کتاب مغز سوگوار نوشتهی مری فرانسیس اوکانر روایتی ژرف و اندیشمندانه از تجربهای است که دیر یا زود به زندگی هر انسانی راه پیدا میکند. این اثر با نگاهی علمی و درعینحال انسانی، به سراغ مفهوم سوگ میرود و نشان میدهد چگونه مغز در مواجهه با عشق، فقدان و ادامهی زندگی دست به بازسازی میزند. روندی که هم چالشبرانگیز است و هم فرصتی برای یادگیری، رشد و یافتن معنا در دل درد و فقدان فراهم میآورد.
دربارهی کتاب مغز سوگوار
سوگ بیشتر شبیه برهمخوردن نظم آشنای زندگی است؛ نظمی که سالها بر حضور یک «دیگریِ مهم» استوار بوده و ناگهان باید با غیاب او ادامه پیدا کند. ذهن در چنین وضعیتی سرشار از لحظههایی میشود که انتظار در آن هنوز زنده است، خاطرهها فعالاند و بدن واکنشهایی نشان میدهد که توضیحشان اصلا ساده نیست. بسیاری از افراد در این دوره احساس میکنند در دو زمان و دو جهان به شکلی همزمان در حال زندگیکردناند: یکی جهانی که بر اساس گذشته شکل گرفته و دیگری جهانی که واقعیت تازه، آن را ساخته است.
کتاب مغز سوگوار (The Grieving Brain) نوشتهی مری فرانسیس اوکانر (Mary-Frances O'Connor) از دل همین تجربهی ملموس انسانی آغاز میشود؛ مغز سوگوار لحظههایی را که گمان میکنیم هرگز فراموش نخواهیم کرد، واکنشهای پیچیدهی بدن و ذهن در مواجهه با فقدان، و راههایی را که مغز برای بازسازی زندگی و یافتن معنا طی میکند، نشان میدهد و تصویری روشن از مسیر ترمیم و یادگیری عاطفی پیش رویمان میگذارد.
عملکرد مغز در مواجهه با فقدان و تلاش برای بازسازی معنا
مری فرانسیس اوکانر در کتاب مغز سوگوار با تکیه بر پژوهشهای علوم اعصاب شناختی توضیح میدهد که مغز چگونه برای حضور عزیزان نقشه میسازد و پس از فقدان، به زمان نیاز دارد تا این نقشهها را بازآرایی کند. از نگاه او، سوگ نتیجهی اختلال در همین نقشههای عصبی است؛ فرایندی که طی آن مغز میآموزد جهان را با شرایط تازه درک کند. در این چارچوب، سوگ بهعنوان شکلی از یادگیری معرفی میشود؛ یادگیریای که به صبر، تکرار و تجربهی تدریجی نیازمند است.
کتاب بهطور منسجم به موضوعاتی مانند دلبستگی، استمرار پیوندهای عاطفی، افکار جادویی، نشخوار فکری، تفاوت سوگ و افسردگی و مفهوم تابآوری میپردازد. مری فرانسیس اوکانر همچنین نشان میدهد که چرا برخی فقدانها عمیقتر تجربه میشوند و چگونه مغز با وجود تمام این التهابها توانایی ساخت معنا و آینده را در دل سوگواری حفظ میکند.
کتاب مغز سوگوار برای افرادی که فقدان را تجربه کردهاند، برای درمانگران، پژوهشگران و همهی علاقهمندان به روان انسان اثری ارزشمند خواهد بود. این کتاب با ترجمهی میثم همدمی از نشر نوین به انتشار رسیده و در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.
