کتاب زبان و فرهنگ نوشتهی کلیر کرمش به مباحثی چون زبان گفتاری، فرهنگ شفاهی، زبان چاپی، زبان و هویت فرهنگی، ارتباط بین زبان و فرهنگ و... میپردازد.
نسلهای گذشته زبان را به عنوان یک نظامی اجتماعی ساخته و به زمان حال و آینده منتقل کردهاند. واژگان زبان بازتاب کنندهی تحولاتی است که در طول زمان در پدیدههای مادی و معنوی جامعه بروز میکند. هر جامعه فرهنگ خاص و مخصوص به خود را دارد و از دید جامعهشناسی هر فردی دارای فرهنگ است. در میان تمام موجودات عالم فقط انسان دارای فرهنگ است. فرهنگ برآمده از جامعه و متکی بر روابط اجتماعی است و ارتباطات نمادین با زبان برای وجود فرهنگ امری ضروری است. هر جامعه دارای فرهنگ خاصی است.
ارتباط دو طرفه و وحدت کاملی بین رشد و شکوفایی زبان و فرهنگ (Language and Culture) وجود دارد. میتوان گفت هر کجا که زبان رشدی نکرده، رشد فرهنگی نیز متوقف شده است. زبان یکی از ویژگیهای انسان اجتماعی و نیز یکی از اجزای مهم فرهنگی جوامع انسانی به شمار میآید.
به طوری که زبان تا حد زیادی منعکس کنندهی ویژگیهای یک جامعه است. هر مردمی که زبان کاملتری دارند، از فرهنگ غنیتری نیز برخوردارند. فرهنگ دارای ماهیت پیچیدهای است که متشکل از نظامهای نمادینی چون دانش، هنجار، ارزشها، آرا، زبان، هنر، رسم و همچنین عادات و مهارتهایی که توسط اعضای یک جامعهی خاص فرا گرفته میشود، اعضای جامعه اجزای این فرهنگ را از فردی به فرد دیگر منتقل میکنند. زبان و فرهنگ به شیوههای مختلف با هم در تعامل هستند. فرهنگ توسط زبان منتقل میشود و همچنین زبان ابزار اصلی درونی کردن فرهنگ توسط افراد است. به این ترتیب زبان و فرهنگ مستقل از هم وجود ندارند، هر چند یک موجودیت واحد هم به شمار نمیروند.
کتاب زبان و فرهنگ به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
این کتاب اثری بسیار کاربردی برای تحصیلگران زبانشناسی و پژوهشگران دغدغهدار در این عرصه و متعهّد به ارزشهای انسانی است. با این وجود، این قبیل نوشتار صرفاً با هدف مفید بودن برای دانشپژوهان این رشته در نظر گرفته نشده است. در این میان افراد بسیار دیگری هم هستند که علاقهمند به حوزه زبان هستند بدون آن که به طور آکادمیک و به طور مستقیم با این رشته درگیر باشند.
این افراد ممکن است اهمیت درک زبان را به دلیل اهداف مورد نظر خود و یا صرفاً به دلیل آگاهی از آنچه به طور محوری در زندگی روزمره آنها محسوب میشود، تلقی کنند. درصورتی که زبانشناسی موضوعات مرتبط و مشخصی را برای گفتن درباره زبان داشته باشد، این احتمالاً دارای مشخص سازی قابل توجهی نمیباشد، لیکن میتواند به روش دیگری غیر از خود زبانشناسی برای افراد دیگر قابل حصول باشد. کتاب حاضر چنان طراحی شده است که تمامی این موارد را هم در نظر گرفته است. بدین معنا که مقدمههای کلیتر برای زبان و نیز زبانشناسی را به عنوان یک ضابطه کلی در نظر میگیرد.
در بخشی از کتاب زبان و فرهنگ میخوانیم:
برای آنکه خود را به عنوان عضوی از یک جامعه بشناسیم، افراد بایستی خود را به طور مشترک در مقابل دیگران به عنوان اعضا مشخص کنند، که در نتیجه آن به عنوان بیگانگان تعریف میشوند. فرهنگ، به عنوان پروسهای است که هم آن جامعه را در بر میگیرد و هم آن محدود میکند، لذا همواره مستلزم اِعمال قدرت و کنترل است. عصاره (افشره) گل سرخ در شعر دیکنسون را میتوان چنین استدلال نمود که عطر نفیسی را با قیمت زیاد به بار میآورد. در این پروسه نه تنها ساقه و گلبرگها در نهایت جدا شده و دور ریخته میشود، بلکه بیشتر افراد ثروتمند و مقتدر، توان خرید آن را دارند. مشابه همین مورد، تنها افراد قدرتمند تصمیم میگیرند که کدام ارزشها و باورهایی با ارزش پنداشته میشوند و از طریق گروه پذیرفته شوند.
لذا آن وقایع تاریخی، که ارزش زنده نگه داشتن را دارند، در آینده تصورات با ارزشیاند. فرهنگ و به ویژه فرهنگهای ملی، با اصوات قوی طنینانداز میشود و با سکوتهای ضعیف پر میشوند. هم سکوتها و هم واژهها در شکل دادن فرهنگ یک شخص و فرهنگ دیگری سهیم هستند. به عنوان مثال ادوارد سعید شرح میدهد که چگونه یک شخص فرانسوی برای خودشان دیدگاه فرهنگ شرق را ترسیم میکنند که این به طور مستقیم برگرفته از نوشتههای نویسندگانی مثل شاتوبریان، نروال و فلوبرت نشأت گرفته است که صرفاً حس و مفهوم برتری فرهنگ اروپایی را تقویت کنند.
بله


















