معرفی و دانلود کتاب بزن بریم!

عکس جلد کتاب بزن بریم!
قیمت:
۱۱۰,۰۰۰ تومان
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب بزن بریم! و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب بزن بریم! و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب بزن بریم!

هیچ‌چیز در جهان عذاب‌آورتر از یک مهمانی خانوادگی نیست؛ به‌خصوص اگر پدر این خانواده مردی سنتی و سخت‌گیر باشد که می‌خواهد در کار همه دخالت کند و کتاب بزن بریم! نوشته‌ی اورلی والونی ما را به چنین مهمانی‌ای دعوت می‌کند. این داستان طنز روایت‌گر تنش‌ها و چالش‌های یک خانواده است که می‌خواهند در شب کریسمس با عروس‌هایشان دورهم جمع شوند و قرار نیست این دورهمی در صلح و دوستی سپری شود.

درباره‌ی کتاب بزن بریم!

ژک واقعاً دردسرساز است. او موفق شده در هر مهمانی یکی از عروس‌های خانواده را برنجاند و او را از خود متنفر کند. کریسمس سال 2008، بابت این‌که استفانی به‌جای سوخت دیزل، باک ماشین ژک را با بنزین پر کرده است، دعوای وحشتناکی به راه می‌اندازد و هر آن‌چه از فحش و توهین به ذهنش می‌رسد، نثار استفانی می‌کند. شوهر استفانی هم چندان خود را وارد و درگیر این ماجرا نمی‌کند و دعوا بالا می‌گیرد. از همان موقع کینه‌ای عمیق و سخت بین استفانی و پدرشوهرش شکل می‌گیرد و تا همین حالا هم پایدار و برقرار است. کتاب «بزن بریم!» (Will You Ever Change؟) نوشته‌ی اورلی والونی (Aurélie Valognes) ما را به یک مهمانی خانوادگی دعوت می‌کند.

مهمانی به‌صرف دعوا

بعید می‌دانیم در مهمانی امشب چندان آرامش و صلح و صفا برقرار باشد؛ در واقع ژک که هنوز به پدرسالاری باور دارد و خودرأی است، اجازه نمی‌دهد این مهمانی به‌خوبی و خوشی سپری شود؛ همان‌طور که اجازه نداد مراسم کریسمس سال 2014 به‌خوبی و خوشی به پایان برسد. ژک با وجود این‌که می‌دانست لورا گیاه‌خوار است، برای شام فقط گوشت پخت و هنگامی که لورا حاضر به خوردن این غذا نشد، بر سر شغل و سبک زندگی لورا دعوا به راه انداخت.

ژک معتقد است کارهای انسان‌دوستانه شغل محسوب نمی‌شوند و الکساندر و لورا را وابسته و فقیر می‌داند! لورا نیز برای پایان دادن به این بحث، ترجیح داد تا صبح در آشپزخانه بماند و بعد به خانه برود. ژک که در ناراحت کردن آدم‌ها، به‌خصوص عروس‌های خانواده، قدرتی ماورایی دارد، قرار است امشب برای نخستین بار نامزد نیکولا را ملاقات کند. تا آمدن این دختر تازه‌وارد فقط چند ساعت زمان باقی مانده و هیچ‌چیز سر جای خود نیست. داستان طنز «بزن بریم!» ما را با شخصیت‌هایی آشنا می‌کند که هرکدام ویژگی‌های عجیب‌وغریبی دارند و متضاد یکدیگرند. اورلی والونی از برخورد این افراد با یکدیگر و تضادهایی که میانشان برقرار است، صحنه‌های طنزی خلق می‌کند که برایمان آشنا هستند و احتمالاً مشابه آن‌ها را در خانواده‌ی خود دیده‌ایم.

