کتاب التوحید الفائق فی معرفه الخالق اثر سید علی بهبهانی، کتابی به زبان عربی و در زمینهی کلام و خداشناسی است که به تبیین مبانی توحید و پاسخ به شبهات اعتقادی میپردازد. در این کتاب رابطهی خالق و مخلوق با کمک استدلالهای عقلی و احادیث اهل بیت (ع) بررسی میشوند و موضوعاتی مانند وجود خدا، آفرینش جهان و صفات الهی شرح داده شدهاند.
دربارهی کتاب التوحید الفائق فی معرفه الخالق
کتاب التوحید الفائق فی معرفه الخالق مقالهای به زبان عربی است که با تکیه بر استدلالهای عقلی و آموزههای اهلبیت (ع)، مهمترین مباحث توحید را بررسی میکند و به نقد برخی دیدگاههای فلسفی و مادی دربارهی خداشناسی میپردازد. سید علی بهبهانی در این اثر، مباحث اعتقادی و کلامی اسلام را بهگونهای منسجم شرح میدهد و به پرسشهای بنیادین دربارهی وجود خداوند، آفرینش جهان، صفات الهی و نسبت خالق با مخلوقات پاسخ میدهد.
توحید و خداشناسی، بنیادیترین اصل اعتقادی اسلام است؛ اصلی که خداوند را از هرگونه شباهت به مخلوقات و صفات انسانی منزّه میداند. آیتالله سید علی بهبهانی در آغاز کتاب التوحید الفائق فی معرفه الخالق، با استدلالهای عقلی، حدوث جهان را اثبات و نظریهی ازلی بودن عالم را رد میکند. سپس به ضرورت وجود آفریدگاری میپردازد که وجودش وابسته به هیچ علت دیگری نیست و همهی موجودات در هستی خود به او نیازمندند.
نویسنده در ادامه، صفات کمال الهی را بررسی کرده و بر تنزه خداوند از هرگونه نقص، نیاز و محدودیت تأکید میکند. همچنین با نگاهی انتقادی، برخی دیدگاههای عرفان نظری و فلسفهی اسلامی را دربارهی خداشناسی مورد بررسی قرار میدهد.
با خرید کتاب التوحید الفائق فی معرفه الخالق انتشارات چتر دانش، که توسط ماجد کاظمی گردآوری شده است، میتوانید با دلایل عقلی و نقلی اسلامی مبنی بر وجود و صفات خداوند آشنا شوید و به مرحلهی خداشناسی نزدیک شوید.
کتاب التوحید الفائق فی معرفه الخالق برای شما مناسب است اگر
- دانشجوی الهیات و فلسفه اسلامی هستید و میخواهید خداشناسی را از منظر تشیع بررسی کنید.
- میخواهید با یکی از کتابهای خداشناسی مواجه شوید که فلسفه صدرایی را نقد میکند و با استفاده از اندیشهی اسلامی به اثبات وجود خدا میپردازد.
- به آثار اسلامی که ترجمه نشدهاند و با زبان عربی مفاهیمی همچون اثبات وجود خدا و نقد فلسفه اسلامی را بازگو میکنند، علاقه دارید.
در بخشی از کتاب التوحید الفائق فی معرفه الخالق میخوانیم
بیان آخر: الوجود المشترک بین المرتبتین اما واجب او ممکن او لیس بواجب و لا ممکن فان کان واجباً لزم ان یکون جمیع مراتبه واجبۀ و ان کان ممکنا لزم ان یکون جمیع مراتبه ممکنۀ بذاته ولو صار واجباً بالعرض، و ان لم یکن ممکناً و لا واجباً، فمع فرض تصوّره یلزم ان لایکون وجوبه و امکانه ذاتیین بل عرضیین و هو اقبح فساداً.
فإن قلت: انما یلزم ماذکرت اذاکانت المراتب صفات خارجۀ عارضۀ على الوجود، و اما اذاکان اختلاف المرتبۀ باعتبار شدۀ الوجود وضعفه کالنور القوی و الضعیف فلا یلزم ذلک اذ المرتبۀ حینئذ من جنس الوجود لا امر خارج عنه.
قلت: ما یقبل المتقابلین من الشدۀ والضعف فهو فی حد نفسه خال عنهما فأتصافه باحدهما زائد على ذاته موجب لتغیّره عما هو علیه و لا یتصف بصفۀ الأمکان او الوجوب الّا بعد اتصافه باحد المتقابلین من الشدۀ و الضعف الخارجین عن ذاته، بل یلزم حینئذ ان یکون الواجب و هو الوجود الشدید منقسماً فی عقل اووهم لرجوعه تحلیلا الى صفۀ و موصوف.
الثانی: انه اذافرض اشتراک الوجود بین وجود الواجب و وجود الممکن، و فرض ان الوجود الضعیف ممکن ذاتاً لا یعقل ان یکون الشدید واجباً بذاته لان شدۀ الشیء وقوّته انما توجب الشدۀ فی الأثر لا انقلابه عمّا کان علیه ذاتاً کالنور، فان الضعیف منه یوجب رفع الظلمۀ فی الجملۀ والقوی منه اشدُّ تأثیراً فی رفع الظلمۀ لا انقلابه عما کان علیه ذاتاً.
بله












