زلزله در خیابان، دانشگاه و استودیوهای فیلمسازی! کتاب 1968 و سینمای جهانی مجموعه مقالاتی است که کریستینا گرهارت و سارا سلجوقی، گردآوری کردهاند تا از این طریق، چشماندازی تازه و فراملیتی از یکی از رادیکالترین دورههای تاریخ سینما ترسیم کنند. دورهای که در آن موجهای نوی سینمایی در سراسر جهان، از پاریس و پراگ تا سائوپائولو، توکیو و تهران، به زبان مشترک مقاومت بدل شدند.
دربارهی کتاب 1968 و سینمای جهانی
دههی 1960 طولانی، دههای که با خیزشهای دانشجویی، مبارزات ضداستعماری و بحرانهای عمیق سیاسیاش مدام کش میآمد و گویی نمیخواست تمام شود؛ کریستینا گرهارت (Christina Gerhardt) و سارا سلجوقی (Sara Saljoughi) در کتاب 1968 و سینمای جهانی (1968 and Global Cinema) از همین دهه میگویند. آنها با گردآوری پژوهشهای تاریخی سینما مربوط به موج نو، تلاش میکنند تصویری فراملیتی از دههای ارائه دهند که در آن سینما در سراسر جهان دستخوش لرزشی همزمان شد.
کتاب 1968 و سینمای جهانی با نظمی زمانی پیش میرود و خواننده را از دل موج نوهای سینمایی و دگرگونیهای زیباییشناختی و سیاسی دهه شصت عبور میدهد. بخش نخست تحت عنوان «دهه شصت طولانی: موجهای نوی سینمایی»، نشان میدهد که چگونه نئورئالیسم ایتالیا و موج نوی فرانسه الهامبخش سینماهای نو شدند.
سارا سلجوقی و کریستینا گرهارت، خوب میدانستهاند که برای فهم سینمای 1968 باید از مرزهای ملی عبور کرد و به شبکهای جهانی از تأثیرات، الهامها و مقاومتها نگاه انداخت. بخش دوم کتاب 1968 و سینمای جهانی تحت عنوان «پسلرزهها» رد تحولات تازه را در دههی 1970 دنبال میکند؛ از بازتاب انقلاب فرهنگی چین در سینما گرفته تا فیلمهای کارگری اسپانیا که مبارزه و آگاهی طبقاتی را به تصویر میکشند.

1968 و سینمای جهانی؛ از پاریس تا تهران
موج نوی سینمای ایران نیز از نگاه سارا سلجوقی و کریستینا گرهارت دور نمانده. آنها در کتاب 1968 و سینمای جهانی با ارائهی پژوهشهای دقیق و تحلیلهایی که سینمای ایران را در بستر تحولات سیاسی و فرهنگی آن دوران قرار میدهد، نشان میدهند که چگونه فیلمسازان ایرانی در دههی 1340 و اوایل 1350، همزمان با موجهای نوی جهانی، به زبانی تازه در روایت و تصویر دست یافتند.
برای مثال میتوانیم به فیلمسازانی مانند فروغ فرخزاد، داریوش مهرجویی، سهراب شهیدثالث و ناصر تقوایی اشاره کنیم که در کنار همتایان خود در آمریکای لاتین، ژاپن، آفریقا و اروپای شرقی، در حال بازتعریف نقش سینما در جامعه بودند. کتاب 1968 و سینمای جهانی با قرار دادن سینمای ایران در کنار دیگر موجهای نوی جهان، چشماندازی تازه و ضروری ارائه میدهد؛ اینکه 1968 نه یک تاریخ، بلکه یک وضعیت جهانی بود؛ وضعیتی که در آن سینما به زبان مشترک مقاومت، بازاندیشی و امید بدل شد.
اگر مشتاقید یک پژوهش سینمایی را بخوانید که نه فقط تاریخ را روایت میکند، بلکه آن را از نو میچیند و معناهای پنهانش را آشکار میسازد، خرید کتاب 1968 و سینمای جهانی کریستینا گرهارت و سارا سلجوقی را به شما پیشنهاد میکنیم. این کتاب شما را وارد جهانی میکند که در آن سینما تنها یک هنر نیست؛ یک نیروی اجتماعی است، یک زبان مشترک میان ملتهایی که درگیر بحران، امید، شکست و رویای تغییر بودند.
دانلود کتاب 1968 و سینمای جهانی انتشارات رایبد به تمامی علاقهمندان سینما، مطالعات فرهنگی و تاریخ سیاسی این امکان را میدهد که یکی از مهمترین و مهجورترین دورههای تاریخ سینما را از زاویهای تازه و جهانی دنبال کنند. شاهین محمدی زرغان، سرپرست گروه مترجمان این اثر پژوهشی بوده است.
