گی هندریکس و کارول کلاین در کتاب روانشناسی شانس، به شما میگویند که چطور بهجای اینکه سالها منتظر باشید تا شانس و بخت به شما رویآورد، خودتان شانس را بوجود آورید. در این کتاب کاربردی شما با 8 راز مهم آشنا میشوید که کمک میکند سرنوشتتان را به دست بگیرید و قدم به قدم به زندگی رویاییتان نزدیک شوید.
دربارهی کتاب روانشناسی شانس
تصور اینکه بتوان شانس را کنترل کرد و در اختیار گرفت کمی دور از ذهن به نظر میرسد. اما به نظر هم نمیآید که شانس خیلی منصفانه بین آدمها تقسیم شده باشد. خیلیها هستند که بهوضوح در زندگی اقبال بیشتری دارند و معمولاً اتفاقات خوبی برایشان رخ میدهد. شاید تصور شود که این اتفاق تصادفی است اما گی هندریکس (Gay Hendricks) و کارول کلاین (Carol Kline) معتقدند احتمالاً اینطور نیست. خیلی از افراد خوششانس خودشان را آگاهانه در مسیر خوشبختی قرار میدهند و به خاطر همین است که در سرمایهگذاریهایشان موفق میشوند. درواقع آنها خودشان تصمیم میگیرند که خوششانس باشند. این دو نویسنده در کتاب روانشناسی شانس (Conscious Luck) تلاش میکنند عواملی را توضیح دهند که با کمک آنها میتوان سرنوشت خود را کنترل کرد و به موفقیت بیشتری رسید.
در کتاب روانشناسی شانس این مسأله مطرح میشود: آن چیزی که به بخت و اقبال معروف است، ثابت و از پیش تعیینشده نیست. این تصوری اشتباه است و اولین قدم برای موفق شدن این است که این تصور منفی را از ذهن پاک کنیم. گی هندریکس روانشناس و مشاور سازمانی سرشناسی است و سالها با شرکتهای بزرگ کار کرده. او به این نکته پی برده که قواعد مشخصی برای موفقیت وجود دارد و عنصر تصادف آنچنان پررنگ نیست (تصادف وجود دارد و قابلکتمان نیست ولی برای موفق شدن همهچیز نیست). بهزعم هندریکس شانس عامل موفقیت نیست بلکه میشود گفت تا حد زیادی قضیه برعکس است. این موفقیت است که باعث خوششانسی میشود. هر چه بیشتر تلاش کنید، احتمال اینکه شانس به شما رو کند، خیلی بیشتر میشود.
گی هندریکس و کارولین کلاین در کتاب روانشناسی شانس 8 رازی را مطرح میکنند که با کمک آنها میتوان دیدگاه خود را نسبت به شانس تغییر داد. درواقع این کتاب برنامهای گامبهگام است که باعث میشود اعتمادبهنفس بیشتری پیدا کنید، اهداف خود را بشناسید، بهتر تلاش کنید و کنترل زندگیتان را در دست خودتان داشته باشید. این راهنمای عملی کمکتان میکند در زمان درست در جای درستی باشید.
کتاب روانشناسی شانس را انتشارات زمان تغییر با ترجمهی ساسان جعفرنیا منتشر کرده است.
نکوداشتهای کتاب روانشناسی شانس
- راهنمایی جذاب، تکاندهنده و در نهایت عملی برای اینکه شانس بیشتری در زندگیتان خلق کنید. اکیداً خواندن آن را توصیه میکنم. (مارکی شیموف، نویسنده)
- کتاب روانشناسی شانس منحصربهفرد و قدرتمند است. به شانس از زوایای مختلف نگاه میکند و با داستانهایی واقعی و الهامبخش اصولش را بیان میکند. (جان گری، نویسندهی مردان مریخی زنان ونوسی)
- کتابی فوقالعاده و یگانه برای اینکه به قسمت کتابهای توسعهی فردی و خودیاری کتابخانههای دانشگاهی و عمومی اضافه شود. (میدوِست بوک ریویو)
- من میدانم که شانس آگاهانه به زندگی افراد خواهد کرد. خواندن این کتاب راهنما را توصیه میکنم. (نیل دونالد والش)
- یک کتاب جذاب، قابل تامل و الهامبخش، منحصربهفرد و خارقالعاده. (Midwest Book)
کتاب روانشناسی شانس برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب به همهی کسانی توصیه میشود که میخواهند سرنوشت خود را خلق کنند و جسورتر باشند.
