معرفی و دانلود کتاب گزارش سانسور یک فیلم: جنوب شهر فرخ غفاری
برای دانلود قانونی کتاب گزارش سانسور یک فیلم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب گزارش سانسور یک فیلم: جنوب شهر فرخ غفاری
کتاب گزارش سانسور یک فیلم نوشتهی عباس بهارلو روایتی پژوهشی و جذاب از ماجرای ساخته و توقیف شدن فیلم جنوب شهر فرخ غفاری است؛ اثری که نخستین تجربهی سینمایی متفاوت ایران را رقم زد و با تیغ سانسور محو شد. نویسنده در این اثر با اتکا به اسناد کمیاب و گفتوگوهای نادیده، زندگی فرخ غفاری و تلاش پرشورش برای احیای نگاهی نو در سینمای ایران را به گونهای زنده و روشنگرانه بازسازی میکند.
دربارهی کتاب گزارش سانسور یک فیلم
سینمای مستقل در ایران، مسیر همواری را پیش رویش نداشته است. کتاب گزارش سانسور یک فیلم نوشتهی عباس بهارلو، سفری است در پشت پردهی فیلمی که درخشش کوتاهش با سایهی سنگین سانسور خاموش شد. کتاب همزمان با بازسازی فیلم جنوب شهر و زندگی خالقش فرخ غفاری، تصویری از زمانهای میآفریند که در آن حقیقت، زیر غباری از مصلحت پنهان ماند.
عباس بهارلو در گزارش سانسور یک فیلم با پژوهشی گسترده و جزئینگر، ردپای مردی را دنبال میکند که آرزو داشت سینمای ایران را از قالبهای تقلیدی بیرون بکشد. کتاب با توصیف دقیق زندگی فرخ غفاری آغاز میشود؛ سینماگری که از دل طبقهای اشرافی برخاست، در اروپا پرورش یافت و با نگاهی روشنفکرانه و جهانی به زادگاهش بازگشت تا آنچه را از سینما آموخته بود، در خدمت روایت زندگی واقعی مردم جنوب شهر بگذارد.
اما قلب کتاب در بخش «داستان یک سانسور» میتپد؛ جایی که عباس بهارلو زوایای پنهان توقیف نخستین فیلم غفاری را آشکار میکند. جنوب شهر با نگاهی اجتماعی و واقعگرا ساخته شده بود و از فقر، فاصله طبقاتی و تناقضهای جامعه شهری میگفت، اما بهسرعت با واکنش تند مقامات مواجه شد. بهارلو این واقعه را نه تنها تحلیل یک فیلم ممنوعشده، بلکه سندی از برخورد نظاممند فضای فرهنگی با نوجویی و صداقت هنری میداند.

گزارشی از فیلم جنوب شهر فرخ غفاری
در بخشهای ابتدایی کتاب گزارش سانسور یک فیلم، نویسنده با نثری مستند و روایی، مسیر تحقیق خود را نیز بازگو میکند؛ دشواریهایی که در دستیابی به منابع آرشیوی داخل و خارج از کشور داشته، از تماس با سینماتک فرانسه تا یافتن اسناد در کتابخانههای ملی ایران. همین روایت فرایند پژوهش، به کتاب بُعدی انسانی و شخصی میبخشد و نشان میدهد که بازسازی تاریخی چگونه به نوعی جستوجوی عاطفی بدل میشود.
گزارش سانسور یک فیلم تنها دربارهی یک فیلم از یاد رفته نیست، بلکه دربارهی دوران و فرهنگی است که نخواست به نگاه تازه مجال بروز دهد. در این میان، عباس بهارلو با استفاده از شواهد و گفتوگوهای کمتر دیدهشده، پرترهای همهجانبه از غفاری میسازد؛ از نوجوانی شیفتهی سینما در بروکسل و گرنوبل تا هنرمندی سرخورده از بیمهری زمانه. حاصل، اثری است میان تاریخنگاری و ادبیات روایی که به خواننده اجازه میدهد دوران شکلگیری سینمای مدرن ایران را لمس کند.