نکوداشتهای کتاب 1968 و سینمای جهانی
- این کتاب ابزاری ارزشمند برای هر پژوهشگر، دانشجو یا استادی است که دربارهی سینمای جهانی و یا رویدادهای سال 1968 تحقیق یا تدریس میکند؛ اما به ویژه برای کسانی سودمند است که به طور مشخص به تاریخ استعمار، سیاستهای رادیکال و سینما علاقهمندند. (مطالعات ادبی قرن بیستم و بیستویکم (STTCL))
- کتابی که با دقت و گسترهی فکری چشمگیری نوشته شده و دستاورد آن برای مطالعات آیندهی سینما و رسانهی متعهد به ویژه برای پژوهشگرانی که نظریهی تریکونتیننتال، (اروپای پساسوسیالیست و جنوب جهانی) علاقهمندند، ارزشی وصفناکردنی دارد. (NECSUS)
- اثری ارزشمند در حوزهی مطالعات فیلم و رسانه که بار دیگر نشان میدهد کنش سینمایی تا چه اندازه در مرکز جنبشهای اجتماعیِ شکلدهندهی «دههی شصت طولانی» قرار داشته است. (:The Sixties نشریهی تاریخ، سیاست و فرهنگ)
کتاب 1968 و سینمای جهانی برای شما مناسب است اگر
- به سینمای سیاسی، موجهای نوی جهانی و پیوند میان هنر و جنبشهای اجتماعی علاقه دارید.
- به دنبال پژوهشی فراملیتی هستید که سینما را نه در مرزهای یک کشور، بلکه در شبکهای جهانی از مقاومتها و نوآوریها بررسی کند.
- دانشجوی گرایشهای مختلف رشتهی سینما، مطالعات فرهنگی یا هنر هستید و خواندن پژوهشهای جدی و نظری را در حوزهی سینما و تئاتر دنبال میکنید.
در بخشی از کتاب 1968 و سینمای جهانی: مجموعه مقالات میخوانیم
در دوران سلطنت محمدرضاشاه پهلوی (از سال 1941 تا 1979)، اقداماتی شکل گرفت که، درنتیجۀ ارتباطات رژیم، در جهان دیده شد. ارتباطات دهۀ 1960 با حکومت تمامیتخواه رژیم پهلوی، به احتمال زیاد دلیل جدایی ایران دهۀ 1960 و روحیۀ انقلابی است. البته انقلاب 1979 در جایگاه «لحظۀ انقلابیِ ایران» در حافظۀ فرهنگی غرب نقش بسته است. خاطرۀ انقلاب ایران هم یادآور تداوم مبارزۀ مردم با دولت در سراسر نیمۀ اول قرن بیستم است؛ و هم سبب بیاعتنایی به جنبشهای سینمایی که با مبارزهای مشابه برای برپایی پادسینمای ایرانی تلاش میکردند.
این مقاله را با بازاندیشی فیلمسازی در ایران در طول دهههای 1960 و 1970 آغاز میکنم.[1] در شرایطی که پس از رژیم پهلوی، دولتی دینسالار قدرت را در دست گرفت، این مقاله فرض میکند که دورۀ پس از انقلاب معیار درک سینمای سیاسی دورۀ قبل از انقلاب نیست. سینما در ایرانِ دهۀ 1970 که بازتاب جنبشهای سینمایی ضداستعماری در سراسر جهان بود، تا حدی به سبب جایگاهش به عنوان تکنولوژیِ ایدئولوژیِ امپریالیستی با سیاست انقلاب پیوند پیچیدهای داشت. رخدادهایی مانند آتشزدن «سینما رکس» آبادان (و بیش از صد آتشسوزی پیاپی در سالنهای تئاتر) در سال 1978، سینما را هدف درخواستهای بومیگرایان برای بازگشت به هویت «ناب» و سنتی ایرانی معرفی کرد.[2] ادراک سینما در ایران در سالهای پایانی دورۀ پهلوی با واکنش مذهبی-ملیگرایانه به سینما، با چند عامل تعیین شده است. گفتمانی که نشان میدهد سینما در ایران فقط فرمی وارداتی است که فرهنگ ملی را تضعیف میکند و روشهای پیچیده و پُرزحمت فیلمسازان ایرانی برای بیان زیباییشناسی جدیدی از سینما را نادیده میگیرد، گفتمانی که برای فعالیتهای جدید اجتماعی و سیاسی، به آرمانهای اتوپیایی گره خورده بود.
بله





























