کارگردانی فرانسوی با شمایل تماماً نوآر یک هنرپیشهی آمریکایی... کتاب ژان پیر ملویل اثر ژینت وینساندو مطالعهای بسیط و منسجم از زندگی هنری ژان پیر ملویل، فیلمساز مؤلف و از پیشگامان جنبش موج نوی فرانسه است. این کتاب با بررسی زمینههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دوران فعالیت هنری او، به نقد و بررسی تخصصی آثارش پرداخته است.
دربارهی کتاب ژان پیر ملویل
ملویل چنان که در کتاب ژان پیر ملویل (Jean-Pierre Melville: An American in Paris) عنوان شده، استاد بیبدیل سبک و «فیلمسازی برای فیلمسازان» بود. ژینت وینساندو (Ginette Vincendeau) در این کتاب به واکاوی وضعیت حرفهای این کارگردان شهیر و ثأثیراتش بر دیگر فیلمسازان در طی سالیان، چه در دورهی حیاتش و چه پس از مرگش، پرداخته و گزارشی تاریخی از سبک منحصربهفرد وی در فیلمسازی ارائه کرده است. برخی از مؤلفههای آثار ملویل که ژینت وینساندو در مقدمهی کتاب از آنها نام برده عبارتاند از: توجه به سینمای عامهپسند فرانسه، هویت ملی/ فراملی او، هویت/ جنسیت در فیلمهایش. کتاب پیش رو تحلیلی فرامتنی از تمامی این مؤلفهها است که زندگی هنری ملویل را از دوران جوانی که سینهفیلی پرشور بود، تا زمانی که فیلمسازی قدر شد، مورد بررسی قرار داده است.
جزئیات زندگی شخصی ژان پیر ملویل در ابهامات بسیار قرار دارد؛ اما مطالعهی فیلمها و سبک منحصربهفردش، وجوه مختلف شخصیت این هنرمند فرانسوی را منعکس میکند. ژینت وینساندو در کتاب ژان پیر ملویل با شرح حالی مختصر از زندگی ملویل سخن خود را آغاز کرده و آن را به زمینههای پیدایش سبکی پیوند میزند که بعدها به تلفیقی از فیلم نوآر آمریکا و جنبشهای نوین اروپایی تبدیل شد. در نوجوانی کمونیستی مذهبی بود اما بعدها اعلام کرد دیگر نه به کمونیسم و سیاست اعتقاد دارد و نه به مذهب خاصی. او خود را پیروِ اخلاق و وجدان میدانست. مسئلهای که بعدها در رویکرد اگزیستانسیالیستیاش به روایت، آشکار شد. آشناییاش با آثار بزرگان ادبیات فرانسه از جمله ژان کوکتوی شاعر و مهمتر از آن، کاوش در سینمای آمریکای دههی 1920، بیشترین تأثیرات را بر جهانبینی هنری او گذاشتند که در این کتاب بهتفصیل به آن پرداخته شده است.

کتاب ژان پیر ملویل پس از ارائهی گزارشی مفصل در رابطه با زندگی هنری، منابع الهام، گروهها و محافل هنری، آزمون و خطاهای بسیار ملویل جوان و...، در هر فصل به بررسیِ نمونهایِ سبک این کارگردان با توالی تاریخی پرداخته و نمود عناصر ژانرهای مختلف در آثارش را مورد مطالعه قرار داده است. از جمله ویژگیهای فرمال که در آثار ژان پیر ملویل به چشم میخورد، نورپردازی خالص، قابهای خشک و کادربندیهای دقیق، میزانسنهایی شبیه تابلو، استفاده از آمبیانس، سکوت و دیالوگهای کم، به کار بردن پالت رنگی سرد و... است؛ ژینت وینساندو در این کتاب به چگونگی بازنمایی هر یک از این مشخصهها در فیلمهای ملویل و جستوجوی الگوی شناختی مشترک میان آنها پرداخته است.