بزن بریم به جنگ خانوادگی

مهمانی به‌زودی آغاز می‌شود. قرار نبود لورا هم حضور داشته باشد، اما در کمال تعجب امشب به خانه‌ی ژک و مارتین می‌آید و حالا مارتین ناچار است در سریع‌ترین زمان ممکن برای او غذای گیاهی درست کند. از سوی دیگر، استفانی که احتمالاً باردار است نیز می‌خواهد در این مهمانی حضور داشته باشد و مارتین باید برای زن باردار غذای مناسب بپزد؛ اما تمام این وقایع در برابر ملاقات ژک با ژن، دوست‌دختر نیکولا، اتفاق مهمی نیست.

خوشبختانه اورلی والونی ما را معطل نمی‌کند و به‌سرعت مهمانان را بر سر میز می‌نشاند. در ابتدا همه‌چیز خوب پیش می‌رود، اما به‌محض این‌که ژک متوجه می‌شود ژن طرفدار تیم مارسی است و اهل جنوب فرانسه است، دیگر نمی‌تواند او را تحمل کند و رفتارهای افتضاحش شروع می‌شود. او دوست ندارد عروسش با لهجه‌ی جنوبی صحبت کند و نمی‌تواند ژن را عضوی از خانواده بداند. از طرف دیگر، دعوای میان ژک و استفانی دوباره بالا می‌گیرد و تنش‌ها شدت می‌گیرد. رمان طنز «بزن بریم!» در میان وقایع طنزی که برای این خانواده رخ می‌دهد، ما را با فرهنگ و آداب‌ورسوم فرانسه نیز آشنا می‌کند.

کتاب بزن بریم با ترجمه‌ی زیور ایزدپناه در انتشارات کتاب پارسه چاپ شده است.

کتاب بزن بریم! برای شما مناسب است اگر

  • به داستان‌های طنزی که یک خانواده‌ی پرتنش را با زبانی صمیمی و ساده ترسیم می‌کنند، علاقه دارید.
  • می‌خواهید ماجرایی را بخوانید که ممکن است بارها و بارها درگیری‌های ذکر شده در این داستان را در خانواده‌ی خود مشاهده کرده باشید و همین موضوع این رمان طنز را برایتان ملموس‌تر خواهد کرد.
  • به‌دنبال داستانی هستید که شما را با زندگی روزمره‌ی مردم فرانسه و خانواده‌های سنتی فرانسوی و تقابل سنت و مدرنیته در این کشور آشنا کند.

در بخشی از کتاب بزن بریم! می‌خوانیم

ژک‌ می‌توانست به او جواب دندان‌شکنی بدهد و بگوید که ویلای کوهستانی متعلق به اوست و بنابراین هروقت بخواهد‌ می‌تواند خود را به آن جا دعوت کند، اما چیزی مانع او شد و دهانش را بست. یعنی دلیلش چه بود؟ بااین وجود تصمیمش را گرفت: شب به مارتین زنگ‌ می‌زد که ببیند رسیده و همین‌طور بفهمد که آیا هنوز از دستش عصبانی است یا نه.

مارتین‌ می‌خواست تنها برود و ژک بااین موضوع مخالفتی نداشت. اما اگر مارتین پر از تردید بود، این چه ارتباطی به او داشت؟ و برای چه او خود را مقصر‌ می‌دانست؟ مارتین که پذیرفته بود ژک به حرف‌هایش توجه نمی‌کند، او حتی مدت‌ها بود که خودش هم دیگر حرف‌های خودش را جدی نمی‌گرفت. مارتین با یک جملۀ فلسفیِ بکر حرفش را تمام کرد: «من شاید نتونم خواسته‌هام رو به زبون بیارم، اما حالا می‌فهمم که مهم جواب‌های خوب توی آستین داشتن نیست، بلکه مهم سوال‌های خوب پرسیدنه.»

