نقد، بررسی و نظرات کتاب خانه شیشهای - سارا پکانن
4.4
144 رای
آرشیدا یوسفی
۱۴۰۵/۰۳/۲۳
20
نمی تونم بگم کشش و هیجان زیاد یا خوبی داشت چون واقعاً جز شوکی که وارد کرد سر اینکه چه کسی واقعاً قاتل بوده و شوک دیگری که درباره ی زندگی خود راوی بود هیچ چیز خاص دیگه ای نداشت اما بد هم نبود. به نظرم به موضوعات روانشناختی درباره ی طلاق و لالی تروماتیک و عذاب وجدان و اینجور چیزها خیلی خوب پرداخته بود و بهترین بخش کتاب همین بود و از نظرم هم سرگرم کننده ست، هم شوکه کننده و هم شخصیت پردازی اش خیلی خوبه اما اون کششی که از یه کتاب جنایی نیاز دارید رو نداره و جز شوک هایی که بهتون وارد می کنه هیچ نشان دیگری از هیجان توش پیدا نمی شه. ترجمه هم خوب بود سانسور داشت اما طوری نبود که متوجه داستان و موضوعات اتفاق افتاده در اون نشید. در کل پیشنهاد می کنم چون از نظرم خیلی شخصیت پردازی خوبی داشت. به طور خلاصه درباره ی استلا وکیل کارشناس تعیین حضانت طلاق هست که به پرونده ی رز که پدر و مادرش ایان و بث بارکلی دارن جدا می شن برمی خوره. با این تفاوت که در این پرونده یک فقره قتل وجود داره. پرستار رز تینا از پنجره ی اتاقش افتاده پایین و مرده و استلا مطمئنه که این کار یکی از خانواده ی بارکلیه و این که رز به لالی تروماتیک دچار شده کار رو برای استلا سخت تر کرده چون رز نه می تونه اگه سرنخی داشته باشه به زبون بیاره و نه می تونه بگه زندگی پیش کدوم یک از والدینش رو ترجیح می ده. توصیفات صحنه ها، شخصیت ها و... هم خیلی عالیه و کلاً قلم نویسنده رو دوست داشتم.
یه تریلر فوق العاده. پراز هیجان، تعلیق، ترس. مدتها بود بعد کتاب کودک کامل دنبال داستانی شبیه اون و به ترسناکی اون بودم و این داستان واقعا ترسناک ومو برتنتان سیخ میشه. بعضی لحطات از هیجان نفستون بند میاد. داستان درباره دختری نه ساله به نام رز هست که پرستارش از پنجره اتاقش به بیرون پرتاب شده ومرده و رز بعد اون حادثه در اثر شوک دیگه نمیتونه حرف بزنه ولی ماجرا به اینجا ختم نمیشه، پدر ومادر رز میخوان به خاطر خیانت پدر رز از هم جدا بشن و استلا هادسون ماموری هست که باید والد سرپرست رو انتخاب کنه. والدی که کفایت بیشتری داره و البته قاتل پرستار بچه هم نباشه. استلا خودش در بچگی پدر ومادرش رو از دست داده ومدتی هم مثل رز نمیتونسته حرف بزنه، اولش با حس دلسوزی زیاد سعی میکنه به رز نزدیک بشه وکمکش کنه ولی چندین اتفاق ترسناک باعث ترس استلا میشه و ماجرا هر چی پیش تر میره مرموزتر و دلهره آورتر میشه. اگر جرات خواندن کتابهای ترسناک واقعی و قوی رو دارید به خواندن این کتاب دعوتید
کمتر کتابی رو میشه خوند که انقدر تمیز، بدون اشتباه نگارشی یا تایپی نوشته شده باشه، یا بقدری کم بوده که به چشم نیومده، به یاد ندارم. داستان کتاب هم ارزش یکبار مطالعه رو داشت. از شخصیت استلا خوشم نیومد، اینکه در آخر اونطوری از چارلز طلبکار و بیزار شده بود! بهرحال چارلز عامل اصلی مرگ پدرش نبود و خیلی راحت میتونست بره دنبال زندگی خودش. در حالیکه استلا هیچکی رو نداشت و خاله اش هم ازش بیزار بود؛ اما چارلز از روی انسانیت؛ به طریقی که فکر میکرد درسته استلا رو از اون زندگی حقارت باری که با خاله اش داشت نجات داد، وگرنه استلا تا کی میخواست رنج و مشقت تحمل کنه تا به موقعیتی که داشت برسه؟! مادرش هم که انقد عزت نفس نداشت که بخاطر یادگار همسرش هم که شده روش درستی در پیش بگیره! پس استلا حق نداشت ذره ای حتی برای یک لحظه از چارلز نفرت پیدا کنه. این غرور و خودخواهیِ استلا بسیار ناخوشایند بود. و مثل استلا کم نیستند. نکته ی بعدی: چطوری وقتی رز به استلا زنگ زد قبل از پاسخ دهی گفت تینا د لا کروزه؟ گفت اسم تینا افتاده رو گوشی! تینا که گوشیش روز مرگش گم شده بود! یعنی شماره ی میّت رو هم ذخیره کرده بود که میدونست تیناس؟ یا در کشورهای خارجی به هر کی زنگ بزنی اسم تماس گیرنده ظاهر میشه، صرف نظر از سیو بودن یا نبودنش!؟ یادم نمیاد. بهرحال سپاس از کتابراه.
