معرفی و دانلود کتاب صوتی قوها انعکاس فیلها
برای دانلود قانونی کتاب صوتی قوها انعکاس فیلها و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب صوتی قوها انعکاس فیلها
عاقبت عطر مربای هویج سبب رستاخیز میشود؛ پیام ناصر در کتاب صوتی قوها انعکاس فیلها، داستانی را روایت کرده که در عین سادگی، ردپایی از عناصر ادبیات سورئالیسم دارد. او شنونده را مهمان شنیدن داستان زندگی مردی میکند که بیش از آنکه پایش بر روی زمین باشد، بر ابری از خیال قدم میگذارد...
دربارهی کتاب صوتی قوها انعکاس فیلها
هرکس عادتهای عجیب خودش را دارد. یکی دوست دارد نصفهشب از خواب بیدار شود و با چشمان نیمهباز روی کاناپه سیگار بکشد، یکی هم دوست دارد خیال کند که آخر هفته، آخر دنیاست و آزاد است آن را هرطور دوست دارد بگذراند. کسی به عادتهای عجیب دیگری خرده نمیگیرد؛ هرکس از دریچهی لذتهای کوچک نامعقولش، به دنبال آن است که کمی احساس زنده بودن کند. پیام ناصر نیز در کتاب صوتی قوها انعکاس فیلها، قصهای با چاشنی همین پرسههای ذهنی روایت میکند.
شخصیت اصلی رمان قوها انعکاس فیلها نیز دچار همین نوع پرسهزنی است. بخش زیادی از داستان در میان گفتوگوهای درونی و جریان سیال ذهن او رقم میخورد. اما برای شروع، باید داستان خاطرهای را بدانیم...
نیمهشب است. شخصیت اصلی کتاب صوتی قوها انعکاس فیلها نشر صوتی نوین کتاب، به آرامی در خیابان قدم میزند. عادت دارد آخر هفتهها را تا دیروقت در کافه 33 بنشیند و وقتش را با آن جماعت روشنفکر بگذراند. بعد هم که درهای کافه بسته میشود، خودش را به دل خیابان با آن چراغهای زردش بسپارد تا ببیند این بار از کدام مسیر به خوابگاه میرسد. امشب هم متفاوت از شبهای دیگر نیست، جز آنکه سوز و سردی هوا، وادارش میکند تا گاهی در پناه دیوار قرار بگیرد و از حرکت بایستد.
ملاقاتی زیر چراغهای زرد
شخصیت اصلی کتاب صوتی قوها انعکاس فیلها مشغول ها کردن دستانش در یکی از همین مکثهاست که با سایهی لرزان زنی روبهرو میشود. پیش از آنکه مغزش توان تحلیل پیدا کند، سایه به طرفش هجوم میآورد و با ضربات محکم چیزی که بعداً میفهمد یک چتر از برند پاناسونیک است، او را مجروح میکند. چنان غافلگیر میشود که به زمین میخورد و سرش با لبهی پل فلزی کنار جوی برخورد میکند. پیش از آنکه به عالم خلسه و بیهوشی کشیده شود، صدای مبهم همهمهای را میشنود...
دو زن به آرامی با هم حرف میزنند. محتوای حرفهایشان مفهوم نیست، اما به نظر میرسد آن یکی که جوانتر است، به دنبال آثار زخم و جراحت در تن آن یکی میگردد. جوان که دقایقی پیش به هوش آمده و بر لب جوی نشسته، تکه پنبهای را که همان دختر روی زخم سرش گذاشته، فشار میدهد. وقتی دختر به سمت او برمیگردد، زخم و خونریزی و چتر پاناسونیکی که حالا روی زمین افتاده، به ناگهان فراموشش میشود. چیزی در چشمان آن دختر است که آرامش میکند.

آنطور که پیام ناصر در کتاب صوتی قوها انعکاس فیلها نشر مرکز مینویسد، نام دختر نورا است. در کشاکش تمیز کردن زخم و عذرخواهی بابت رفتار دوستش، که جوان را با کس دیگری اشتباه گرفته، مکالمهای میان دختر و پسر شکل میگیرد. نورا از علت وجود رنگ در میان موهای پسر میپرسد و او جواب میدهد که یک نقاش آبستره است. نورا با اشتیاق از نقاش موردعلاقهاش، سالوادور دالی نام میبرد و پسر از اینکه دالی نقاش محبوب او نیز هست، صحبت میکند. نورا میخواهد او را به درمانگاه ببرد، اما پسر نمیپذیرد و با یک خداحافظی از آنجا میرود.
قوها انعکاس فیلها؛ روایتی چندلایه از عشق، خیال و واقعیت
شخصیت کتاب قوها انعکاس فیلها تا سالها بعد هنوز به این فکر میکند که چرا مثل سگی ولگرد که از نوازش دستی میترسد، پا به فرار گذاشت. نورا گوشهای از ذهنش خانه کرده بود. اگر رد خون روی بالشش نبود، با خودش گمان میکرد که آن شب چیزی جز اوهام نبوده. نورا را در چشمان زنان دیگر جستوجو میکرد اما ردی نمییافت. عاقبت آنقدر به او فکر کرد که خیالش پردهی وهم را شکافت و پا به واقعیت گذاشت؛ سالها بعد از آن شب پرحادثه، نورا دوباره روبهروی او نشسته بود...