در پایان، کتاب با طرح اولیهی فیلمنامهی جنوب شهر و مجموعهای از عکسها و منابع دقیق تکمیل میشود. این ضمایم ارزشمند به مخاطب کمک میکند تا تصویری کاملتر از فرایند خلق فیلم و موج سانسوری که آن را در نطفه خفه کرد به دست آورد. عباس بهارلو با نگاهی تحلیلی و در عین حال انسانی، شکاف میان آرمان و واقعیت را در هنر دوران پهلوی برجسته میسازد و نشان میدهد چگونه تاریخ فرهنگی ایران از خلال یک فیلم گمشده بازگو میشود.
خرید کتاب گزارش سانسور یک فیلم نشر قطره با پژوهش و نگارش عباس بهارلو، فرصتی است برای کشف یکی از روایتهای ناگفتهی سینمای ایران؛ روایتی که با دقت تاریخی و نثری شفاف، لایههای سانسور، آرمانخواهی و سرخوردگی هنرمندان این سرزمین را آشکار میکند.
کتاب گزارش سانسور یک فیلم برای شما مناسب است اگر
- به تاریخ سینما، جریانهای سینمای مستقل و سرگذشت فیلمهای ممنوعه علاقهمند هستید.
- میخواهید بخشهایی ناگفته و مهم از تاریخ اندیشه در ایران را به شکلی مستند بخوانید.
- از روایتهای تحقیقی فرهنگی و بازخوانی تاریخ هنر لذت میبرید.
در بخشی از کتاب گزارش سانسور یک فیلم: جنوب شهر فرخ غفاری میخوانیم
در همین ایام، و بهزعم خودش از «اتفاقهای خیلی جالب»، ملاقات او با صادق هدایت است. غفاری البته، پیشتر، چند بار به تصادف هدایت را در «کانون فیلم» و «کافه فردوسی» (خیابان اسلامبول) دیده بود، اما بهنظرش آدم «ملایم و نرمی» نمیآمد. وقتی که مجید رهنما، دوست و همکار غفاری در «کانون فیلم»، به سمت دبیری سفارت ایران در مسکو انتخاب میشود، به این مناسبت مهمانی کوچکی در خانۀ پدری، با حضور هدایت و صادق چوبک، ترتیب میدهد. در این ضیافت کوچک، که تاریخ آن احتمالاً اواسط 1329 است و غفاری و رهنما خاطرۀ آن را ثبت کردهاند، او سرِ حرف را با هدایت باز میکند و بلافاصله صحبتشان گُل میاندازد. وقتی اسم «استودیو ونتویت» از دهن او میپرد هدایت «بُراق» میشود که این استودیو را از کجا میشناسد، و غفاری توضیح میدهد که سالها در فرانسه زندگی و در آنجا تحصیل کرده است. بعد که حرفِ سینمای اکسپرسیونیستی آلمان و «بوف کور» پیش میآید غفاری اجازه میخواهد چیزی بپرسد. «گفتم: من وقتی که بوف کور را خواندم هنوز بعضی از این فیلمها را ندیده بودم، ولی وقتی بعد از دیدن فیلمها باز بوف کور را خواندم دوسه تا چیز بهنظر من عجیب بود. یکی تأثیر مطب دکتر کالیگاری و دیگری تأثیر فیلم نوسفراتو بود.» (غفاری، فروردین 1385، 7170؛ رهنما، آوریل 2010، نوار گفتوگو) شگفتی و علاقۀ هدایت را که میبیند به خودش اجازه میدهد تا از توصیف خانهها و کوههای کجومعوج در «بوف کور» و شباهتشان با صحنههایی از مطب دکتر کالیگاری هم بگوید و همچنین از پیرمرد خنزرپنزری که بهزعم او برگردانِ کالسکهران فیلم نوسفراتو است. «گفت که البته تقلید نبود، ولی یک جایی تو ذهن من تأثیرشان مانده بود.» (همان، 71)
فهرست مطالب کتاب
پیشگفتار
داستان یک زندگی
داستان یک سانسور
طرح اولیۀ فیلمنامۀ جنوب شهر
آلبوم عکسها
منابع
فهرست اشخاص
فهرست فیلمها
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب گزارش سانسور یک فیلم: جنوب شهر فرخ غفاری |
| نویسنده | عباس بهارلو |
| ناشر چاپی | نشر قطره |
| سال انتشار | ۱۴۰۲ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 278 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-308-027-2 |
| موضوع کتاب | کتابهای تاریخ سینما، کتابهای زندگینامه هنرمندان |
















