معرفی و دانلود کتاب هدیهای که باقی ماند...
برای دانلود قانونی کتاب هدیهای که باقی ماند... و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب هدیهای که باقی ماند...
در کتاب هدیهای که باقی ماند... سوگ از دست دادن فرزند تازه متولد شده، به کابوس مبدل میگردد. کیلان پاتریک برک، در این داستان نیمه بلند ترسناک، روایتی ماورایی از مرگ یک نوزاد و فروپاشیدن خانواده را پیش چشم خواننده آورده است. زمانی که یک پتوی یادگاری کوچک، به قاتلی بیرحم تبدیل میشود و غم و ترس را با اتفاقات ماورایی همراه میکند.
دربارهی کتاب هدیهای که باقی ماند...
تنها چیزی که برای استفن مانده بود، خودش بود. نه همسرش لکسی، نه کودک نوزادشان رابین، دیگر در زندگی او نبودند. آسمان برایش مانند لوحی ذغالی از ابرهای تیره شده بود و رگههای کمجان نور روی قوس ورودی قبرستان افتاده بودند. استفن به دروازه خیره شد. تنها چیزی که باعث حیرتش میشد این بود که استخوانهای کوچک دخترش دو متر زیر خاک آنجا دفن شده بود. نوزادی که برای همیشه زندگی را بدرود گفته بود.
کتاب هدیهای که باقی ماند... (Blanky) نوشتهی کیلان پاتریک برک (Kealan Patrick Burke) یک رمان کوتاه ترسناک است که دنیای سرد و خالی مردی که زندگیاش را در معرض تباهی میبیند، به تصویر کشیده است. یک شب، استفن و لکسی، فرزند کوچکشان را در اتاقش میخوابانند و به خواب میروند. فردای آن شب، میبینند که رابین مرده. بدون هیچ علامتی. بدون هیچ سروصدایی. آنها والدین خوبی بودند و فکر نمیکردند در وظایفشان کوتاهی کرده باشند. لکسی پس از این فاجعه، همسرش و خانهشان را ترک میکند و استفن با خانهی خالی تنها میماند.
صدایی مرموز از اتاق خالی؛ هدیه یا نفرین؟
استفن در حالی که خودش را با مقدار زیادی نوشیدنی آرام میکرد، روی مبل جلوی تلویزیون ولو شد؛ در همین لحظه صدایی شنید. از پلهها بالا رفت و پشت در اتاق رابین ایستاد. پس از مرگش ماهها بود که در اتاق باز نشده بود، اما صدایی مرموز استفن را وادار کرد که در را باز کند. در آن اتاق خالی، تنها چیزی که توجهش را جلب کرد آن پتوی آبی رنگی بود که روی رابین انداخته بودند. به فکر فرو رفت، آنها رابین را با آن پتو دفن کرده بودند، پس حالا از کجا پیدایش شده بود؟

کیلان پاتریک برک در این نوولا با ایجاد فضایی غمانگیز و تاریک، با احساسات خوانندهاش بازی میکند؛ در ابتدا او را غرق در اندوه و افسردگی میکند و پس از آن داستان با حضور پتو، رنگی ماوراءالطبیعی و ترسناک به خود میگیرد. رمان تریلر هدیهای که باقی ماند... کابوسی است که در میان پتویی نرم پیچیده شده است. این رمان ترسناک با ترجمهی روان زهرا میالی در انتشارات سیزده به چاپ رسیده است.
نکوداشتهای کتاب هدیهای که باقی ماند...
- رمان هدیهای که باقی ماند... مرز میان سوگ و جنون را محو میکند و کتابی است که قطعا خواندنش را توصیه میکنم! (Cemetery Dance)
- کیلان پاتریک برک نشان میدهد که به آن گروه برگزیده از نویسندگان ژانر وحشت تعلق دارد که درک عمیقی از ایجاز زبانی دارند و هنر وارد کردن ضربهای ویرانگر در فضایی محدود را به کمال رساندهاند. (Horror Talk)
- هدیهای که باقی ماند... نوولایی ویرانگر است که با تکیه بر احساس، فضا و شخصیتپردازی درخشان، داستانی واقعا تسخیرکننده میآفریند... یکی از نوولاهای محبوب امسال من است. (The Horror Bookshelf)
- ...داستانی قدرتمند و شخصیت محور که از سوگ نیرو میگیرد. آمادهی ترن هوایی احساسی باشید و پایان کتاب را فراموش نکنید. فوقالعاده بود. (Ginger Nuts of Horror)
کتاب هدیهای که باقی ماند... برای شما مناسب است اگر
- میخواهید یک داستان نیمه بلند ترسناک و گوتیک بخوانید.
- مشکلات زناشویی، اتفاقات ماورایی و فضای تاریک در یک رمان برایتان جالب است.
- میخواهید برای مدتی در یک داستان دلهرهآور غوطهور شوید.
در بخشی از کتاب هدیهای که باقی ماند... میخوانیم
در پی صحبتهایمان اشکهای بیشتری ریختیم، بعد به آسایش، خنده و در نهایت عشق رسیدیم. دستان یکدیگر را گرفته بودیم و چنان نزدیک هم نشسته بودیم که میتوانستم گرمایش را از پس لباسهایم حس کنم.
لکس گفت: «احساس میکنم که حتی فرصت شناختنش رو هم نداشتم. اینکه اون کوچولوی زیبا و عزیزی بود که باید بزرگ شدنش رو میدیدم اما نتونستم ازش مراقبت کنم. من چهجور مادری... چهجور آدمی هستم؟»
«اینو نگو. تو مادر خیلی خوبی بودی. تو بهش عشق میورزیدی. هردومون همین کارو میکردیم. هرروز اتفاقات بدی میفته. از دست دادن اون فقط... اتفاق بدی بود که برای ما افتاد.»
«نمیدونم چهکار کنم استفن. واقعاً نمیدونم... هر روزی که زندهام برام مثل توهینی به یاد و خاطرهی اونه. وقتیکه چیزی به این بیگناهی همینطور اتفاقی بدون هیچ دلیلی خفه شد و از بین رفت، چرا من باید بتونم به زندگیم ادامه بدم؟ هنوز هم هر روز صبح که از خواب بیدار میشم، یادم میره که اون دیگه نیست و وقتی یادم میاد دردش به سمتم هجوم میاره و به حدی قوی و تازه است که دلم میخواد بمیرم تا ازش فرار کنم.» با آستینش بینیاش را تمیز کرد: «اینقدر همه بهم تسلیت میگن و اظهار تأسف میکنن که دلم نمیخواد از خونه برم بیرون. این کار عصبیم میکنه. با اینکه میدونم نباید عصبیم کنه و اونا فقط تلاش دارن تا دلسوزانه و با مهربونی با من رفتار کنند اما عصبانی میشم. میخوام ازشون بپرسم بابت چی متأسفن یا وقتی اصلاً نمیدونن چه حسی داره چطور میتونن وانمود کنن که متأسفن. حسم یه دیوار آجری بین ما میذاره و اصلاً عادلانه نیست چون باعث میشه فراموش کنم همه یه کسی رو از دست دادن و هیچکس نمیدونه چطور از پسش بربیاد. آخرش بهخاطر متنفر شدن از کسایی که اهمیت میدن از خودم متنفر میشم.»
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب هدیهای که باقی ماند... |
| نویسنده | کیلان پاتریک برک |
| مترجم | زهرا میالی |
| ناشر چاپی | انتشارات سیزده |
| سال انتشار | ۱۴۰۰ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 114 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-97917-0-7 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان ترسناک خارجی، کتابهای داستان و رمان گوتیک خارجی |





