با گی هندریکس و کارول کلاین بیشتر آشنا شویم
گی هندریکس (متولد 1945) روانشناس، نویسنده و استاد دانشگاه آمریکایی است که عموماً در زمینههای رشد فردی، روابط و فهم بدن فعالیت داشته. او دکترایش را از دانشگاه استنفورد گرفته و حدود 20 سال در دانشگاه کلرادو درس داده. همینطور مؤسسهی هندریکس را تأسیس کرده و کارگاههای زیادی را به همراه همسرش برگزار نموده. هندریکس و همسرش تا کنون نزدیک به 40 کتاب نوشتهاند که از میان آنها میتوان به «عشق ماندگار»، «پنج آرزو»، «جذب عشق واقعی» و «پرش بزرگ» اشاره کرد.
کارول کلاین (متولد 1957) سخنران، معلم و نویسنده است و بیشتر به خاطر کتابهایش که در مورد توسعهی فردی و خودآگاهی هستند شناخته میشود. او بیش از ده کتاب نوشته که تعدادی از آنها در لیست پرفروشهای نیویورک تایمز بودهاند. «شادی بیدلیل» و «عشق بیدلیل» از آثار معروف او هستند.
جملات برگزیده کتاب روانشناسی شانس
-
شانس، خوب یا بد، بازی نامرئی ذهن با امور است، تأثیر استعدادها و عادات ذهنی که به چشم نمیآیند، اما کار میکنند و مسائل مربوط به خود را به وجود میآورند. (جیمز ویلا بلیک)
-
وقتی نوبت به شانس میرسد، شانس خودتان را بسازید. (بروس اسپرینگستین)
-
شما میتوانید شانس را درست کنید همانطور که ابر میتواند باران ایجاد کند. شما شانس را از طریق رفتار، تفکر، احساس و صحبت ایجاد میکنید. اگر موادی که برای ایجاد شانس استفاده میکنید مناسب نباشند، آن چه در پی خواهد آمد بدشانسی است، مانند رعد و برق. اما اگر مراقب طرز فکر خود باشید، تقریباً به هر کجا که بروید، عطر شیرین خوششانسی شما را احاطه خواهد کرد. (مارک بندیکت)
-
قبلاً فکر میکردم که شانس و اقبال و هر چیز دیگری به اسم شانس- هیچ تفاوتی نداشت که چگونه، چه زمانی، کجا یا چرا - وجود ندارند. اما چندین سال پیش نظرم را تغییر دادم و اکنون اعلام میکنم که شانس علم محافظت و مهربانی است. مانند هر قانون دیگری. (یوجین فیلد)
در بخشی از کتاب روانشناسی شانس میخوانیم
برای مدت طولانی، من از شرم خود به عنوان یک احساس فیزیکی بیخبر بودم. حتی با وجود اینکه به دیگران کمک کرده بودم از احساس شرم در ذهن و بدن خود آگاه شوند، اما تا زمانی که مادرم در سال 1990 فوت کرد، با آن احساس سمی پنهان در بدنم ارتباط برقرار نکردم. من چهلوپنجساله بودم. برادر بزرگترم، دخترش و من به فلوریدا رفته بودیم تا محتویات خانه مادرم را برای فروش آن مرتب کنیم. در این راه، با کارت تبریک یکی از اعضای گروه کلیسای مادرم روبرو شدم که پشت عکس خانوادگی قابشده گیر کرده بود. لحظهای ایستادم و بحث کردم که آیا آن را بخوانم یا نه، اما به این نتیجه رسیدم که دیگر نیازی به محافظت از حریم خصوصی مادرم نیست.
روی کارتی که با خط ریزی قدیمی نوشته شده بود: "باید از خانه بیرون بیایی. نمیتوانی به پنهان شدن در آنجا ادامه دهی. میدانیم بارداری و مرگ شوهرت تو را شرمنده میکند، اما ما برای تو اینجا هستیم. برای ما مهم نیست که چه چیزی قبلاً اتفاق افتاده است یا اینکه تو یک مادر مجرد هستی. "
ابرویم درهم رفت. چرا مادرم باید از مرگ پدرم شرمنده شده باشد؟ داستان خانوادگی که مادر و برادرم برایم تعریف کردند این بود که قبل از به دنیا آمدن من، پدر سیودوسالهام با یک بیماری کلیوی با پیشروی سریع از دنیا رفت.
بله

























