کتاب مونسالعشاق: فی حقیقتالعشق یا رساله عشق اثر شهاب الدین سهروردی و با تصحیح صادق نیک پور با وجود حجم مختصرش در میان آثار فارسی شیخ اشراق، بیش از دیگر آثار معروفیت پیدا نمود و چندین شاعر و نویسنده تا به امروز تحت تأثیر آن قرار گرفتهاند.
بسیاری از محققان معتقدند که مهمترین دلیل تأثیر و جاذبه رساله عشق برای ادبا و شعرا و نویسندگان موضوعیت عشق در این رساله است، این کتاب سهروردی نه تنها یکی از نمونههای اعلای ادب فارسی است، بلکه شامل پارهای از عمیقترین آرای فلسفی او نیز هست.
همچنین نظریه فلسفه سیاسی اشراقی سهرودی به نام «فلسفه حکیم متأله» در آن به وضوح نمود دارد و در لایه غیر واضح آن سهروردی فلسفه سیاسی طغیانگر و عصیانی اشراقی خود را علیه غاصبان حکومت به مردم عرضه میدارد و از همه مهمتر آنکه سهروردی در مونس العشاق تشویق و ترغیب به حرکت را به گونه نهادینه و آگاهانه خاص همه مردم و آن را «نوشته در منشور الهی عشق» میداند.
سهروردی در مونسالعشاق معتقد است باید همه با هم در ایجاد تغییری نهادینه در جامعه خود بکوشند تا عشق حسب منشور الهی بتواند وارد مملکت آنها گردد و میگوید تا همه مردم شهر با هم خود اقدام به ذبح گاو حاکم غاصب بر خود ننمایند، عشق الهی بر آنها وارد نخواهد شد، پس انتظار هر تغییری در وضعیت اجتماعی و سیاسی و حکومتی بدون اقدام عملی همگان حسب منشور الهی عشق انتظاری عبث است.
سهروردی ایجاد تغییر از «حکومت گاو» به «حکومت عشق» را به عنوان توفیق ذکر مینماید. سهروردی در کتاب مونسالعشاق، کلام خود را با آیهای از قرآن آغاز میکند و سپس به بحث درباره معرفت و شناخت و رابطه آنها با عقل میپردازد. بعضی از صاحب نظران نقطه اوج این رساله را در فصل ششم میبینند که بنا به گفته آنان سهروردی نقشهای تخیلی از عالم غیر مادی تصویر میکند. اما به واقع باید نقطه اوج رساله را در دو بند پایانی مونس العشاق که نتیجهگیری سهروردی در آن هویدا است جستجو نمود.
بعضی معتقدند که رسالهٔ فی حقیقتالعشق یا مونسالعشاق سهروردی به زبان فارسی برگرفته از رسالهٔ فی العشق یا رساله العشق بوعلی سینا است که در آن از عشق به زبان خاص عرفانی سخن رفته است، اما به واقع این دو اثر از لحاظ صورت و محتوا با هم بسیار تفاوت دارند.
همچنین گفتهاند که کتاب «مونسالعشاق» یا «فی حقیقتالعشق» شیخ شهابالدین سهرودی سیری است از حکمت عشق به حکایت عشق و شجرهنامه عشق است. سهروردی در این رساله به زیبایی هنر آفرینی نموده و فلسفه و عرفان شهودی و تفاسیر خود از قرآن و سنت را در نوع خاص نگرش فلسفی خود در رساله عشق باز آفرینی مینماید و این زیبا آفرینی را در راز آفرینش اقانیم سه گانه حُسن، حزن و عشق و جایگاه آنها را در جهانشناسی و معرفتشناسی اشراقی، حکمت هنر اشراقی گفتهاند.
در مونسالعشاق نظریه عشقی سهروردی را به وضوح میتوان دید که از آن به عنوان «فلسفه عشق اشراقی» یا «عشق اشراق» هم ذکر نمودهاند. از این فلسفه عشق سهروردی در فهم دیدگاه سهروردی درباره عشق و زیبایی به شرحی که در رساله فی حقیقه العشق یا مونسالعشاق مذکور است هانری کربن با نام «دین عشق تحول یافته سهروردی» نام میبرد.
بله





