رمان «خانه شیشه ای» اثری هیجان انگیز و روان شناختی از سارا پکانن است که خواننده را به دنیایی پر از راز و تعلیق می کشاند، جایی که حقیقت پشت پرده ای از دروغ و وهم پنهان شده است. استلا هادسون، وکیل متخصص در حقوق کودکان، پرونده ای پیچیده را بر عهده می گیرد: دختری نه ساله به نام رز بارکلی که پس از مرگ مرموز پرستارش، سکوتی رازآلود اختیار کرده است. پرستار از طبقه ی سوم خانه ی مجلل اما سرد و وهم آلود خانواده ی بارکلی سقوط کرده - یا شاید هم به پایین هل داده شده باشد. والدین رز درگیر طلاقی تلخ هستند و فضای سنگین و رازآلود خانه پرسش های بی شماری ایجاد می کند. چرا تمام شیشه های خانه با پلاستیک جایگزین شده اند؟ چرا رز وسواس عجیبی به اشیای تیز دارد؟ و مهم تر از همه، آیا او فقط قربانی این ماجراست یا حقیقتی هولناک در سکوتش پنهان شده است؟ استلا هرچه بیشتر در زندگی خانواده ی بارکلی غرق می شود، بیشتر در تار و پود دروغ ها و اسرار آن ها گرفتار می شود. در این مسیر، گذشته ی تلخ خودش نیز سربرمی آورد و او را به چالشی شخصی می کشاند. داستان با پیچش های غافلگیرکننده و فضایی پرتنش، خواننده را مدام در تردید نگاه می دارد: چه کسی قربانی است و چه کسی مقصر؟ «خانه شیشه ای» با نثری پرکشش و روایتی نفس گیر، مرزهای اعتماد، ادراک و حقیقت را به چالش می کشد و نشان می دهد که پشت چهره های آرام و خانه های باشکوه، چه رازهای تاریکی پنهان است.
خانهٔ شیشه ای جایی است که همهٔ اعضای خانواده در آن شفاف و در معرض دید هستند، اما در عین حال شکننده اند و کوچکترین ضربه، همه چیز را خرد میکند. این شیشه ها نماد «رازهایی» هستند که بالاخره روزی میشکنند و همه چیز را آشکار میکنند. یک خانوادهٔ ثروتمند به نام بارکلی در یک عمارت مجلل زندگی میکنند. اما این خانهٔ لوکس، یک ویژگی عجیب دارد: هیچ پنجره ای از شیشه واقعی ساخته نشده است! همهٔ شیشه ها با نوعی پلاستیک سخت جایگزین شده اند. در همین خانه، یک پرستار بچه به نام تیا، از طبقهٔ سوم سقوط میکند و میمیرد. پلیس نمیداند این حادثه بوده، خودکشی است یا قتل. تنها کسی که احتمالاً چیزی دیده، رز، دختر ۹ سالهٔ خانواده است که در زمان حادثه در خانه بوده. اما رز از آن شب به بعد کاملاً سکوت کرده و حتی یک کلمه هم حرف نمیزند.
