویسنده | ادواردو اینفانته |
| مترجم | مجدالدین ارسنجانی |
| ناشر چاپی | نشر لگا |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 248 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-7668-56-8 |
| موضوع کتاب | کتابهای فلسفه، کتابهای فلسفه اخلاق، کتابهای راه و رسم زندگی |


















