معرفی و دانلود کتاب کشتی ماه می

عکس جلد کتاب کشتی ماه می
قیمت:
۱۶۸,۰۰۰ تومان
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب کشتی ماه می و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب کشتی ماه می و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب کشتی ماه می

چه کسی مقصر است؟ موجی که قایق تیو پاسکوالو را شکاند؟ تونا که بیش از حد به تونت توجه کرده است؟ پاسکوالو که برادر خود را در سن کم رها کرده و رفته؟ باید سرنوشت شوم را بر گردن چه کسی انداخت؟ کتاب کشتی ماه می نوشته‌ی ویسنته بلاسکو ایبانز ما را به دهکده‌ای فلاکت‌زده در گذشته‌ی اسپانیا می‌برد تا با زندگی دو برادر به نام‌های پاسکوالو و تونت آشنا شویم. تونت درکی از اخلاق و شرافت ندارد و پاسکوالو کاملاً متضاد اوست؛ این داستان نمایان‌گر کشمکش‌های اخلاقی جاری میان این دو برادر است و ما را با چالش های فلسفی مثل «به‌خاطر شرافت می‌توان آدم کشت؟» مواجه می‌کند.

درباره‌ی کتاب کشتی ماه می

تیو پاسکوالو برگشته است؛ اما نه آن‌طور که تونا آرزو داشت. آب دریا تمام سطح قایق شکسته را گرفته و مشخص است که مدتی است از وقوع فاجعه گذشته است. جمجمه‌ی پاسکوالو شکسته، صورتش کبود و آسیب دیده است. او در میان الوارهای قایقش فرو رفته. این قایق نه فقط تیو پاسکوالو، که رویاهای تونا را هم نابود کرده است.

او حالا باید زندگی خود را نجات دهد. دوستان و خویشاوندانش دیگر حاضر نیستند به او پولی قرض بدهند. باید کاری پیدا کند تا مخارج خود و دو فرزندش را تأمین کند. مهم نیست اهالی روستا او را چگونه قضاوت می‌کنند. تونا بر تصمیم خود استوار است؛ قایق شکسته باید به میخانه تبدیل شود؛ حتی اگر تمام روستا او را به چشم زنی آشوب‌گر و دردسرساز ببینند.

کتاب کشتی ماه می (The Mayflower) در آینده‌ای نه چندان دور به آب می‌افتد. این کشتی مرز میان شرافت، انسانیت، خیانت و ظلم را نمایان خواهد کرد. مسافران کشتی ماه می به‌اندازه‌ی مروت خود قدم برمی‌دارند و گروهی نیک‌نام و عده‌ای دیگر روسیاه خواهند شد. ویسنته بلاسکو ایبانز (Vicente Blasco Ibáñez) ما را به اسپانیا می‌برد؛ اسپانیایی که حالا به صفحات تاریخ پیوسته و شباهتی به وضعیت امروزی این کشور ندارد. در این میان با خانواده‌ای آشنا می‌شویم که درآمدشان از ماهیگیری به‌دست می‌آمد و با مرگ پدر خانواده، به فقر و معضلات گوناگون دچار شده‌اند.

معرفی و دانلود کتاب کشتی ماه می

قهرمان داستان کشتی ماه می در فصل‌های نخست کتاب، توناست؛ او مادری است که توانسته با راه‌اندازی میخانه، دو فرزند خود را با سختی و فداکاری به نان و نوایی برساند و آن‌ها را از فقر مطلق نجات دهد؛ اما این دو فرزند همانند یکدیگر نیستند. فرزند ارشد خانواده، پاسکوالو، مسئولیت‌پذیر و فداکار است. او همچون پدر از برادر کوچک‌تر خود، تونت، مراقب می‌کند و از همان سیزده سالگی تصمیم می‌گیرد تا کمک خرج مادر باشد و شغل پدر را ادامه دهد.

پاسکوالو با کمک تیو بوراسکا که کاپیتانی زبده و کارکشته است، دل به دریا می‌زند و راه و رسم دریانوردی را می‌آموزد. او برخلاف برادر کوچک‌تر خود هیچ‌کس را آزار نمی‌داد و حیثیت خانواده را به چوب حراج نمی‌گذارد. در همان زمان که تونت مشغول خوش‌گذرانی با دوستان نه چندان سر به راهش است و به یک مصرف‌گرای بی‌خاصیت تبدیل شده، پاسکوالو برای نخستین بار لباس‌های قدیمی باقی‌مانده‌ی پدر را از تن خود درمی‌آورد و برای خود یونیفرمی ملوانی می‌خرد. فرق این دو برادر بسیار شگرف و اندوهناک است.

ویسنته بلاسکو ایبانز زندگی تونت و پاسکوالت را برای ما شرح می‌دهد؛ برادر بزرگ‌تر روزبه‌روز بیشتر از قبل در کار خود پیشرفت می‌کند، تا جایی که در کشتی او را «رئیس» صدا می‌زنند. تونا هم به یک معتاد الکلیِ بی‌مسئولیت تبدیل شده که از سر هوس‌بازی با «دولورس» ازدواج کرده، اما با زنی غریبه رابطه دارد و «پاسکوالت» نتیجه‌ی ارتباط نامشروع اوست!

