معرفی و دانلود کتاب ارکستر زبالههای شهرداری بیاغلو: اقتباس از فصلنامه پاریس
برای دانلود قانونی کتاب ارکستر زبالههای شهرداری بیاغلو و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب ارکستر زبالههای شهرداری بیاغلو: اقتباس از فصلنامه پاریس
اندرو شان گریر در سال 2020 کتاب ارکستر زبالههای شهرداری بیاغلو را بهعنوان یکی از بهترین داستانهای کوتاه سال برگزید. کنان اورهان در این داستان، با دنبال کردن زندگی زنی رفتگر در کوچه پسکوچههای استانبول، روایتی نمادین و سیاسی از جامعهای زیر سایهی سانسور و سرکوب میسازد.
دربارهی کتاب ارکستر زبالههای شهرداری بیاغلو
کتاب ارکستر زبالههای شهرداری بیاغلو (The Beyoğlu Municipality Waste Management Orchestra) به قلم کنان اورهان (Kenan Orhan) یک داستان کوتاه است که در آن با استفاده از نمادپردازی و تمثیل، تصویری استعارهای از جامعهای زیر یوغ سانسور و سرکوب ارائه میکند. در این جامعه با فرمانهای حکومتی، فروش کتاب ممنوع میشود، خواندن کتاب و گوش دادن به موسیقی جرم تلقی میشود و به تدریج هنر و هنرمند به قهقرا میروند.
راوی کتاب ارکستر زبالههای شهرداری بیاغلو، زنی است که در قسمت مدیریت پسماند زباله کار میکند و هر روز در میان سطلهای زباله و کوچههای تنگ این محله، به دنبال اشیای باارزشی میگردد که دیگران آنها را دور انداختهاند. او در یکی از همین روزها، سازها و نتهای یک آهنگساز پیر را پیدا میکند و کمی بعد، خودِ او را هم که میان زبالهها رها شده، نجات و در اتاق زیرشیروانی کارگاهش پناه میدهد. این اتاق بهتدریج به مخفیگاهی برای هنرمندان، نوازندگان و کتابهای ممنوعهای تبدیل میشود که در دنیای بیرون با دستور حکومت در حال سوختن و نابودی هستند.

فرم و ساختار در خدمت روایت ارکستر زبالههای شهرداری بیاغلو
در کتاب ارکستر زبالههای شهرداری بیاغلو نوشتهی کنان اورهان، فرم و ساختار روایی بر پایهی درهمتنیدگی واقعیت و خیال بنا شده است؛ مرزی که در طول داستان مدام شکسته میشود و لحظههای سورئال و جادویی را به زندگی روزمره پیوند میزند. روایت حالتی تمثیلی دارد و از نمادپردازیهای پرقدرت برای تصویر کردن جامعهای استفاده میکند که زیر فشار سانسور و سرکوب تنفس میکند.
اشیا و آدمها در داستان ارکستر زبالههای شهرداری بیاغلو نشانههایی از چیزی بزرگترند: از حذف و فراموشی گرفته تا مقاومت خاموش. زن رفتگرِ داستان در دل این ساختار، به نمادی از کسانی تبدیل میشود که تلاش میکنند هویت و حافظهی جمعی را حتی در تاریکترین وضعیتها نجات دهند. داستان با این فرم، واکنشهای گوناگون مردم را در برابر محدودیتها بهطرزی شاعرانه و تاثیرگذار نشان میدهد.
اگر به دنبال خواندن کتابی هستید که تصویری از شرایط سیاسی و اجتماعی یک جامعهی تحت سانسور را به شکلی خیالانگیز و استعارهای نشان دهد؛ دانلود کتاب ارکستر زبالههای شهرداری بیاغلو و مطالعهی آن را در اولویت قرار دهید. این کتاب با ترجمهی ناهید رسولی و به همت انتشارات خانه رود منتشر شده است.
کتاب ارکستر زبالههای شهرداری بیاغلو برای شما مناسب است اگر
- از خوانندگان و علاقهمندان به ادبیات داستانی ترکیه هستید.
- میخواهید یکی از داستانهای کوتاه برگزیدهی چند سال اخیر را بخوانید.
- به داستانهای سیاسی و نمادین علاقه دارید.
در بخشی از کتاب ارکستر زبالههای شهرداری بیاغلو: اقتباس از فصلنامه پاریس میخوانیم
شهر استانبول در حالی از خواب بیدار شد که فروش کتاب ممنوع شده بود. البته ما در این مورد صحبتی نکردیم؛ در بازار یا حتی محل کار دربارۀ عواقب این اقدام و اینکه چقدر ما را از بقیه عقب میاندازد حرفی نزدیم، اما پیامدهای سنگین این اقدام را عمیقاً در قلب خود احساس میکردیم.
خیلی ساده هر روز از رختخواب بلند میشدیم و خودمان را با شرایط وفق میدادیم، برخی از ما طوری زندگی میکردند گویا واقعیت موجود قبلی را بهکل فراموش کردهایم و خودمان را در جریان سیال آبی نسیان غرق کرده بودیم.
تا اینکه یک روز صبح، صدها و هزاران ستونِ باریک دود از شکافهای شهر زبانه کشید و آسمان شهر را سیاهپوش کرد. مردم مشغول سوزاندن کتابهایشان بودند، اما نه همه. برخی فراموش کرده بودند فوراً این کار را انجام دهند، میخواستند سر کار بروند و دیرشان شده بود، این دسته بعداً هنگام تهیۀ شام آنها را در اجاق خوراکپزی سوزاندند. برخی نمیخواستند آنها را بسوزانند، در عوض به چرخۀ طبیعت اعتماد کردند و آنها را در باغها یا جوی آب ناودانها رها کردند تا بپوسند، تکههای این کتابها به سمت تنگۀ بُسفُر سرازیر شدند و سپس در دریا فرو رفتند. سطرِ آخر فرمان ریاست جمهوری این بود: «به استثنای کلیۀ کتب مذهبی، تاریخ ادیان، آثار شخصیتهای مذهبی، فیلمهای مهیج جاسوسی، معماهای قتل و کتابهای درسی علوم و ریاضیات، مگر اینکه حاوی ردیفهای شعر یا شعر کامل باشد.»
سه روز تمام ستون بزرگی از دود سیاه در آسمان بلند شده بود و منظرۀ شاخ طلایی را بسیار بسیار تیره کرده بود. یک روز عصر وقتی از سر کار برگشتم متوجه شدم شش هفت کتابی که آنها را در کارگاهم جاساز کرده بودم به شکل مرموزی ناپدید شدهاند. حتی کتاب آشپزی که در واقع نسخۀ چاپی هم نبود و دستنوشتههای طرز تهیۀ غذای مادر و مادربزرگم بودند هم ناپدید شده بود.
فهرست مطالب کتاب
پیشگفتار
دربارۀ نویسنده
نجات معنا در پوچی
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب ارکستر زبالههای شهرداری بیاغلو: اقتباس از فصلنامه پاریس |
| نویسنده | کنان اورهان |
| مترجم | ناهید رسولی |
| ناشر چاپی | انتشارات خانهی رود |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 40 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-4952-09-7 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان سیاسی خارجی، کتابهای داستان کوتاه خارجی |























