معرفی و دانلود کتاب صوتی مرغی که رویای پرواز داشت
برای دانلود قانونی کتاب صوتی مرغی که رویای پرواز داشت و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب صوتی مرغی که رویای پرواز داشت
کتاب صوتی مرغی که رویای پرواز داشت نوشتهی سون می هوانگ که یکی از کتابهای پرفروش از ادبیات کرهی جنوبی بوده، داستانی از مادرانگی و تلاش برای پروردن آرزوهاست. نویسنده در این داستان لطیف که درعینحال، المانهای فمینیستی نیز در آن به چشم میخورد، ماجرای مرغ کوچکی به نام «اسپروت» را تعریف کرده که نمیخواهد تمام عمرش را به ماندن در مرغدانی و تخم گذاشتن برای کشاورز سپری کند...
دربارهی کتاب صوتی مرغی که رویای پرواز داشت
کتاب صوتی مرغی که رویای پرواز داشت (The Hen Who Dreamed She Could Fly) اثر سون می هوانگ (Sun mi Hwang)، رمانی کمحجم اما دلنشین از ادبیات کرهی جنوبی است که با وجود سادگی داستانش، معانی عمیقی را به مخاطب منتقل میکند. مادرانگی، جسارت زنانه، تلاش برای بقا و اصرار برای رسیدن به آرزوها، از جمله مضامینی هستند که در این داستان به چشم میخورند. بسیاری عقیده دارند که این قصه به لحاظ ساختار، شخصیتهای حیوانی و مفاهیم پراهمیتی که در سادگیاش جای گرفته، به کتابهای مشهوری همچون «مزرعهی حیوانات» و «کارتنک شارلوت» شباهت دارد.

معادلهی قدرت همیشه و در همهجای دنیای وجود داشته است. طبق این معادله، کسی که خود را قویتر میبیند این حق را برای خود محفوظ میداند که ضعیفترها را زیر سلطهی خود ببرد. این زورگویی و قلدری، بیش از هرجای دیگر در میان زنان و مردان رخ میدهد. بسیاری گمان میکنند که یک زن به واسطهی جسم ضعیفترش، میتواند هدف خوبی برای بهرهکشی و سوءاستفاده باشد. تا اینکه بالاخره، قدرت واقعی زن ظاهر میشود و این معادله را بههم میزند. این توضیح کوتاه، بنمایهی داستان کتاب مرغی که رویای پرواز داشت سون می هوانگ را به خوبی توضیح میدهد.
مرغی که رویای پرواز داشت؛ داستانی دربارهی آزادی و مادرانگی
شخصیت اصلی کتاب مرغی که رویای پرواز داشت انتشارات دیوار، مرغی به نام «اسپروت» است که در یک مرغدانی زندگی میکند. اسپروت یکی از صدها مرغی است که وظیفه دارند برای کشاورز تخم بگذارند. آنها هرروز در قفس تنگ و شیبدارشان تخم میگذارند، شیب زمین باعث میشود تا تخم به سمت دیگر قفس برود و فردا صبح کشاورز یا همسرش به آنجا میروند و تخمها را جمع میکنند؛ بیآنکه مرغها حتی تخمی که گذاشتهاند را لمس کنند.
شاید مرغهای دیگر تمام زندگی خود را در تخم گذاشتن و رها کردن تخمشان میدیدند، اما اسپروتِ کتاب مرغی که رویای پرواز داشت نشر صوتی رادیو گوشه
چیز بسیار اشتباهی را در این وضعیت احساس میکرد. او از سن کم در همین قفس رشد کرده بود و چیز زیادی از زندگی نمیدانست، اما میفهمید که هربار جدا شدن از تخمش قلبش را میشکند. غریزهی مادرانهاش او را به سمت این آرزو سوق میداد که تخمی برای خودش داشته باشد و روی آن بنشیند تا جوجه شود، اما او حتی نمیدانست که تخمهایی که در آن قفس میگذارد، هیچکدام تبدیل به جوجه نخواهند شد.
قفس اسپروت درست نزدیک در مرغدانی بود؛ دری که درست بسته نمیشد و مرغ جوان همیشه از لای شکاف آن بیرون را تماشا میکرد. درخت اقاقیای حیاط، دستهی اردکها و مرغ و خروسهایی که در حیاط میچرخیدند و سگی که آن اطراف نگهبانی میداد، همگی نشانی از زندگی برای اسپروتی داشتند که هیچوقت پایش را از مرغدانی بیرون نگذاشته بود. او دیگر نمیتوانست به این کار ادامه دهد؛ از تخم گذاشتن متنفر شده بود. کمکم اشتهایش را از دست داد و جسمش نحیف و لاغر شد. دیگر حتی توان تخم گذاشتن را هم نداشت. عاقبت یک روز، کشاورز که برای جمع کردن تخمها آمده بود، متوجه شد که اسپروت بیشازحد لاغر و بیجان است، تخمی نگذاشته و ظرف غذایش هم دستنخورده باقی مانده است. برای یک مرغ مریض، سرنوشت دیگری جز انداخته شدن در گودال قبرمانند بیرون از حیاط و پایان زندگی وجود نداشت.
کتاب صوتی مرغی که رویای پرواز داشت؛ روایتی پرشور از رهایی
اما این پایان کار اسپروت نبود؛ در کتاب صوتی مرغی که رویای پرواز داشت میشنویم که وقتی او در گودال مرگ بههوش آمد، متوجه راسویی شد که برای شکارش کمین کرده بود. او ضعیفتر از آن بود که بتواند درست فکر کند، اما صدای یک اردک وحشی که او را از آن سوی گودال فرامیخواند تا فرار کند و به آنجا برود،اسپروت را به خود آورد و او توانست از آن مهلکه بگریزد. آن اردک وحشی که «استراگل» نام داشت، تبدیل به بهترین دوست اسپروت شد و او را با خود به حیاط مزرعه برد...