کتاب خانه شیشه ای یکی از بهترین کتاب هایی بود که من خوندم راستش هیجان زیادی داشت واینکه یک پرونده دیگه رو هم اواخر داستان دنبال می کرد جذاب ترش کرده بود و یکی از نکات مثبت کتاب این بود که اصلا حوصله تون سر نمی رفت و واقعا نمی تونستین از خوندنش دست بکشید خود شخصیت اصلی داستان که اسمش استلا هست زندگی پیچیده ای دارد و شما را درگیر احساسات و گذشته خود می کند قطعا در حال خواندن این کتاب همش از خودتان می پرسید چرا در این عمارت شیشه ای نیست؟ یا انرژی تاریک این خانه از کجا می اید؟ یا حضانت رز به چه کسی می رسد؟ یا پرونده ی مادر استلا به کجا می کشد؟ در این داستان حتی به نزدیکترین و صمیمی ترین دوستان استلا هم نمی توانید اعتماد کنید و هر لحظه اتفاق جدیدی می افتد
داستانی فوق العاده عالی و قابل تامل. سرشار از هیجان اصطراب وآمیخته با زیبایی دلنشین و دل انگیزی. داستانی جنایی معمایی روانشناسی درمورد دختر 9 ساله ای که پرستارش از پنجره ی اتاقش به بیرون پرت شده و حالا والدین دخترک در شرف جدایی هستند و یک وکیل کارکشته به نام استلا که اون هم دوران کودکی مرموزی داشته مسول واگذاری حضانت دختر به یکی از والدینش هست و یک مادربزرگ به نام هریت. داستان چنان زیبا وصف میشه که تا انتهای داستان نمیشه گفت قاتل اون پرستار کی بود و در انتها با یک بیان شیوا و غافلگیرانه رو به رو میشیم. توصیه میکنم حتما حتما این. کتاب فوق العاده رو بخونین.
بسیار کتاب خوب و عالی ای بود. پر از هیجان و معما بود. یک کتاب ترسناک، جنایی و بیشتر از همه رازالود بود. ترجمه بسیار روان و خوب بود و ادم میتونست خودش رو جای شخصیت های داستان قرار بده. این کتاب از اون دسته داستان هایی هست که همه کلمات و جملاتش با دقت نوشته، اصلا جمله پرت نداره که بخوای نخونیش. به شدت نفس گیر هست داستان و دوست داری همه شو در یک روز بخونی و تمامش کنی. شروع و روند و پایان داستان بسیار عالی بود، من که خیلی خوشم اومد، سبک خیلی جذابی داشت. پیشنهاد میکنم این کتاب خوب رو بخونید. ممنون از کتابراه و انتشارات نارنگی❤
کتاب خوبی بود. شما هزمان با هم چند تا حس رو تجربه میکنید ترس، هیجان و در عین حال انگیزه برای ادامه دادن و خوندن. اگر به کتابهایی با ژانر معمایی آمیخته به ترس علاقه دارید حتما شما رو جذب میکنه. واقعا ترس و هیجان رو میتونید با این کتاب تجربه کنید و تا لحظه آخر نمیتونید به طور قطع بگید کی قاتل بوده. تو بعضی از جاهای کتاب ممکنه بتونید حدس بزنید اما نویسنده با ظرافت تمام ذهنیت شما رو تغییر میده. در عین حال که ترس رو تجربه کردم اما از خوندنش لذت هم بردم. پیشنهاد میکنم بخونید اگر کتابهای این سبکی رو دوست دارید.
سلام. با وجود اینکه نویسنده کتاب، به ذکر جزئیات مکان ها و رفتار شخصیت های کتاب، توجه زیادی داشته، اما بنده نتوانستم نه مکانها و نه افراد را برای خودم، تجسم کنم! بر خلاف کتابهای بسیار زیاد دیگری که خوانده ام و با توجه به جزئیاتشان، حال و هوای کتاب را برای خودم تجسم می کردم، این بار موفق نشدم، ولی این نکته از ارزش کتاب نمی کاهد، اگر به رمان های جنایی و پلیسی علاقه دارید، این کتاب، گزینه خیلی خوبی است. ترجمه بسیار عالی و روانی هم دارد. خودم وقتی شروع به خواندنش کردم، دیگر تا آخرش بدون وقفه خواندم. ممنون از کتابراه
دو تا از نقاط قوت این کتاب یکی ریزترین جزئیاتی بود که راجع به خیلی چیز ها اعم از نوع لباس پوشیدن هر شخصیت و جزئیات خانه ی بارکلی ها رعایت شده بود و دیگری این بود که هر چند فصل یکبار شاهد دیالوگ هایی خاص درباره ی مشکلات و بعد به یکباره صحبت درباره ی گل نیلوفر بودیم. نمیتونم بگم ژانر این کتاب به کل ترسناکه، ولی توی القا کردن ترس توی موقعیت های مختلف بهتون موفق میشه و همچنین اینکه با توجه به قتلی که درش اتفاق میوفته ژانر جنایی، معمایی و رازآلود داره طوری که هر قسمت از خونه یه راز رو به خودش اختصاص داده و در برگرفته
امتیاز من به کتاب: ۴. ۳⭐️من نسخه چاپی کتاب رو از همین انتشارات مطالعه کردم. کتاب ترجمه خوب و روانی داره و جز کاندیداهای جایزه گودریدز هم بوده. شما با یه کتاب جنایی-معمایی به سبک کتاب های فریدا مک فادن مواجه خواهید شد. داستان پیرامون دختربچه ای هست که بخاطر قتلی که در خونه اتفاق افتاده خیلی شرایط مناسبی نداره و شخصیت اصلی سعی در کمک کردن به این بچه رو داره. داستان کشش خوبی داره و خسته تون نمیکنه و تو ژانر جنایی میشه گفت راضی کننده ست.
