نظر NazaninZahra برای کتاب هیچکس چیزی ندید

هیچکس چیزی ندید
NazaninZahra
۱۴۰۵/۰۵/۱۴
10
رمان جنایی و معمایی و تریلر های روانشناختی هست که داستان خانواده ای ایرلندی که برای دیدار دوستان قدیمی به لندن سفر میکنند و ماجرا از ایستگاه مترو لندن آغاز میشود جایی که مادر خانواده سیو، صبح همراه دو دختر خرد سالش و نوازدش در کالسکه وارد ایستگاه مترو میشوند. دراون ساعت صبح شلوغ روز دوشنبه دو دختر جلوتر از مادرشون وارد واگن مترو میشوند که همان لحظه گوشی سیو زنگ میخوره وقتی سیو نگاه به گوشی میکنه تا ببینه چه کسی زنگ بهش زده واگن بسته میشود و مترو حرکت میکنه اما در ایستگاه بعد فقط یکی از دخترا که به نام (بی) کنار مأمور مترو هست اما اون یکی به نام فی ناپدید شده و هیچ کسی ندیده و از همان ابتدا جستجوی کودک ناپدید شده آغاز میشود و در همین جریانات گذشتهی اعضای خانواده و رابطه های پنهان میان دوستان قدیمی آرون، پدر خانواده آشکار میشود. هرکدام از دوستانش یه بخش از رازها رو در خود پنهان کرده و همین موضوع باعث میشه داستان پیچیده بشه. رمان به صورت رفت و برگشتی بین زمان حال و گذشته و روزایی پیش از حادثه کودک ناپدید شده در مترو رو به خواننده روایت کرده که باعث میشه خواننده لایههای پنهان شخصیت ها و اتفاقات پیش از حادثه آشنا شود. خواننده در طول داستان متوجه نمیشه که چه کسی واقعیت رو پنهان کرده و چرا!؟؟ داستان طوری هست که همه یه جوری تقاص گناه که انجام داد در گذشته و حال رو پس میده، آرون با وجود این حادثه بازم میخواست از مگی درمورد این حادثه سواستفاده کند که در آخر خودش در مترو کشته میشود ولی مشخص نمیشه چه کسی باعث کشته شدن ارون شده یا خودش از شدت مستی سرگیجه گرفته و افتاده روی ریل قطار یا نه!؟ این رمان یه چیز دیگهام به خواننده یادآوری میکند اونم این هست که همیشه بدترین ضربه رو نزدیکترین آدما به خودمون به ما میزند. 🙏
هیچ پاسخی ثبت نشده است.