معرفی و دانلود کتاب خانوادهی ووردالاک: ناگفتههایی از خاطرات یک ناشناس
برای دانلود قانونی کتاب خانوادهی ووردالاک و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب خانوادهی ووردالاک: ناگفتههایی از خاطرات یک ناشناس
کتاب خانوادهی ووردالاک کتابی کوچک اما سراسر هول و وحشت است که دو نوولا به قلم آلکسی کانستانتینوویچ تولستوی را دل خود جای داده است. داستانهایی که هر کدام در فضایی گوتیک و پرتعلیق شما را به دل روستایی دورافتاده میبرد تا با رویارویی با موجودات ازگوربرخاستهی خونآشام در دنیایی رازآلود گام بردارید که در آن مرز میان وهم و حقیقت به شکل غریبی مبهم است.
دربارهی کتاب خانوادهی ووردالاک
آلکسی کانستانتینوویچ تولستوی (Aleksey Konstantinovich Tolstoy) در کتاب خانوادهی ووردالاک (The Family of the Vourdalak) دو نوولا را پیش روی شما قرار میدهد. او داستان خانوادهی ووردالاک را از زبان مارکی دورفه روایت میکند؛ مهاجر پیری که در گذشته دیپلمات روس بوده است و حالا در سال 1815 در جمع دوستانهای که بعد از همایش وین شکل گرفته، تصمیم میگیرد ماجرای هولناکی را که در جوانی پشت سر گذاشته برای مدعوین تعریف کند. او به چهلوشش سال قبل برمیگردد و از عشق جسورانهی خود به یک دوشس زیبارو میگوید. این عشق که مرارت بسیاری برای این مرد به ارمغان آورده بود، او را به تصمیم غیرمنتظرهای وامیدارد و برای مأموریت خارج از کشور درخواست میدهد.
مارکی دورفه در داستان خانوادهی ووردالاک ماجرای مأموریتش در روستایی دورافتاده در صربستان را بازگو میکند که در پی آن سر از خانهی مردی به اسم گورچا درمیآورد. این مرد به دنبال یک یاغی خانه را ترک کرده است اما پیش از آن به خانوادهاش هشدار داده که بعد از ده روز برمیگردد اما اگر این ده روز حتی به قدر یک دقیقه بیشتر شود، باید او را از پا درآورند، چون به احتمال زیاد دیگر انسان نیست و به یک ووردالاکی یا خونآشام بدل شده است.

خانوادهی ووردالاک، اوج ترس و تعلیق یک روایت
گورچا درست بعد از ده روز برمیگردد درحالیکه یکی از پسرانش مطمئن است که پدرش به خونآشام بدل شده اما پسر دیگر یقین چندانی ندارد. سایهی مرد قدم به قدم، نزدیک و نزدیکتر میشود و پسران هر چه زودتر باید تصمیم بگیرند! کتاب خانوادهی ووردالاک آلکسی کانستانتینوویچ تولستوی در داستان بلند بعدی خود، «ملاقات در سیصد سال بعد» از شبی تابستانی میگوید که مادربزرگی در کنار نوههایش قصهای دربارهی ارواح تعریف میکند تا به این شکل، همچون داستان پیشین، شیوهی قصهگویی دورهمی را ادامه دهد.
جالبتر اینکه این مادربزرگ همان دوشسی است که مارکی دورفه عاشق او بوده است و حالا قصد دارد از زوایهی دید خود ماجرای عاشقانهشان و تصمیم بیمهابای دورفه برای آن مأموریت خطیر را شرح دهد. ماجراهایی که همگی در لفافهای از ترس و ماجراهایی راز آلود پیچیده شدهاند.
روایت آلکسی تولستوی؛ پیوند عشق و وحشت
آلکسی کانستانتینویچ تولستوی، شاعر و نمایشنامهنویس روسی و پسر عموی لئو تولستوی اولین بار این نوولا را به زبان فرانسوی نوشت و گمان نمیبرد که این داستان گوتیک به یکی از آثار قابل توجه او بدل شود. در رمان خانوادهی ووردالاک نشر رایبد، نویسنده فضایی پر از هول و وهم خلق میکند که با گرهافکنیهایی مداوم خواننده را به تلاطم میاندازد. همچنین با بهرهگیری از افسانههای اسلاوی در مورد گرگینهها و خونآشامها، عناصر فرهنگی روس را با وحشت داستانی میآمیزد تا در خلال روایتی ماورائی، از عشق و پیوندهای خانوادگی سخن به میان آورد.
بنابراین دانلود کتاب خانوادهی ووردالاک برای علاقهمندان به مطالعهی داستانهای گوتیک و کسانی که وحشتِ برآمده از ماجراهای آمیخته به اوهام و ماوراءالطبیعه لذت میبرند، امکانی را فراهم خواهد آورد که این لذت را به سبک آلکسی تولستوی تجربه کنند. ناگفته نماند که ترجمهی روان محمدعلی رفیعی اثری خواندنی برای مخاطبان فارسیزبان رقم زده و تلاش انتشارات رایبد برای چاپ و نشر آن ذیل مجموعهی «اتاق نوولا»، خرید کتاب خانوادهی ووردالاک آلکسی کنستانتینویچ تولستوی را برای مخاطبان به سادگی ممکن کرده است.