شاید تصور کنید داشتن برادری همچون تونت بدترین اتفاقی است که در زندگی پاسکوالو رخ داده، اما رمان کشتی ماه می وقایع دردناک‌تری را نیز برای او تدارک دیده. برادرش در دهکده‌ی کوچکشان چنان رسوایی و آبروریزی به‌بار آورده که مردم دیگر نمی‌توانند او را تحمل کنند و چاره‌ای ندارد جز اینکه پا به فرار بگذارد. پاسکوالو باید او را از این مهلکه نجات دهد؛ اما نه او و پاسکوالو نمی‌دانند چه واقعه‌ای در انتظار آن‌هاست. طوفانی سهمگین چشم به‌راهشان است تا یک‌بار برای همیشه تکلیف این دو برادر را روشن کند و سرنوشت تونت را به‌دست پاسکوالو بسپارد.

ویسنته بلاسکو ایبانز پایان تلخی را برای رمان کشتی ماه می رقم زده و ما را در اندوه و حسرت فرو می‌برد. او فقط می‌خواست تا عدالت را اجرا کند و کار نیمه‌تمامی را که کائنات باید انجام می‌داد، خود به سرانجام رساند اما هیچ‌چیز آن‌طور که باید پیش نرفت و تقدیر شومی برای کسانی که اگر زندگی جور دیگری پیش می‌رفت می‌توانستند خوشبخت باشند، رقم خورد.

رمان تاریخی کشتی ماه می با ترجمه‌ی ملیکا شاکری در انتشارات قصه باران به‌چاپ رسیده است.

کتاب کشتی ماه می برای چه کسانی مناسب است؟

گاهی‌اوقات نباید گذشت داشت؛ بلکه باید همچون یک قاضی بی‌رحم به‌قیمت انجام عملی ظاهراً‌ غیرانسانی،‌ آینده‌ی یک کودک را نجات داد و او را به خوشبختی رساند؛ کتاب کشتی ماه می درباره‌ی همین تصمیم است؛ انجام عملی خشونت‌آمیز اگر با هدفی درست انجام شود، شرافتمندانه است؟ قضاوت را بر عهده‌ی شما می‌گذاریم تا خود با خواندن داستان تاریخی کشتی ماه می به پاسخ آن دست یابید.

در بخشی از کتاب کشتی ماه می می‌خوانیم

روزها از پی هم می‌گذشتند و شما بدانید که خدا مراقب افراد شایسته است! بعد از گذشت مدتی، اوضاع مالی تونا به‌خوبی پیش نمی‌رفت. آن زمان کشتی‌های هالک‌ قدیمی دیگری با تقلید از روی کافۀ تونا و تبدیل آن‌ها به میخانه‌های دیگر رقیب او شده بودند. ماهیگیران حالا می‌توانستند انتخاب کنند که کجا بروند. علاوه بر این، هالک او به اندازۀ یک بار زیبا نبود و هم‌وطنان جوان‌تر آن‌قدر مشتاق نبودند که از او نوشیدنی بخرند، چرا که آن‌ها چیزی بیشتر از نوشیدنی می‌خواستند. کافۀ او با عادت‌های قدیمی‌اش اداره می‌شد. تونا مثل گذشته به‌سمت آب می‌رفت و با ناراحتی به دو اجاق که حالا دیگر سرد بودند، حصارهای درهم‌شکسته و درحال سقوط و به آغل خوک که در آن یک گراز لاغر گهگاهی خرخر می‌کرد، نگاه می‌کرد؛ جایی که نیم‌دوجین از مرغ‌ها با گرسنگی به شن‌ها نوک می‌زنند. با خودش فکر کرد چقدر زمان برای او در آن زندگیِ در تنهایی به انزوا کشیده شده بود که فقط زمان‌هایی که تونت به دردسر می‌افتاد یا زمان‌هایی که چشم تونا به عکسی از مارتینز یونیفرم‌پوش که در اتاق خانه به‌عنوان یک حضور همیشگی و بسیار ظالمانه آویزان کرده بود می‌افتاد، کمی احساس زندگی می‌کرد. روزتا کوچولو؛ یادآوری اشتباه او جلوی چشم‌هایش بود، لطفی که در کافۀ کشتی توسط پلیس گشت‌زنی مؤدب باقی مانده بود و حالا به‌سختی می‌توانست به مادرش حتی شده یک‌لحظه آرامش بدهد. روزتا مثل یک گربۀ وحشی رام‌نشدنی بزرگ می‌شد. هر روز غروب تونا مجبور بود مثل یک شکارچی برود و او را در اطراف شکار کند تا بتواند او را در کشتی ببندد. روزتا از صبح تا شب هرگز دیده نمی‌شد، مگر اینکه گرسنه بود.