جوایز و افتخارات کتاب مغز سوگوار
- کتاب برتر به انتخاب باشگاه کتاب NPR SciFri
- در لیست 21 کتاب برتر روانشناسی سال 2022 از باشگاه ایدههای بزرگ بعدی
- از کتابهای برجستهی نشریهی تخصصی دانشمند علوم رفتاری در سال 2022
نکوداشتهای کتاب مغز سوگوار
- مغز سوگوار کاوشی عمیق در علم سوگ و سوگواری است و فرصتی فراهم میکند تا فقدان را از زاویهای تازه ببینیم. اگر درد از دست دادن عزیزی را حس کرده و به بهبود آن اندیشیدهاید، مری فرانسیس اوکانر نشان میدهد مغز چگونه میتواند مسیر ترمیم را هموار کند. (شارون سالزبرگ، نویسندهی کتاب Real Change)
- برای کسانی که میخواهند بفهمند چه چیزی در درونشان رخ میدهد و چرا سوگ تا این اندازه گیجکننده است، کتاب مغز سوگوار خواندنی، جذاب و آرامشبخش به شمار میآید. (اپرا دیلی)
- شفاف، تأییدکننده، سرشار از همدلی و بسیار خوشخوان. (Mad in America)
- کتابی پرنکته؛ نگاهی جذاب به آنچه در ذهن ما رخ میدهد وقتی فردی عزیز را از دست میدهیم. (Wake-Up Call، رسانهی کیتی کوریک)
- این کتاب به افراد بسیاری کمک کرده تا برای فقدان معنا بیابند. آن را به این امید توصیه میکنم که برای خوانندگانش بینش، تسلی یا حتی پاسخهایی به همراه داشته باشد. (آماندا استرن، وبلاگ How to Live)
کتاب مغز سوگوار برای شما مناسب است اگر
- تجربهی فقدان داشتهاید و میخواهید بفهمید مغز شما چگونه با این تجربه کنار میآید.
- علاقهمند به مباحث روانشناسی و علوم اعصاب شناختی در زمینهی سوگدرمانی هستید.
- در حرفهی درمانگری یا مشاوره فعالیت دارید و به دنبال ابزارها و بینشهای علمی برای کمک به مراجعان هستید.
- میخواهید تجربهی انسانی سوگ را با نگاهی علمی و در عین حال انسانی بررسی کنید و بینشی عملی و آرامشبخش برای زندگی روزمره بیابید.
- در صددید راههایی برای پذیرفتن واقعیت تازه و ادامهی زندگی معنادار پیدا کنید.
در بخشی از کتاب مغز سوگوار: درسهایی شگفت از عشق و فقدان میخوانیم
جان آرچر، روانشناس، در کتاب ماهیت سوگ میگوید تکامل انگیزۀ نیرومندی در وجودمان کاشته است تا باور کنیم عزیزانمان بازخواهند گشت، حتی اگر شواهد خلافش را نشان دهند. در دوران آغازین تکامل گونۀ ما، کسانی که باور به بازگشت جفتشان با غذا را حفظ میکردند، کنار فرزندانشان هم میماندند. فرزندانی که والدینشان در کنارشان منتظر میماندند، شانس بیشتری برای زندهماندن داشتند. ما این پدیده را در قلمروی حیوانات هم مشاهده میکنیم. در مستند رژۀ پنگوئنها، پنگوئن نر امپراتوری را میبینیم که در محیط بسیار نامساعد قطب جنوب، تخم را گرم نگاه میدارد و در همان حال مادر برای یافتن غذا راهی اقیانوس یخزده میشود. انگیزۀ پدر برای ماندن در کنار تخم فوقالعاده است. پنگوئن نر حدود چهار ماه بدون غذا صبر میکند تا جفتش بازگردد. نکتۀ جالبی هم اضافه کنم: پنگوئنهایی که با همجنس خودشان جفت شدهاند نیز والدین بسیار خوبی هستند. دو پنگوئن نر به نامهای روی و سیلو در باغوحش سنترال پارک، از تخمی مراقبت و باهم جوجه پنگوئنی دوستداشتنی به نام تانگو را بزرگ کردند.
فارغ از جنسیت والدین، نکتۀ کلیدی این است که یکی از والدین باید در طول غیبت طولانی جفتش در قطب جنوب این باور را حفظ کند که جفتش با غذا بازخواهد گشت. اگر یکی از والدین باور کند که جفتش بازنمیگردد و خودش برای شکار ماهی روانۀ اقیانوس شود، یا تخمش به جوجه تبدیل نمیشود یا جوجهاش تلف میشود. پنگوئنهایی که به بازگشت جفتشان باور دارند و منتظرش میمانند، موفقترند. در مستند رژۀ پنگوئنها میبینیم که مادر از شکار بازگشته است و در میان هزاران پنگوئن جفتش را از صدای خاصش پیدا میکند. این پدیدهای شگفتانگیز است که این حیوانات قادرند بر موانع بیشمار فائق بیایند.
بله























