کتاب تنوع زبانی و عدالت اجتماعی، پژوهشی در باب پیوندِ گسستناپذیرِ زبان و نابرابریهای اجتماعی است. اینگرید پیلر، با تکیه بر سالها پژوهش در حوزهی تنوع زبانی، ارتباط میان سیاستهای زبانی در جوامع مدرن را با طرد یا فرصتسازیِ گروههای مختلفِ اجتماعی واکاوی کرده است. پس از مطالعهی این کتاب برندهی جایزهی بینالمللی پروز، پیرامون ناعدالتیهای ناشی از آموزش زبان انگلیسی نیز اطلاعاتی به دست میآورید.
دربارهی کتاب تنوع زبانی و عدالت اجتماعی
کتاب تنوع زبانی و عدالت اجتماعی (Linguistic Diversity and Social Justice) با نگاهی نقادانه، پیوند میان زبان، قدرت و تبعیض را آشکار میکند و نشان میدهد که تفاوت زبانی چگونه میتواند به ابزاری برای محرومسازی و بهحاشیهراندن گروههای اقلیت تبدیل شود. اینگرید پیلر (Ingrid Piller)، مفهوم مهمِ بیعدالتی زبانی را با نگاهی نکتهسنج واکاوی کرده است.
منظور از بیعدالتی زبانی، موقعیتی است که در آن تفاوت زبانی، بهانهای برای محرومسازی از فرصتهای برابر آموزشی، شغلی و اجتماعی میشود. پس از آشنایی با این مفهوم در کتاب تنوع زبانی و عدالت اجتماعی، روشهای فائق آمدن بر مشکلات ناشی از بیعدالتی زبانی را میخوانید.
اینگرید پیلر، سفرهایی به ایران داشته و اطلاعات کاملی از فرهنگ و زبان ایرانی دارد. مثالهایی از ایران و فارسیزبانهای جهان در کتاب تنوع زبانی و عدالت اجتماعی ارائه شده. در این زمینه میتوان به معرفی نمونههایی از چندزبانگی در جلفای اصفهان در دوران صفوی تا سنگقبر نوشتههای گورستان دولاب در شهر تهران و افاغنهی مقیم استرالیا اشاره کرد.
فراخوان اینگرید پیلر برای بازاندیشی در رابطهی زبان و قدرت
آشنایی با این نمونههای بومی در کتاب تنوع زبانی و عدالت اجتماعی باعث میشود تا این موضوع مهم را درک کنید که تبعیض زبانی، پدیدهای صرفاً غربی نیست؛ بلکه در تاریخ و جغرافیای ایران نیز وجود دارد. با درک این اطلاعات، میتوانید سیاستها و برنامهریزیهای زبانیِ محیط اطراف خود را با نگاهی آگاهانهتر ارزیابی نمایید و در مسیر حرکت به سوی عدالت زبانی گام بردارید.

نقش تنوع زبانی در حوزههای کاری، تحصیلی و مشارکت و امنیت انسانی در بخشهای پایانی کتاب تنوع زبانی و عدالت اجتماعی بهدقت واکاوی شده است. نادیده گرفتن تنوع زبانی در محیط کار، آسیبهایی مانند تبعیض در استخدام، کاهش بهرهوری و نارضایتی شغلی در میان گروههای زبانی اقلیت را به همراه میآورد. از طرف دیگر، سیاستهای تکزبانه در نظام آموزشی کودکانِ مهاجر را در موقعیتی ضعیفتر قرار میدهد و شانس موفقیت تحصیلی آنها را کمتر میکند.
این کتاب فراخوانی برای بازاندیشی در رابطهی زبان قدرت و سیاست است. اگر به برابری اجتماعی اقلیتهای زبانی باور دارید و از مطالعات در حوزهی زبانشناسی اجتماعی لذت میبرید، خرید کتاب تنوع زبانی و عدالت اجتماعی را از دست ندهید. این کتاب را انتشارات نویسه پارسی با ترجمهی سعید رضائی در دسترس قرار داده است.