آنچه کتاب پیام ناصر را متفاوت از دیگر آثار ادبیات معاصر ایران میکند، چندلایه بودن روایت آن است. این داستان شخصیتمحور، قطرهای از عشق، هنر، روانشناسی، سوررئالیسم و چند عصارهی سری دیگر را در هم میآمیزد تا معجونی بسازد که شنونده را از واقعیت جدا میکند. خرید کتاب صوتی قوها انعکاس فیلها فقط به آن دسته از مخاطبانی پیشنهاد میشود که از پرسه زدن در این جهان غریبه ابایی نداشته باشند. این داستان خیالانگیز، با صدای محسن بهرامی روایت شده است.
کتاب صوتی قوها انعکاس فیلها برای شما مناسب است اگر
- شما نیز در دنیای خیال غوطهورید و از شنیدن داستانهایی که درونیات شخصیتها را به نمایش میگذارند لذت میبرید.
- به دنبال رمان عاشقانه و احساسیای میگردید که با دیگر رمانهای عاشقانهی ایرانی تفاوت داشته باشد.
- ماجراجوییهای روانشناختی و روابط پیچیدهی انسانی را میپسندید و دنبال رمانهایی هستید که روایت غیرخطی و چندلایه دارند.
در بخشی از کتاب صوتی قوها انعکاس فیلها میشنویم
فراموش میکنم، اما نه کاملاً.
کارگاه که تعطیل شد، ساحره نه محلی برای سکونت داشت، نه پولی در بساط. تصمیم گرفت به زادگاهش برگردد. بهتازگی موقعیتی برای تمرین در یک گروه تئاتری به دست آورده بود و ترک تهران در چنین شرایطی، فرصتهای موجود را به باد میداد.
پیشنهاد دادم تا زمانی که جای مناسبی برای خودش دستوپا کند، در آپارتمان من بماند. البته موضوعی مهمتر هم بود. خودم را تا حدی مدیون او میدانستم. در روزهای تردید کمکم کرده بود برای ترک شرکت گرافیک با قاطعیت بیشتری تصمیم بگیرم.
باید اعتراف کنم با وجود امکانی که استاد برای کار در مؤسسه آموزشی فراهم کرده بود، اما همچنان تا چند هفته شجاعت تصفیهحساب را نداشتم.
یک روز قبل از ترک شرکت، بستهای از طرف مادرم دریافت کردم. بسته شامل یک شیشه مربای هویج، دو گلدان کاکتوس تزیینی کوچک و یادداشت کوتاهی با این مضمون بود که صبحها مربای هویج بخورم و هفتهای دو مرتبه نصف استکان به گلدانها آب بدهم.
بنابراین فردای آن روز، قبل از خروج از خانه، مربای هویج خوردم و کاکتوسها را آب دادم. بخش اول مسیر را تاکسی گرفتم. سپس دو بار پشت سر هم سوار اتوبوس شدم. به این ترتیب ۸ صبح در تابوت بودم؛ با این امید تازه که بعد از ناهار لازم نیست از نو به آن برگردم.
از ظهر به بعد، وظیفه من در شرکت محدود میشد به آموزش تازهکارها. مراحل آخر طراحی پوستری را انجام میدادم که مربوط بود به یک نمایش دانشجویی.
طرح پوستر شامل تصویر یک کتاب بود که عبارات روی آن جملگی ناواضح بودند، غیر از یکی دو کلمه که واضح دیده میشدند؛ انگار زیر یک ذرهبین نامرئی قرار گرفته باشند. اسم نمایشنامه «کتاب» بود. در نمایشنامه، شخصیتها کتابی را پیدا میکنند که سرتاسر آن صرفاً یک جمله مهمل نوشته شده است.
جمله این بود: «هیچ چیز با هیچ چیز رابطه دارد، چرا که خودش همه چیز است و این همه چیز که هیچ چیز است، با هیچ چیز که همه چیز است ارتباطی ندارد، چرا که خودش هیچ چیز است.»
نمایش، ماجرای کشمکش و نزاع بازیگران بر سر تفسیر این عبارت بود. عدهای کشته میشدند و عدهای به قدرت میرسیدند.
نسخه اولیه پوستر را طبق عادت روی پارتیشن اتاق کارم نصب کردم؛ میان صدها نمونه که پیشتر چسبانده بودم. دیوار مقابل، کیپ تا کیپ پر بود از انواع طرح جلد مجلات، بروشور، پوستر، اوراق اداری، لوگو، آگهیهای تسلیت، خرید و فروش، بنگاهها و تبلیغات دولتی.
فهرست مطالب کتاب صوتی
مشخصات کتاب صوتی
| نام کتاب | کتاب صوتی قوها انعکاس فیلها |
| نویسنده | پیام ناصر |
| راوی | محسن بهرامی |
| ناشر چاپی | نشر مرکز |
| ناشر صوتی | نوین کتاب گویا |
| سال انتشار | ۱۴۰۵ |
| فرمت کتاب | MP3 |
| مدت | ۹ ساعت و ۲۷ دقیقه |
| زبان | فارسی |
| موضوع کتاب | کتابهای صوتی داستان و رمان عاشقانه ایرانی، کتابهای صوتی داستان و رمان روانشناسی ایرانی |



