با سلام من این کتاب رو خوندم و خیلی خوشم اومد هم از خط داستانیش هم از اینکه یکی یکی گره ها رو به مدقع باز میکرد هیجانش برای من خیلی قشنگ بود یه جایی وسط داستان شمارو کاملا گمراه و از واقعیت دور میکنه و یه دفعه واقعیتی که دوست داشتی رو میذاره جلوت در کل اگر به ژانر معمایی جنایی علاقه دارین حتما بخونید لذت میبرید داستان کلیشه ای نیست و الکی برای صفحه پر کردن آب نبسته توی قصه.. من که از خوندنش واقعا لذت بردم
آنقدرها که با هیجان و جذاب شروع شد، به همان نسبت عادی تمام شد، البته فکر میکنم نوع کتاب هایی که قبل ازین خوانده ام سلیقه منو تغییر داده، همیشه صفحه آخر کتاب یک غافلگیری بزرگ بوده اما این کتاب خیلی معمولی با باز شدن گره ها و حل مشکلات تمام شده، کاراکتر های کتاب همه در قلبشان نیت خوبی داشتند اما به شیوه اشتباهی عمل کردند به هر حال کتاب خوبی بود، لذت بردم، مرسی از کتابراه عزیزم
با توجه به اینکه من علاقه زیادی به رمان های معمایی و پلیسی دارم و تعداد زیادی از کتاب های این ژانر رو مطالعه کردم به جرات میتونم بگم که یکی از بهترین های این ژانر ادبی هست، چرا که در کنار طرح داستانی معمایی توجه بسیاری به روانشناسی و علوم مرتبط با این حوزه شده و به همین دلیل کتاب بسیار جالبی با پایانی تاثیر گذار و غیر قابل پیش بینی عرضه شده
داستانی هیجانی و غیر قابل پیش بینی بود. جالب بود و نظر خواننده رو به خود جلب میکرد. هر صفحه این کتاب جوری داستان رو تعریف میکرد که ادم نظر خودش رو نسبت به چه کسی قاتل این داستانه عوض میکرد مخصوصا شخصیت رز بارکلی جوری توصیف شده بود که خواننده به شخصیت های دیگه توجه چندانی نمیکرد و اخر داستان جوری که انتظار نمیرفت تموم شد.
کتاب جالب و ارزش خوندن رو داشت وخوبی توانست بود هم داستان حالا رو با ایده های شگفت انگیز ادامه بدهد و هم اتفاقات گذشته رو بر خوبی بیان کرده و اینکه به نکات ریز و در عین حال کم توجه اهمیت داده و باعث شده از اهمیت نکات سرنخ های خوبی بدست بیاید و پایان داستان رو بخوبی جمع کرده و آبکی نبود ممنون از شما به خاطر کتاب خوبی که گذاشتید
سلام رمان جالب و قابل خواندنی بود وبرای هر مکان و هر شخصی که نام برده می شد توضیحات مختصری مفیدی داده شده بود وتاآخر داستان هم نمی توانستید حدس بزنید که قاتل واقعی چه کسی می توانست باشد. پیشنهاد می کنم کسانیکه دوستار رمان های پلیسی وجنایی به سبک آگاتا کریستی می باشند حتما آنرا بخوانند
