کتاب حرکت و زمان در حرکت جوهری و نسبیت نوشته صادق نیک پور، به شرح دو نظریه دوران ساز در جهان علم و فلسفه میپردازد و در این راستا، صدرالدین محمد شیرازی معروف به ملاصدرا و آلبرت اینشتین، را در زمینه حرکت جوهری و نظریه نسبیت، تبیین میکند.
در فیزیک نسبیت مفاهیم جهت اندازهگیری وضع شدهاند در حالی که در فلسفه حرکت جوهری چیستی آنها با تمام مفاهیم متنابهاش مطرح است. فهم فیزیک نسبیت کمک شایان به درک فلسفه ملاصدرا میکند، اما این دلیل نمیشود که با آن یکی باشد، در نسبیت زمان یک محور اضافه بر محورهای سهگانه قبلی شناخته شده و از نظر ارزش برابر با هر کدام از آنها است، اما در فلسفه حرکت جوهری، آن گونه که ملاصدرا در اسفار میفرماید «شی دارای دو امتداد است یکی امتداد ابعاد سه گانه و امتداد دیگر زمان» و در این تقسیم بندی، زمان به تنهایی برابری با سه بعد دیگر میکند یعنی آن سه بعد طول و عرض و ارتفاع را در یک جایگاه قرار داده و زمان را هم وزن آنها در جایگاه دیگر و ملاصدرا نگفت که جسم دارای چهار امتداد است.
فهم فلسفی و فهم فیریکی از شی علی رغم آنکه راجع به یک شی و یک مشخصات واحد صحبت میکنند، اما دو جنبه مختلف جهت مقایسه هستند چون موضوع و دیدگاهها و نتایج به دست آمده در دو زمینه مختلف هستند. هیچ وقت فیزیک نسبیت بر خلاف اشتباه بعضی، از چیستی زمان حرف نزده است و در ضمن زمان نه موضوع برای فیزیک است و نه موضوع برای فلسفه، بلکه برای هر دو گذرگاه است، و نه هدف، لذا هر کدام از آن دو برای هدفی دیگر و مقصود خود از آن استفاده میکنند.
در بخشی از کتاب حرکت و زمان در حرکت جوهری و نسبیت میخوانید:
ملاصدرا در طول حیات دانشورانه و پربار خود فعالیتهای عظیم علمی را پی گرفت و علیرغم بیمهریهایی که از مخالفان حکمت و متحجران عصر خود دید، هیچگاه سعی نکرد پیرو مرامهای رایج روزگار باشد. همیشه به نقادی و گزینش آراء متقدم دست میزد و از ترکیب آراء گوناگون و نوآوریها و اندیشههای بدیع خویش، نظریههای نوینی تأسیس مینمود. امروزه بیشتر در مواجه با نام ملاصدرا آن را متساوی با «حکمت متعالیه» مییابند و میدانند. این واقعیت که تعبیر حکمت متعالیه به احتمال مرهون چه عواملی بوده است جای بحث دارد اما به هر حال، تعبیر حکمت متعالیه اینک بر مشرب خاصی در حکمت سنتی دلالت دارد که ملاصدرا آن را تأسیس کرد و این عنوان برای طریقه ملاصدرا، نه فقط بنا به دلایل تاریخی، بلکه به این دلیل که اساس تعالیم او به تمام معنا هم حکمی و فلسفی است و هم مبتنی بر کشف و شهود عقلی وجود متعال میباشد.
بله
























چیزی که از درون ما میگذرد و ما نیز از درون آن میگذریم