«قانون، قانون است!»؛ این جمله را سگ نگهبان مزرعه با فریادی خشمگین به شخصیت اصلی کتاب صوتی مرغی که رویای پرواز داشت میگفت و به او اجازه نمیداد که مثل دیگر حیوانات، شب را در طویله بماند. از نظر او اسپروت تنها یک مرغ تخمگذار بود که به مرغدانی تعلق داشت و باید به آنجا میرفت و تخم میگذاشت. اسپروت این را نمیپذیرفت. قبول نداشت او برای تخم گذاشتن برای کشاورز به دنیا آمده باشد. او میخواست آزاد باشد، تخمی برای خودش بگذارد و بدون مزاحمت دیگران آن را بزرگ کند. او میخواست یک مادر واقعی باشد...

با دانلود کتاب مرغی که رویای پرواز داشت،میتوانید شنوندهی ادامهی این داستان پرشور و شنیدنی باشید. این کتاب با همت سارا زرگر به فارسی ترجمه شده و گویندهی آن نیز مریم محبوب بوده است.
از شما دعوت میکنیم با خرید کتاب مرغی که رویای پرواز داشت، یکی از جذابترین رمانهای معاصر ادبیات کرهی جنوبی را به کتابخانهی خود اضافه کنید و از آن لذت ببرید. گفتنی است که این اثر با نام «کتاب مرغی که رویای پرواز در سر داشت» نیز منتشر شده است.
افتخارات کتاب مرغی که رویای پرواز داشت
- پرفروشترین کتاب داستانی INDIE PUBLISHERS در سال 2014
- انتخابشده بهعنوان یکی از کتابهای سال 2014 از سوی Independent
- برگزیدهی بهترین کتابهای سال 2014 از نگاه واتراستونز
- انتخابشده بهعنوان کتاب سال 2014 از سوی Bookseller
- کتاب پرفروش بینالمللی
نکوداشتهای کتاب مرغی که رویای پرواز داشت
- کتابی کمحجم اما بسیار ویژه. من واقعاً عاشقش شدم و هنوز هم به اسپروت فکر میکنم. او همهی ویژگیهای خوب عشق مادرانهی عمیق را در خود دارد؛ وفاداری، فداکاری و شجاعت. (لیزا سی)
- داستانی ساده اما جذاب… طراحیهای خطی کمجزئیات اما جالب، به جذابیت ظریف اثر میافزایند. (پابلیشرز ویکلی)
- تمثیلی ماهرانه دربارهی زندگی، آن هم در سبک آثاری کلاسیک مانند شارلوت عنکبوته و مرغ دریاییِ جاناتان لیوینگستون. داستانی اخلاقی و ظریف که برای مخاطبان در تمامی سنین جذاب خواهد بود. (Kirkus Reviews)
کتاب صوتی مرغی که رویای پرواز داشت برای شما مناسب است اگر
- به ادبیات کرهی جنوبی علاقه دارید.
- طرفدار داستانهای فانتزی و معناگرا هستید.
- به داستانهایی با قهرمان مونث و المانهای فمینیستی علاقهمند هستید.
در بخشی از کتاب صوتی مرغی که رویای پرواز داشت میشنویم
سگ پیر روی زمین دراز کشیده بود و فقط قسمت عقب بدنش در خانهاش بود. با چشمان نیمهباز در میانهی راه سرزمین رویاییشاش بود. اما وقتی چشمش به اردک وحشی و یک مرغ لاغر و خیس افتاد که همه پرهای گردنش را از دست داده بود، خواب از سرش پرید. سگ با عصبانیت گفت: «چه بوی بدی!» و جلوتر آمد. اسپروت خودش را به اردک نزدیکتر کرد. اردک آرام طوری که سگ را ناراحت نکند گفت: «نیازی نیست عصبانی بشی. اون فقط یه مرغه.» سگ اخم کرد و دور اسپروت چرخید. انگار منتظر فرصتی بود تا اسپروت را بقاپد و به دندان بکشد.
- نمیتونم اجازه بدم هر کسی سرشو بندازه پایین و بیاد تو. من یه نگهبان کارکشتهم.
سگ دندانهایش را نشان داد. چند اردک که صدای رفت و آمد را شنیده بودند سرشان را از در طویله بیرون آوردند. یکی از اردکها گفت: «پس اون هنوز نرفته.» اردک دیگری نالان گفت: «نه! کیو با خودش آورده؟ چه افتضاحی! یه مرغ پرکنده. حتماً از میز شام راسو فرار کرده.» اردکها بلند خندیدند. اردک وحشی ساکت بود اما پرهایش راست شده بودند و میلرزیدند. اسپروت از اینکه اردک وحشی اسباب خنده دیگران شده بود احساس تأسف میکرد.
فهرست مطالب کتاب صوتی
مشخصات کتاب صوتی
| نام کتاب | کتاب صوتی مرغی که رویای پرواز داشت |
| نویسنده | سون می هوانگ |
| مترجم | سارا زرگر |
| راوی | مریم محبوب |
| ناشر چاپی | انتشارات دیوار |
| ناشر صوتی | رادیو گوشه |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | MP3 |
| مدت | ۳ ساعت و ۴۰ دقیقه |
| زبان | فارسی |
| موضوع کتاب | کتابهای صوتی داستان و رمان اجتماعی خارجی، کتابهای صوتی داستان و رمان علمی و تخیلی خارجی، کتابهای صوتی داستان و رمان روانشناسی خارجی |

