سامورایی، خاموشی دریا، لئون مورن کشیش، باب قمارباز، ارتش سایهها و... برخی از مهمترین آثار ژان پیر ملویل هستند که نه تنها به لحاظ سبکی و از حیث فرم و محتوا، بلکه به دلیل تأثیر قابلتوجهی که سالها بعد بر کارگردانان مدرن مانند تارانتینو، اسکورسیزی و جیم جارموش و دیگران گذاشتند، اهمیت بسیاری در تاریخ سینما دارند. کتاب ژان پیر ملویل منبعی کمنظیر درمورد آثار و زندگی این هنرمند نامدار است که میتواند به دانشجویان سینما و پژوهشگران، در شناخت بهتر ملویل، سینمای کلاسیک و سپس موج نوی فرانسه، کمک بسیار کند. بنابراین اگر از طرفداران این فیلمساز صاحب سبک هستید، پیشنهاد میکنیم این کتاب را از دست ندهید!
اثر پیش رو توسط هومن قویدل و آرش پورموذن ترجمه شده و به همت انتشارات شورآفرین در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.
کتاب ژان پیر ملویل برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی این کتاب به دانشجویان سینما و علاقهمندان به تاریخ سینما، توصیه میشود.
در بخشی از کتاب ژان پیر ملویل: یک آمریکایی در پاریس میخوانیم
در 3 مه 1949، اندکی پس از اکران خاموشی دریا، ملویل در لکران فرانسه یک مانیفست استتیک منتشر نمود که قسمتی از آن در ابتدای این بخش از کتاب نقل شده است. او در این بیانیه با واژگانی که بهطرز غریبی از افتراق میان «حرکت-تصویر» و «زمان-تصویر» ِ مطرحشده توسط ژیل دلوز پیشآگهی میداد، سینمای کلاسیک هالیوود را تحسین کرده، و از فیلم اپیک سواران اثر فرانک لوید در سال 1933 بهعنوان یک «فیلم-تیپ» از یک گونهی سینمایی نام برد که «سنگبناهای آن حرکت و کنش هستند» (هرچند که این فیلم بر اساس نمایشنامهای از نوئل کووارد است). او که معتقد بود این سینما به نقطهی تعالی خود رسیده است، از تغییرات مرتبط با شوک جنگ در راستای حرکت به سینمایی خویشتنکاوانهتر استقبال کرد. ملویل گفتمانهای پساجنگ را در لکران فرانسه منعکس کرد و فیلم مواجههی کوتاه را یک «شاهکار واقعی» برشمرد و از تجربهگراییهای نئورئالیستی تمجید کرد. ملویل این نوشتهی کوتاه را با نقدی بر آندسته از فیلمها که «ساقها، باسنها و سینهها» را به اهتزاز درمیآورند به پایان رساند (اگرچه او اشارهی کنایهآمیزی هم به این نکته میکند که اینها را بیشتر روی کرکرههای سردر سینماها میتوان یافت تا روی پرده) و بر یافتن مسیرهای جدید تأکید کرد. او همچنین برای گریز از ابهامات سخنانش سرنخهایی نیز ارائه داد: دروننگری بهعوض «کنش و حرکت»، کوچکمقیاس بهعوض شکوهمند و جلوهگر، و درحقیقت یک سینمای نوآر (او همچنین به فیلم یک پلاژ زیبای کوچک 342 (1948) نیز اشاره میکند، که تنها نقطهی ارجاع فرانسوی بیانیهی اوست). ملویل بسیار بعدتر، در مصاحبهاش با رویی نوگوییرا در سال 1971، تصدیق کرد که در آن زمان که مشغول ساخت خاموشی دریا بود، سعی کرده بود «یک فیلم ضدسینماتوگرافی» بسازد و بر ایجاد «یک زبان تماماً برساخته از تصویر و صدا که کنش و حرکتْ کمابیش از آن محذوف شده باشد» کوشش کند. او البته همچنین اذعان داشته که میخواسته «کلاسیک باشد و سعی نکند که انقلابی در سینما بهوجود بیاورد».
بله


















