نقد، بررسی و نظرات کتاب هیچکس چیزی ندید - آندریا مارا
خاطره
۱۴۰۴/۰۵/۳۰
40
داستانی معمایی که با ریتم تند وپرهیجان شروع میشه وسوژه بسیار دلهره آور و هیجان انگیز ولی متاسفانه از فصل پنجم که به گذشته میره یه فصل تقریبا طولانی کسل کننده وغیر ضروری شروع میشه و همینطور که داستان به حال میاد و درباره گم شدن دختر کوچولو شش ساله فی توضیح میده جذاب و خواندنی ولی به گذشته که میره هیجان صفر میشه. یه عالم شخصیت و حرفهای کسالت بار که اصلا وجودشوت تو داستان لزومی نداره وفقط داستان رو از جذابیت انداخته. اگر نویسنده در حال داستان رو ادامه میداد و پای یه قاتل زنجیرهای یا یه بیمار روانی به میام میومد خیلی داستان عالی میشد ولی اینکه پدر فی یه وکیل مشهور که از ادمهای ناباب دفاع میکنه ونویسنده سعی میکنه خواننده رو به چالش بکشه که ممکنه کار موکلهای آرون باشه خیلی به جذابیت وکشش داستان ضربه زده.
من نپسندیدمش واقعا اسمش جذابیت زیادی داره و اون تایتل روی جلد هم خیلی هیجان انگیزه و واقعا ترغیبت می کنه که بخونیش ولی این اولین کتابیه که قصد ندارم تموم کنم، من فقط پنجاه صفحه ازش رو خوندم و به نظرم اصلا جالب نبود تا اینجا که من خوندم اصلا مشخص نیست که کتاب از دید سوم شخصه یا اول شخص داستان. بعد یه جاهایی حس می کردم که اسامی جابجا گفته میشن که فک کنم بخاطر ترجمه بود ولی در کل کتاب های جنایی خیلی خیلی بهتری وجود دارن که می تونید بخونید وقتتون رو روی این یکی هدر ندید
در ابتدای داستان کودکی در مترو از مادرش جدا میماند و گم میشود، همه به دنبال یافتن کودک هستند، داستان ارجاع به گذشته (چند روز پیش یا چند سال پیش) زیاد دارد، علت گم شدن بچه یا دزدینش به گذشته ارتباط دارد؟ پدرش وکیل است، آیا به موکلهایش مربوط است؟ در برخی جهات بخصوص در اوایل و اواسط داستان پر گویی و تکرار زیاد است که کسل کننده می نماید اما در اواخر بهتر است، کمی غافلگیر میشوید، هیجان داستان خوب است.
یک رمان جنایی و روان شناختی بسیار پرتعلیق و نفس گیر که از همان صفحات نخست، خواننده را میخکوب می کند. پیرنگ داستان و گره افکنی های آن به قدری هوشمندانه است که تا انتهای کتاب نمی توانید حدس بزنید چه اتفاقی رخ داده است. به شدت به علاقه مندان به داستان های معمایی پیشنهاد می کنم.