اقتباسهای سینمایی و فرهنگی از کتاب خانوادهی ووردالاک
- در سال 1963 ماریو باوا (Mario Bava)، کارگردان ایتالیایی یکی از ایپزودهای فیلم سه چهرهی ترس (Black Sabbath) را با اقتباس از کتاب خانوادهی ووردالاک آلکسی تولستوی ساخت و عنوان «من، ووردالاک» را بر آن نهاد.
- گنادی کلیموف (Gennadiy Klimov) و ایگور شاولاک (Igor Shavlak) با الهام از رمان خانواده ووردالاک فیلم خانوادی خونآشام (The Vampire Family) را در سال 1990 تولید کردند.
- در سال 2023 آدرین بوی (Adrien Beau)، کارگردان فرانسوی فیلم اقتباسی ووردالاک را روی پرده برد.
کتاب خانوادهی ووردالاک برای شما مناسب است اگر
- از خواندن داستانهای گوتیک و وحشتآلود لذت میبرید.
- به ادبیات روسیه علاقه دارید و دلتان میخواهد یک داستان ترسناک از آلکسی تالستوی نویسندهی برجستهی روسی بخوانید.
- در پی یک رمان کوتاه و در عین حال گیرا میگردید که لذت تعلیق و ترس را به شما عرضه کند.
در بخشی از کتاب خانوادهی ووردالاک: ناگفتههایی از خاطرات یک ناشناس میخوانیم
جورج این را گفت و چشمانش را دوباره به راهی دوخت که در میان جنگل ناپدید میشد. راستی! بانوان محترم، یادم رفت بگویم که وقتی صربها شک میکردند کسی خونآشام شدهاست، اسم او را به زبان نمیآوردند یا مستقیم به او اشاره نمیکردند؛ چون باور داشتند که، با اینکار، آن آدم از قبر احضار میشود. به همین سبب، جورج چند بار هنگام حرفزدن دربارۀ پدرش، عبارت «پیرمرد» را بهکار برد. چند لحظه سکوت شد، ولی یکی از بچهها پیشبند اسدنکا را کشید و گفت: عمه، پس پدربزرگ کِی به خانه برمیگردد؟ سیلیِ جورج جواب این سؤال بیموقع بود. بچه شروع به گریهوزاری کرد، ولی برادر کوچکترش با ترس و تعجب پرسید: «پدر، چرا اجازه نمیدهی دربارهٔ پدربزرگ حرف بزنیم؟» و یک سیلی دیگر، دهان او را هم بست. هر دو بچه جیغوداد به راه انداختند و همۀ خانواده با دست روی سینه صلیب کشیدند.
لحظاتی بعد، صدای ناقوس صومعه را شنیدم که زنگ ساعت هشت را نواخت. با شنیدن اولین ضربۀ ناقوس، کسی را دیدیم که از جنگل خارج شد و به سمت ما آمد. اسدنکا، پیتر و زن برادرش، همصدا فریاد زدند: «خودش است، خدا را شکر!» جورج هم خیلی خشک و جدی گفت: «خدا خودش همۀ ما را حفظ کند! حالا چگونه بفهمیم درست ده روز گذشته است؟» همه با ترس به او نگاه کردند. آن شخص هم داشت به ما نزدیک میشد؛ پیرمردی بود بلندقامت، با سبیلهای خاکستری، چهرهای رنگپریده و خشن؛ و با کمک چوبدستی بهزحمت راه میرفت. هرچه نزدیکتر میآمد، جورج نگرانتر میشد. وقتی تازهوارد کنار ما رسید، ایستاد و -طوریکه انگار نمیدید- با چشمانی بیروح و در حدقه فرورفته، به خانوادهاش نگاه کرد و، با صدایی که پنداری از ته چاه درمیآمد، گفت: «هیچکس از من استقبال نمیکند؟ معنای این سکوت چیست؟ نمیبینید زخمی شدهام؟»
فهرست مطالب کتاب
یادداشت دبیر مجموعه
مقدمهی مترجم
مقدمهی آندره لیروندل بر خانوادهی ووردالاک (نسخهی نشریهی مطالعات اسلاو)
خانوادهی ووردالاک: ناگفتههایی از خاطرات یک ناشناس
ملاقات در سیصد سال بعد!
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب خانوادهی ووردالاک: ناگفتههایی از خاطرات یک ناشناس |
| نویسنده | آلکسی کانستانتینوویچ تولستوی |
| مترجم | محمدعلی رفیعی |
| ناشر چاپی | انتشارات رایبد |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 92 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-8137-10-0 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان گوتیک خارجی، کتابهای ادبیات کلاسیک، کتابهای داستان و رمان ترسناک خارجی |












