کتاب روانشناسی تربیتی نوشتهی ملکه مشهدی فراهانی و علیرضا عرب بیگی به معلمان کمک خواهد کرد تا خصوصیات دانشآموزان و دانشجویان خود را بهتر بشناسند، ماهیت یادگیری و چگونگی شکلگیری آن را درک کنند و شیوهها و فنون مؤثر آموزش و کلاسداری را فرا بگیرند.
تربیت به مفهوم پرورش دادن است و با ایجاد تغییر و تحول برای رسیدن به کیفیت مطلوب حاصل شده و با عینیت بخشیدن به کمالات بالقوه به صورت تدریجی به دست میآید. اگر پدیدهای جاندار و قابل رشد را از وضعیتی نامناسب به سمت کیفیت مطلوب یا بهتر، کمال ببخشیم، به این معناست که او را تربیت کردهایم، و استعدادهای بالقوه آن را، در جهت رسیدن به کمال پرورش دادهایم. بر مبنای این تعریف، سوژه قابل تربیت، پدیدههای قابل رشد و تکاملپذیری نظیر انسانها، حیوانات و گیاهان هستند و در غیر این موارد کاربردی ندارد؛ چرا که چیزهایی که همهی کمالات بالقوه آنها فعلیت یافته یا کمالات بالقوه ندارند تربیت ناپذیر محسوب میشوند. به همین خاطر است که کلمه تربیت در رابطه با انسان و حیوان و روییدنیهای که رشد و نموی محسوس دارند، استفاده میشود.
در رابطه با انسانها، تربیت به مفهوم افزایش گرایشهای متعالی و اخلاق نیکو و فعلیت یافتن کمالات نهفته نفسانی است و درباره حیوانات، رشد غرایز یا عادت دادن آنها به عملی خواهد بود که مورد نظر تربیت کننده است و در مورد گیاهان، رشد و باروری بیش از حد معمول مراد است که با ایجاد اوضاع مناسب صورت میگیرد.
در بخشی از کتاب روانشناسی تربیتی (Educational Psychology) میخوانیم:
اگر رفتاری را که با تقویت (چه مثبت و چه منفی) افزایش یافته است، برای مدتی تقویت نکنیم، به تدریج از نیرومندی آن کاسته میشود و سرانجام به کلی متوقف میشود. بر این اساس، سادهترین راه برای حذف یک رفتار، کشف و قطع منبع تقویتی آن است.
پدیده خاموشی، بازگشت خود به خودی، تعمیم و تمییز محرک در شرطی شدن کنشگر، بسیار شبیه به این پدیدهها در شرطیسازی پاسخگرند. علاوه بر اینها در شرطیسازی کنشگر، تعمیم و تفکیک نیز وجود دارد. در تعمیم پاسخ، علاوه بر پاسخ آموخته شده، پاسخهای دیگری نیز به محرک داده میشوند. در تفکیک پاسخ، یادگیرنده میآموزد که در حضور یک محرک معین، تنها پاسخ واحدی را که قبلاً آموخته است ارائه دهد.
رفتار پاسخگو یا رفتاری که به وسیلهی شرطیسازی کلاسیک (شرطیسازی پاسخگر) شرطی میشود، به وسیله محرکهای پیشآیندی (محرکهای شرطی و غیرشرطی) کنترل میشود. این محرکها محرکهای پیشآیندی یا فراخوان نام دارند. رفتار وسیلهای یا رفتار کنشگر، به وسیله محرکهای پیامدی یا پسآیندی (تقویت کنندههای مثبت و منفی) مانند پاداش، کنترل میشوند. به محرکهای پیشآیندی که سبب بروز رفتار کنشگر میشوند محرکهای تمییزی گفته میشود.
بله
























پبشنهاد میکنم معلمان دبیران عزیز حتما این کتاب و امثال این کتاب رو مطالعه نمایند تا در برخورد با دانش آموزان بهتر عمل کنند. و از همه مهمتر معلمان و دبیران نیاز دارند تا بتوانند تک تک دانش آموزان را که از لحاظ عاطفی و ذهنی متفاوت هستند رو بخوبی بشناسند و درک کنند و متناسب با شناخت رفتار کنند.