کتاب تربیت معلم برای مدرسههای فقیر نوشتهی جو لمپرت و بروس برنت یکی از منابع معتبر در حوزهی آموزش، عدالت اجتماعی و تربیت معلم است که با نگاهی پژوهشمحور، راهکارهای آمادهسازی معلمان برای تدریس در مدارس مناطق کمبرخوردار را بررسی میکند. این اثر با تکیه بر تجربهی کشورهای مختلف، به عدالت آموزشی، نابرابریهای اجتماعی و رویکردهای نوین تربیت معلم میپردازد.
دربارهی کتاب تربیت معلم برای مدرسههای فقیر
کتاب تربیت معلم برای مدرسههای فقیر (Teacher Education for High Poverty Schools) به ویراستاری جو لمپرت (Jo Lampert) و بروس برنت (Bruce Burnett)، اثری پژوهشی دربارهی یکی از مهمترین چالشهای نظامهای آموزشی جهان است؛ اینکه چگونه میتوان معلمانی را تربیت کرد که توانایی تدریس در مدرسههای واقع در مناطق فقیر و کمبرخوردار را داشته باشند؟
کتاب تربیت معلم برای مدرسههای فقیر جو لمپرت و بروس برنت با گردآوری پژوهشهای برجسته از کشورهای آمریکا، کانادا، استرالیا، انگلستان، شیلی و آفریقای جنوبی، نشان میدهد که موفقیت در این مدارس مستلزم درک عمیق از زمینههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی زندگی دانشآموزان و تعهدی پایدار به عدالت آموزشی است.
تربیت معلم در برابر نابرابری آموزشی
نویسندگان کتاب تربیت معلم برای مدرسههای فقیر بر این نکته تأکید دارند که مدرسههای فقیر بیش از هر جای دیگری به معلمان توانمند نیاز دارند، اما در عمل اغلب با کمتجربهترین معلمان مواجهاند. از همین رو، مقالات این مجموعه به بررسی راهبردهای گوناگون تربیت معلم میپردازند؛ از بازنگری در برنامههای دانشگاهی و تجربههای میدانی گرفته تا جذب معلمان از جوامع بومی و اقلیت، تقویت پژوهشگری معلمان، آموزش مبتنی بر عدالت اجتماعی و ایجاد پیوند مؤثر میان دانشگاه، مدرسه و جامعه محلی.
یکی از محورهای اصلی کتاب تربیت معلم برای مدرسههای فقیر ترجمه حسن خیاطی، نقد نگاههای مبتنی بر «نقص ذاتی» دانشآموزان فقیر است. نویسندگان با تکیه بر پژوهشهای تجربی، نشان میدهند که فقر نباید به معنای ضعف توانایی یا کمبود استعداد تلقی شود، و معلمان باید عوامل ساختاری نابرابری، نقش نژاد، طبقه اجتماعی، فرهنگ و سیاستهای آموزشی را در شکلگیری فرصتهای نابرابر بشناسند. همچنین تجربیاتی مانند برنامه ملی معلمان استثنایی در استرالیا، تحصیلات تکمیلی انگلستان، برنامههای اجتماعمحور کانادا و پژوهشهای عدالتمحور در شیلی، نمونههایی عملی از رویکردهای نوآورانه تربیت معلم را معرفی میکنند.
با تلفیق مباحث نظری، یافتههای پژوهشی و تجربههای عملی در این اثر، خرید کتاب تربیت معلم برای مدرسههای فقیر انتشارات علمی و فرهنگی، تصویری جامع از چالشها و راهکارهای تربیت معلمان برای محیطهای آموزشی محروم ارائه میدهد و منبعی ارزشمند برای پژوهشگران، سیاستگذاران آموزشی، استادان دانشگاه و دانشجویان رشتههای علوم تربیتی و آموزش معلمان به شمار میآید.
کتاب تربیت معلم برای مدرسههای فقیر برای شما مناسب است اگر
- دانشجوی علوم تربیتی، آموزش ابتدایی یا تربیت معلم هستید و میخواهید با رویکردهای نوین آموزش در مناطق محروم آشنا شوید.
- معلم یا مدیر مدرسه هستید و به دنبال راهکارهای عملی برای تدریس در مدارس کمبرخوردار و چندفرهنگی میگردید.
- پژوهشگر یا استاد حوزهی آموزش هستید و به مباحث فقر آموزشی، نابرابری و تربیت معلم علاقه دارید.
- سیاستگذار یا برنامهریز آموزشی هستید و میخواهید تجربهی کشورهای مختلف در آمادهسازی معلمان برای مدارس محروم را مطالعه کنید.
- به موضوع عدالت آموزشی، آموزش فراگیر و کاهش نابرابریهای آموزشی علاقهمند هستید و به دنبال منابع علمی و پژوهشمحور میگردید.
در بخشی از کتاب تربیت معلم برای مدرسههای فقیر میخوانیم
اغلب کارمندها از مردم محلیاند که در جایگاه معلم، دستیار معلم، سوادآموز و نیروی کمکی استخدام شدهاند. مدرسه گروه سرپرستی مهمی متشکل از بومیها دارد و یادگیری میانفرهنگی نقش پررنگی در آنجا ایفا میکند. برای کارمندهای عضو فرصتهایی فراهم آورده میشود تا تحصیلات خود را از طریق تحصیلات عالی، آموزش و تربیت حرفهای (ویایتی) و رشد حرفهای ادامه بدهند. با وجود این، ماندن دانشآموزها در مدرسه یک دغدغه است و میزان حضور آنها در مدرسه معمولاً حدود 50 درصد است (ACARA, 2014). نتایج برنامۀ ارزیابی ملی نیز نگرانکننده است، اما با توجه به اینکه آزمونها به زبان انگلیسیاند و بیش از 90 درصد دانشآموزها انگلیسی را به مثابۀ زبانی بیگانه (ایافال) صحبت میکنند، این آزمونها را میتوان کاملاً نابجا تلقی کرد.
بر اساس فهرست جذب کارمند در 2012، زبان انگلیسی زبان دومِ فقط یکی از معلمان بود (Young, 2012). این موضوع، چنان که بسیاری از مربیها هم بیان کردهاند، ضرورت حضور تعداد بیشتری از معلمان بومی و جزیرهنشین تنگۀ تورس را تأیید میکند. شواهد گزارششده از کانادا نشان میدهند که در مدرسههای اقوام اولیه که با موفقیت بر محرومیت غلبه پیدا کردهاند حجم بالایی کارمند [معلم] بومی وجود دارند (Australian Government Productivity Commission, 2012). واضح است که دانشآموزها، اگر الگوهایی داشته باشند که حرفۀ تربیت معلمی را برگزیده و به اجتماع خود برگشتهاند، شاید فایدۀ حضور و مشارکت در مدرسه را دریابند. اما، چنان که جایلس (Giles, 2010) خاطرنشان میسازد،
برای مردمی با تبار بومی شاید دشوار باشد که آموزش لازم را ببینند تا بخشی از نیروی کار مدرسه شوند. جذب دانشآموزهای بومی مکانهای دورافتاده حتی از این هم دشوارتر است، چون آنها دسترسی اندکی به اینترنت، کتابخانه، رایانه و دانشآموزهای دیگر دارند.
بله