و پسرها هم طرف پدرشان را نگرفتند. «حق با مامانه. بذار یه‌کم ازت فاصله بگیره. آخر سر، اگه تونست با بحران شصت سالگیش کنار بیاد و مثلاً خواست خالکوبی کنه، نصیحتش کن که به‌جاش بره عمل زیبایی کنه!»

خانه، غرق در تاریکیِ روزی که گویا قرار نبود روشن شود، ساکت و خاموش بود. ژک حوصلۀ موسیقی گوش دادن نداشت، حتی میشل ساردو. پس تصمیم گرفت جدولش را حل کند، اما هیچ جوابی به ذهنش نمی‌رسید. حقیقت این است که همیشه در این شرایط مارتین بود که او را از مخمصه نجات می‌داد. ژک روزنامه را سر جایش گذاشت و آن رمانِ پلیسی که مارتین چندهفتۀ پیش به او پیشنهاد کرده بود، را برداشت. خواندنِ صفحۀ چهارم او را دلزده کرد. گفت: معلومه از اون کتاب‌های اعصاب‌خُردکُنه!

چندین ساعت را سرگردان دور خودش چرخید. باران‌ می‌بارید. زمان ایده‌آلی نبود که بخواهد با فلزیابش به دنبال یافتن گنج گمشده در ساحل برود، سرگرمی محبوبش از سال‌های دور.

فهرست مطالب کتاب

1: کریسمس مبارک، فلیکس
2: پسر کو ندارد نشان از پدر
3: بدون تشریفات
4: ما در انتخاب خانواده (همسر) خود نقشی نداریم
5: تا از دست ندی، به‌دست نمی‌آری
6: چیزی که عوض داره گله نداره
7: خدا در و تخته رو با هم جور می‌کنه
8: حرفت رو اول مزه‌مزه کن بعد به زبون بیار
9: آرامش پس از طوفان
10: شاخ و شانه کشیدن
11: بزن بریم!
12: شورش رو درنیار
13: این تو بمیری از اون تو بمیری‌ها نیست
14: شهر که بی‌کلانتر بشه، قورباغه هفت‌تیر‌کش میشه!
15: همرنگِ جماعت شدن!
16: وصلۀ تن
17: هر کاری سختی‌های خودش رو داره
18: در جستجوی نیمۀ گمشده
19: دود از کنده بلند می‌شه
20: برج زهرمار
21: سبیلش رو چرب کن
22: آردِ خود را بیخت و الکش را آویخت
23: به دنبال سوزن در انبار کاه
24: خرِ ما از کره‌گی دم نداشت
25: گولۀ نمک
26: با زبان خوش‌ می‌توان مار را از سوراخ بیرون کشید
27: هرکه در این بزم مقرّب‌تر است، جام بلا بیشترش‌ می‌دهند
28: سرِت به کار خودت باشه
29: صبح بی‌صبح!
30: مجمعِ خرچنگ‌ها
31: لقمه را دور سر چرخاندن
32: فقط همین رو کم داشتیم
33: من از دکتر خوشم نمی‌آد
34: مشکلات ما نباید به بیرون درز کنه
35: چیزی که تو رو نکشه قوی‌ترت‌ می‌کنه
36: تا سه نشه، بازی نشه
37: خو‌نۀ خاله که نیست
38: حرف راست رو باید از بچه شنید
39: خیال کنید خو‌نۀ خودتونه، البته نه خیلی...
40: بله، درسته، بابانوئل از توی رادیاتور‌ می‌آد
41: جنگ آخر
ختم ماجرا

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب بزن بریم!
نویسنده
مترجمزیور ایزد پناه
ناشر چاپیبنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه
سال انتشار۱۳۹۹
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات232
زبانفارسی
شابک978-600-253-5-46-7
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان طنز خارجی
قیمت نسخه الکترونیک

نقد، بررسی و نظرات کتاب بزن بریم!

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.

راهنمای مطالعه کتاب بزن بریم!

برای دریافت کتاب بزن بریم! و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.

👋 سوالی دارید؟