معرفی و دانلود کتاب ناگهان تابستان گذشته
برای دانلود قانونی کتاب ناگهان تابستان گذشته و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب ناگهان تابستان گذشته
کتاب ناگهان تابستان گذشته نمایشنامهای منحصربهفرد به قلم تنسی ویلیامز است و ماجرای زندگی مردی را شرح میدهد که با مرگش اثری عمیق بر زندگی اطرافیان خود گذاشته است. نویسنده در این اثر با رویکردی نقادانه به مسائل اجتماعی نگاه میکند و دغدغههایی را به تصویر میکشد که هر مخاطبی را به تأمل و همذاتپنداری وامیدارد.
دربارهی کتاب ناگهان تابستان گذشته
تنسی ویلیامز (Tennessee Williams) نمایشنامهی ناگهان تابستان گذشته (Suddenly Last Summer) را با ورود خانم ونبل به محوطهای باغمانند آغاز میکند؛ باغی که هیچ شباهتی به باغهای معمولی ندارد. بلکه انگار یک باغ افسانهای و تلفیقی از جنگلهای استوایی با درختان درهمتنیدهای شبیه به دوران ماقبل تاریخ است. مخاطب خیلی زود از خلال صحبتهای خانم ونبل با دکتر کیوکریز درمییابد که این باغ متعلق به سباستین، پسر خانم ونبل است.
سباستین مرده است و در مکالمهی مادرش با دکتر، با این شخصیت اثرگذار اما غایبِ کتاب ناگهان تابستان گذشته آشنا میشویم؛ پسری که به جز نگهداری از این باغ افسانهای، به شعر و شاعری هم مشغول بوده است. مادر سباستین که به وضوح رنجور و ناتوان است، بعد از مرگ پسرش به بیماری روحی نیز دچار شده، با این حال قصد دارد با دختری ملاقات کند که او را مسئول مرگ پسرش میداند.
نبوغ تنسی ویلیامز در روایت مسائل جامعه
تنسی ویلیامز در نمایشنامهی خود طی اقدامی متفاوت و جذاب، گفتگوی شخصیتهای مختلف را پیرامون فردی میگرداند که در میان جمع حاضر نیست اما با مرگ خود اثر دگرگونکنندهای بر سایر شخصیتها گذاشته است. سباستین که از نگاه مادرش، منحصربهفرد و معصوم است، مرگ دلخراشی را تجربه کرده است. این واقعه یک شاهد داشته؛ شاهدی که حالا در بیمارستان روانی به دلیل اقدام به خودکشی بستری شده است.

کتاب ناگهان تابستان گذشته تنسی ویلیامز در عین شرح روایتی پیچیده، به مسائل اجتماعی آمریکا نظر میاندازد و از این رهگذر با نبوغ خود، مصائب بشری و معضلاتی جهانشمول را به تصویر میکشد. او جسورانه از روابط غیرعادی یک مادر و پسر میگوید و از همجنسگرایی سخن به میان میآورد؛ موضوعی که در آمریکای قرن بیستم بیش از امروز جنجالبرانگیز بوده است. افزونبر اینها، اشاره به پدیدهی آدمخواری نیز از دیگر مسائلی است که در زیرلایههای نمایشنامه ناگهان تابستان گذشته پنهان شده است.
روایتی که ناگهان تابستان گذشته را زنده میکند
تنسی ویلیامز بهعنوان یکی از برجستهترین شخصیتهای ادبیات نمایشی آمریکا در این اثر نیز مخاطب خود را به تحیر و تأمل دعوت میکند تا جهانی را به قضاوت بنشیند که در ظاهر غیرواقعی اما در دل خود سرشار از حقایق است. پس اگر برای خواندن نمایشنامهای منحصربهفرد آمادهاید، خرید کتاب ناگهان تابستان گذشته همچون یک معبر ادبی، شما را به دل روایتی میبرد که با شرح تابستانی که در آن مرگ سباستین رخ داده، معضلات جامعهی جهانی را پیش چشمتان زنده میکند و از این طریق زخمهای بشری را آشکار میسازد.
ناگفته نماند که کتاب ناگهان تابستان گذشته نشر قطره، ذیل مجموعهی تئاتر و ادبیات نمایشی و با ترجمهی مسعود خیام به انتشار رسیده است.
