کتاب بنیادهای وجودی در تفکرهای فلسفی اثر صادق نیکپور به شناخت خصوصیت دقیق یک حالت وجودی مبتنی بر دیدگاههایی با بنیادهای وجودی و یا بنیادهای عدمی در فلسفه وجود اندیشه آدمی میپردازد که از باورداشتهای گوناگون او نشات میگیرد. موجودات و مبدأ آنها در خود وجود موجودات ظهور و نمود پیدا میکنند.
اساطیر باورداشتهای کهن و فرهنگ دیرین یک قوم و ملت هستند که بنیادهای عقیدتی آتی آنها را پی میریزند و در نگرشها و جهانبینهای فرهنگی نمود پیدا میکنند. وجود اساسیترین و بدیهیترین مفهوم قابل درک برای هرشخصی میباشد که در نگرشهای فلسفی پیچیدگیها و جهتگیریهای متعدد و گاه متناقض را به سمت خود جلب نموده است و شاید بس دور از واقعیت نباشد که اگر بگوییم بنیاد اساطیر قومی بر نگرش فلسفی آنها از وجود مستحکم گردیده است.
از دیر باز جفتهای متناقض وجود و عدم، هستی و نیستی، ساختن و ویران کردن، نور و تاریکی، زیبایی و زشتی در باورداشتها و اندیشههای قومی شکل گرفتند و در آمیزش با دیدگاههای وجدان یعنی بنیان فکری وجودی و یا دیدگاههای فقدان یعنی بنیان فکری عدمی ساختار و شالوده جایگاه فلسفه وجودی را در نظر آن قوم روشن نمودند و لذا شناخت نوع تقابل و تأثیر آنها در فرهنگ و باور زیربنای تفکر فلسفی وجود را نمایان میگرداند.
فیلسوف و سلطان وجود ملاصدرا بنیان وجودی هستی را در فلسفه متعالیه خود تشریح و اثبات مینمایند و شیخ اشراق با تکیه بر بناهای وجودی اساطیری و عرفانی کهن ایران فلسفه نورالانوار را بیان میکند، علامه طباطبایی و استاد شهید مطهری در عصر حاضر تفکر فلسفی وجود را مبتنی بر فلسفه اسلامی در آثار خود بیان داشتند.
در این بررسی اسطورهها را کاویدیم چونکه هنوز در ذهن امروزی ما عوامل تعیین کنندهای وجود دارد که گرچه خود را پسااسطورهای میپنداریم، اما در فرهنگ و دانش و جهانبینی و فلسفه ما بسیاری از عناصر ذهنیت اسطورهای موجود است، بر این اساس این مجموعه گرد آمد که تحقیقی باشد بر فلسفه وجود و بنیادهای وجودی تفکرهای فلسفی اعم از اسطورهها، عرفانها و هر جهانبینی قابل طرح در حد توان و واکاویها ضروری در آنها در پی ردگیرهای رشد اندیشه فلسفه وجود تا حکمت متعالیه هر چند اندک باشد.
بله























