کتاب انگیزش و هیجان نوشتهی ملکه مشهدی فراهانی و علیرضا عرب بیگی به شما نشان خواهد داد که چه چیزهایی سبب ایجاد اشتیاق و انگیزه در انجام کارها میشود.
نیاز و میل، فرایندی زیستی و روانی است که موجب میشود فرد در انتخاب رفتاری بر رفتار دیگر اولویت قائل شود. شدت میل و نیاز و در نتیجه موقعیت آن در سلسله مراتب نیازها، به میزان انحراف آن از اصل تعادل حیاتی بستگی دارد. به عبارت دیگر هرگونه انحراف فیزیولوژیایی از حالت با موضع بهینه بدن، نیاز محسوب میشود.
یکی از مهمترین قسمتهای انگیزش شیوهی درک ما از شرایط است. هیجانات عکسالعملهای غیر قابل لمس ما در مقابل شرایط هستند که همراه با پاسخهای عصبی و هورمونی بروز میکنند. هیجانات را میتوان عکسالعملهای انطباق نیز دانست، واکنشهایی که بر روی تفکرات ما تاثیرگذار بوده و عموما خوشایند هستند.
بیشتر هیجانات ما را تحریک میکنند اما هیجان و انگیزش در همهی موارد تکمیل کنندهی هم نخواهند بود. خیلی وقتها امکان دارد ما در جهت خاصی تحریک شویم بدون آن که هیجانی را درک کنیم. اما در نهایت باید بدانید که هیجان و انگیزه هر دو به هم مربوط هستند.
برخورد ما با فردی که به او اطمینان داریم و با شخصی که از او میترسیم متفاوت است. همچنین زمانی که در برابر رویدادها سرحال و خوشحال هستیم و هنگامی که احساس غمگینی یا عصبانیت میکنیم به شکلی متفاوت برخورد میکنیم، به مفهومی دیگر حالات هیجانی در بیشتر موارد رفتار ما را برانگیخته میکنند.
در بخشی از کتاب انگیزش و هیجان (Motivation and excitement) میخوانیم:
نخست باید بین مفهوم کشاننده و غریزه تمایز قایل شد که غالباً اشتباه میشوند. غریزه یا رفتار غریزی؛ یک شکل رفتار غیر اکتسابی، ثابت و یکنواخت است که در موقعیتی معین از تمام اعضای یک نوع سر میزند؛ مشروط بر این که اعضا دارای جنسیت مشابه بوده و در مرحله تحولی یکسانی قرار داشته باشند. نمونهای از این قبیل رفتارها، کنش پرندگان در زمینه آواز جفتگیری است. این نوع از رفتارها اصولاً به کنشها و ساختارهای فیزیولوژیکی برنامهریزی شده ارثی بستگی دارند.
کشاننده، گرایش انگیزشی خاصی است که از رفتار مشاهده شده حاصل میشود. کشانندهها پتانسیل رفتارند که به صورت نیازها یا تکانههای غیر اکتسابی در داخل ساختار ارگانیسم جای دارند و الزاماً بایستی تظاهر پیدا کنند. گر چه هدف و منظور کشانندهها مشخص است، ممکن است بروز آنها مت فاوت باشد. فروید معتقد است که کشاننده پرخاشگری، از طریق جنگ، رفتار غیر اجتماعی یا خود تخریبی ارضا میشود. اصل پیوستگی انسان و حیوان که توسط داروین مطرح شد، راهی برای به کارگیری غریزه یا همان کشاننده به منظور توضیح رفتار انسان است. یعنی همانطور که حیوانات غرایزی دارند ما هم غرایزی داریم و این غرایز همانطور که علت رفتار حیوانات را تعیین میکنند، علت رفتار ما را هم تأیید کنند. مک دوگال میگوید: «غریزه راهی است که ارگانیزم را به جلو میراند و به سوی هدفی معین سوق میدهد».
بله






