نکوداشتهای کتاب تنوع زبانی و عدالت اجتماعی
- کتاب تنوع زبانی و عدالت اجتماعی گزیدهای جذاب از داستانها و صداهایی از سراسر جهان است که در مجموعهای گردآمده تا پیامدهای اجتماعیِ تبعیض زبانی را برجسته سازد. این کتاب با ایجاد پیوند میان موقعیتها، جوامع و فرهنگهای گوناگون، افزودهای ارزشمند در زمینهی چرخش به سوی چندزبانگی به حساب میآید. (هو دیویس، نشریهی توسعهی یادگیرنده)
- این کتابِ عالی، برای کسانی که به ناعدالتیهای زبانی علاقه دارند، و همچنین برای هر کسی که در حوزهی کسبوکار، مطالعه یا آموزشِ زبان فعالیت میکند، اثری ضروری و پرمایه است. (روانی توپاس، موسسهی ملی آموزش، سنگاپور)
کتاب تنوع زبانی و عدالت اجتماعی برای شما مناسب است اگر
- دانشجو یا پژوهشگر رشتههای زبانشناسی و علوم اجتماعی هستید و میخواهید با نظریههای اینگرید پیلر در حوزهی زبانشناسی اجتماعی کاربردی آشنا شوید.
- دغدغهی برابری و عدالت اجتماعی دارید و میخواهید در جریان نقش مهم تفاوت زبانی در ایجاد تبعیض و محرومیت قرار بگیرید.
در بخشی از کتاب تنوع زبانی و عدالت اجتماعی: درآمدی بر زبان شناسی اجتماعی کاربردی میخوانیم
ازآنجاکه دنیای امروز تحت تأثیر جهانیشدن قرار گرفته است، مشارکت اجتماعی همیشه تحت تأثیر محدودیتهای زبانی است. مستعدترین افراد چندزبانه نیز مهارتهای زبانی محدودی دارند و در جهان پویای امروزی این محدودیتهای زبانی، عموماً افراد را برای مشارکت در فعالیتهای اجتماعی دچار مشکل میکند. لذا وجود این مهارتهای زبانی برای برقراری ارتباط و مشارکت اجتماعی ضروری است.
نداشتن توانایی زبانی به زبان غالب جامعه، مانع بسیار بزرگی را برای مشارکت اجتماعی ایجاد میکند. این مانع در نهایتاً میتواند به انزوای کامل فرد منجر شود. برای بررسی این موضوع و تأثیر زبان بهعنوان یکی از مهمترین موانع در مسیر مشارکت اجتماعی، در این قسمت به معرفی یک داستان حقیقی خواهم پرداخت؛ موردی که برای این قسمت در نظر گرفتهام خانم جوانی است که انزوای او بهخاطر توانایی زبانی وی پیامدهای مهلکی برای او بههمراه داشت.
در نوامبر 2007، سلطان عزیزی، پس از 14 سال زندگی با همسرش، مرضیه رحیمی، او را در خانۀ خود در ملبورن، خفه کرد. مرضیه در آن زمان سیوسه سال داشت. او در خانوادهای افغان و در یک اردوگاه پناهندگی در پاکستان متولد شده بود؛ نوزده سال از زندگی خود را تا زمان ازدواج با پسرعمویش که ده سال از او بزرگتر بود، در آن جا گذراند.
این زن و شوهر، چهار سال اول ازدواجشان را در افغانستان زندگی کردند ولی دوباره افغانستان را ترک کردند و این بار به ایران گریختند. آنها هفت سال زندگی خود را در اردوگاههای پناهندگان در ایران، در انتظار اسکان مجدد دائمی در یک کشور امن سپری کردند. در سال 2005، آنها ویزای ورود بشردوستانه برای اسکان در استرالیا را دریافت کردند.
بله



