اقتباسهای سینمایی و فرهنگی از کتاب ناگهان تابستان گذشته
- در سال 1959 تنسی ویلیامز و گور ویدال (Gore Vidal) با الهام از این نمایشنامه، فیلمنامهای را به نگارش درآوردند که با کارگردانی جوزف مانکیهویتز (Joseph Mankiewicz) و بازی کاترین هپبورن و الیزابت تیلور روی پرده رفت. گفتنیست که هر دوی این بازیگران برای نقشآفرینی در فیلم ناگهان تابستان گذشته نامزد دریافت جایزهی اسکار شدند.
- بیبیسی، در سال 1993 با اقتباس از این اثر فیلمی با بازی مگی اسمیت را تولید کرد.
کتاب ناگهان تابستان گذشته برای شما مناسب است اگر
- به خواندن نمایشنامههای آمریکایی علاقه دارید.
- میخواهید یک نمایشنامهی اجتماعی جذاب بخوانید که به شکلی متهورانه به دغدغههای جامعه میپردازد.
- طرفدار آثار تنسی ویلیامز، نمایشنامهنویس نابغهی آمریکایی هستید.
در بخشی از کتاب ناگهان تابستان گذشته میخوانیم
کاترین: شماها مىخواین من دربارهی چی حرف بزنم و چى بگم؟
خانم هولی: فقط اون داستان تخیلى رو تکرار نکن. بهخاطر من، بهخاطر جرج. بهخاطر برادرت و مادرت اون داستان وحشتناک رو تکرار نکن. نه، اون داستان رو به وایولت نگو.
کاترین: پس من به زندایى وایولت دربارهی اتفاقى که توی کابزا د لوبو افتاد چى بگم؟
خانم هولی: عسلم، اصلاً تو بهخاطر همین الان اینجایى. وایولت اصرار داره داستان رو مستقیم از زبون خودت بشنوه.
جرج: کاترین، فقط تو شاهد ماجرا بودى.
کاترین: نه. دیگران هم شاهد اون فرار بودن.
خانم هولی: واى، خواهر، تو فقط یه کابوس کوچیک دیدى. حالا میشه خوب به من گوش کنى، خواهر؟ سباستین یه وصیتنامه نوشته و توى اون براى تو و جاُج...
جرج: (با لحن مذهبى) براى هرکدوم از ما مالیات دررفتهی پنجاههزاردلاری گذاشته. گرفتى؟
کاترین: اى واى. بله. اما اگه به من دارو تزریق کنن، هیچ کارى جز گفتن حقیقت نمىتونم انجام بدم. باید دقیقاً بگم تابستون گذشته توی کابزا د لوبو چه اتفاقى افتاد. نمیفهمین؟ من مجبورم حقیقت رو بگم. این تزریق باعث مىشه نتونى از خودت داستان بسازى و حقیقت عیناً بیرون میآد، چه آبرومندانه باشه چه نه. من نمىتونم کنترل کنم. همیشه فقط حقیقت به زبونم می;آد.
خانم هولی: کاترین عزیزم، من داستان کامل رو نمىدونم، اما مطمئناً سرت اونقدر مریض نیست که توی قلبت ندونى داستانى که تعریف مىکنى خیلى...
جرج: (سخن مادرش را قطع مىکند.) کتى، کتى، تو باید اون قصه رو فراموش کنى. یعنى نمىتونى بهخاطر پنجاههزار دلارت فراموشش کنى؟
خانم هولی: اگه وایولت به وصیتنامه اعتراض کنه، که مىدونیم اعتراض مىکنه، وصیتنامه رو براى همیشه توى دادگاه نگه مىداره و ما نمىتونیم...
جرج: درحالحاضر اجراى وصیتنامه متوقفه و تا تو اون داستان رو کنار نذارى از حبس بیرون نمیآد. ما پولى براى استخدام یه وکیل مبارز و اعتراض به توقف وصیتنامه نداریم. پس اگه تو اون داستان جنونآمیز رو کنار نذارى، ما «قابلمهاى براى پختن سبزیجات نداریم».
فهرست مطالب کتاب
مقدمه
ناگهان تابستان گذشته
صحنهى اول
صحنهى دوم
صحنهى سوم
صحنهى چهارم
نیمنگاه
گذشته، حال و شاید
سیاست
تاریخچه
پردهی آخر
مراجع
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب ناگهان تابستان گذشته |
| نویسنده | تنسی ویلیامز |
| مترجم | مسعود خیام |
| ناشر چاپی | نشر قطره |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 156 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-308-240-5 |
| موضوع کتاب | کتابهای نمایشنامه اجتماعی خارجی |






















