قدرت شفابخش عشق در آموزههای عرفانی، راهی تازه به قلب دردهای روحی میگشاید. بر اساس همین ایده، شابان کارا کوشه و رکیه کارا کوشه در کتاب روح درمانی با مولانا، آموزههای معنوی مولانا را بهعنوان درمانی روحانی و کاربردی ارائه میدهند و مولانا را بهمثابه «معلم عشق و رواندرمانگری معنوی» معرفی میکنند. این اثر که در گروه کتابهای رواندرمانی معنوی قرار میگیرد، شامل تأملاتی دربارهی شادی، شفقت، پذیرش بدون قضاوت، عشق الهی و راهکارهای مواجهه با بحرانهای روانی با نگاه عرفانی مولاناست.
دربارهی کتاب روح درمانی با مولانا
پژوهشها روی بزرگسالانی که با مشکلات روانی روبهرو هستند، نشان دادهاند که تجربهگرایی معنوی و اعتقاد به مفهومی فراتر از خود میتواند به بهبود وضعیت روانی و معنابخشی عمیقتر در زندگی افراد کمک کند و امید و تابآوری روانی را در آنها ارتقا دهد. آموزههای عرفانی، بهویژه اندیشههای مولانا، نمونهای بارز از باورهای معنوی است که بسیاری برای رواندرمانی و تسکین ناراحتیهای روحی و روانی به آن متوسل میشوند. در کتاب روح درمانی با مولانا (Mevlana’dan Ruhsal Terapiler)، شابان کارا کوشه (Şaban Karaköse) و رکیه کارا کوشه (Rukiye Karaköse) بر همین موضوع تمرکز کردهاند و با مراجعه به آثار بهجامانده از مولانا مثل مثنوی معنوی، غزلیات شمس و فیه مافیه، مفاهیمی را نشان میدهند که مایهی تسکین روح و روانهای مصیبتدیده و رنجکشیده هستند.
شابان کارا کوشه و رکیه کارا کوشه در کتاب روح درمانی با مولانا ابتدا با شرح زندگی و اندیشههای مولانا، او را بهعنوان راهنمای روحی و رواندرمانگر معنوی معرفی میکنند. سپس مثالها و داستانهایی را از اشعار مولانا نقل میکنند که به مسائل روانی معاصر مانند اضطراب، ناکامی، احساس بیمعنایی و عشق اشاره دارند. بخشهایی از این کتاب به مقولهی عشق الهی، پذیرش خود، شفقت، همدلی و روند تحول فردی میپردازند و بر شفقت و پذیرش بدون قضاوت تأکید میکنند.
در مجموع باید گفت، شابان کارا کوشه و رکیه کارا کوشه که سالها در زمینهی عرفان، معنویت و رواندرمانی در ترکیه فعالیت کردهاند، از روش بیبلیوتراپی یا کتابدرمانی بهره جسته و مثنوی معنوی را به همراه دیگر متون بازمانده از مولانا پایه قرار دادهاند تا به این طریق، آثار درمانی اندیشههای مولانا را نشان دهند. این دو نویسنده نتیجهی تأملات خود را در خصوص کارکرد درمانی اشعار مولانا در کتاب روح درمانی با مولانا ارائه کردهاند. این کتاب را نشر گویا با ترجمهی شهرزاد صدر منتشر کرده است.
کتاب روح درمانی با مولانا برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به آموزههای عرفانی و معنوی علاقهمند هستید و آن را مسیری برای شفای روح و روان خود و اطرافیانتان میدانید، این کتاب برای شما مناسب خواهد بود.
در بخشی از کتاب روح درمانی با مولانا میخوانیم
شاگردان مکتبی از سختگیریهای استاد خود به تنگ آمده بودند. روزی گرد هم آمدند تا فکری بکنند که از دست این سختگیریهای استاد کمی رها شوند و بتوانند نفس راحتی بکشند. یکی از دانش آموزان که زیرکتر بود فکری کرد و گفت: "دوستان، وقتی که معلم آمد به او میگوییم: ای وای چقدر رنگ و رویت پریده، خیر باشد استاد چه شده؟ یا هوای بد شما را به این روز انداخته یا اینکه شما تب کردهاید؟ "
شاگرد زیرک گفت: من این حرفها را میزنم و شما نیز بعد ازمن حرفهایم راتأیید کنید. پس بعد از اینکه معلم وارد کلاس شد طبق نقشه به او میگوییم: وای استاد رنگ و روی شما پریده نکند شما مریض شدهاید و بلافاصله بعد از من شاگردِ دوم و سوم و چهارم نیز همین حرفها را تکرار میکنند و همۀ شاگردان یکصدا همین حرف را میزنند. شاگرد زیرک گفت که اگر سی نفر این حرف را بزنند حس بیماری بر معلم وارد میشود و احساس بیماری خواهد کرد.
البته شاگرد، قبل از کلاس از همۀ هم شاگردیهای خود قول گرفته بود که هیچکدام زیر حرف خود نزنند و نترسند.
فردای آن روز شاگردان وقتی به مکتب آمدند منتظر شدند تا کودک زیرک از راه برسد، زیرا او اصل و ریشۀ این فکر را در سرش طراحی کرده بود شاگرد زیرک وارد مکتب شد و سلامی کرد و به استاد گفت: استاد خیر باشد چقدر رنگ و رویتان پریده؟
استاد گفت: "من خوبم هیچ بیماری ندارم برو و سر جایت بشین و حرفای بیهوده نزن. " استاد با اینکه حرف شاگرد را باور نکرده بود اما در دلش تشویشی هم به پا شده بود.
بعد کودک دیگری دقیقاً همان حرف را تکرار کرد و به ترتیب تمام کودکان مکتبخانه همین حرف را گفتند.
در اینجا حضرت مولانا اشارۀ جالبی میکند و میگوید: فرعون هم دچار بدگمانیهای دل خودش شده بود، زیرا فکر میکرد چون همه در برابرش سجده میکنند او خدا است.
و به خاطر همین موضوع به دربار باریتعالی گستاخی کرد، و توهم و سوءظن، آفت عقل است.
بله