یک صلیب دیگر بکشید برای تونای بیچاره که از این درۀ غم و اشک هم بگذرد!

روزتا کم‌حرف و علاقه‌مند به کارهای خاص خودش بود؛ تمام طول روز روی شن‌های خیس دراز می‌کشید، با صدف‌ها بازی می‌کرد یا انبوهی از جلبک‌های دریایی درست می‌کرد. ساعت‌ها می‌نشست و با چشم‌های آبی‌اش که انگار با هیپنوتیزم به جایی ثابت مانده، به فضا خیره می‌شد، درحالی‌که نسیم دو بافتۀ زردش را می‌چرخاند، موهایش مثل مارهایی در اطراف سرش پیچ‌وتاب می‌خورد و یا اگر روسری کهنۀ پژمرده‌ای روی دو پای باریک و براقش می‌انداختند، باد آن را با خود می‌برد. پوست سفیدش هیچ پوشش دیگری به‌جز کت قهوه‌ای کهنه‌ای که در آفتاب تابستان روی اندام‌هایش می‌کشیدند تا نسوزد، نمی‌شناخت. گاهی ساعت‌ها دمر روی شن‌ها دراز می‌کشید، شن‌هایی که رد بدنش رویش می‌ماند و صورتش را در موج نازکی از آبی که از موج‌ها پرتاب می‌شد می‌گرفت.

فهرست مطالب کتاب

مقدمۀ مترجم
فصل اول: مهمان‌خانۀ بیوه‌زن
فصل دوم: خانوادۀ بیوه تونا
فصل سوم: شراکت خانوادگی
فصل چهارم: مریم و عیسی یکدیگر را ملاقات می‌کنند
فصل پنجم: دعوای دو زن!
فصل ششم: قاچاقچیان
فصل هفتم: نام‌گذاری کشتی
فصل هشتم: گل ماه می‌بالاخره به دریا می‌زند
فصل نهم: اثبات! شواهد! روزاریو!
فصل دهم: «و هنوز هم می‌گویند ماهی بالا می‌آید!»

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب کشتی ماه می
نویسنده
مترجمملیکا شاکری
ناشر چاپیانتشارات قصه باران
سال انتشار۱۴۰۳
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات168
زبانفارسی
شابک978-622-7943-15-3
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان تاریخی خارجی، کتاب‌های ادبیات کلاسیک
قیمت نسخه الکترونیک

نقد، بررسی و نظرات کتاب کشتی ماه می

Ali.V
۵
۱۴۰۵/۰۱/۱۰
وقتی از کتابهای ایبانز میخونی مدام از خودت میپرسی چطوریه که نویسنده به این بزرگی رو تو ایران کمتر کسی میشناسه. واقعا کتابهاش شاهکارن جایگاه این نویسنده تو قله ادبیات داستانیه. خدا خیر نشر قصه باران بده که بعد از این همه سال شروع به ترجمه اثار این نویسنده بزرگ کردن. کلا جدا از این نویسنده من تو یکی دو سال گذشته خیلی از کتابهای قصه باران خرید کردم و خوندم تا بحال کتاب بد ندیدم توشون به معنای واقعی (همون لیترالی) دونه دونه گلچین و دستچین میکنن که چه کتابی رو برای انتشار انتخاب و ترجمه کنن.
امیدوارم این کتاب رایگان باعث بشه هم ادمهای بیشتری این نویسنده بزرگ رو بشانسن هم نشر قصه باران بیشتر و بهتر دیده بشه و فروش کنه که همینجوری پر قدرت کتابهای خوب برامون منتشر کنند
از کتابراه هم ممنون بابت این کتاب.
در ضمن کتاب سرزمین نفرین شده و چهارسوار سرنوشت این نویسنده رو به هیچ وجه از دست ندید قول میدم پشیمون نمیشید از خوندش
آرثئا
۳
۱۴۰۵/۰۱/۲۵
توی این کتاب فضای روستا و بندر خیلی خوب توصیف شده بود همینطور فرهنگ مردم اسپانیا رو هم به تصویر میکشید اما گاهی این توصیفات به نظر من بیش از حد بود و خواننده رو خسته میکرد و یا وقتی بین یه اتفاق، بیشتر از اونچه لازم بود به این توصیفات پرداخته میشد، رشته ی داستان رو پاره میکرد. داستان بیشتر حالت و و روایی داشت کمتر در قالب دیالوگ یا از زبون شخصیت ها گفته میشد که خیلی باب میل من نیست اما علاقه به چنین سبکی به نظرم بیشتر سلیقه ایه بستگی به خواننده داره. داستان کلاسیک و تا حدودی کلیشه ای بود و میشد آخرش رو حدس زد اما شخصیت ها واقعی و نزدیک به آدم های حقیقی بودن. میشه گفت خوب بود و آخرش کمی احساس و هیجان بیشتری داشت. موقع خوندن کاملا محیط رو تصور میکردم و یجورایی توصیفات، تصاویر زنده ای رو خلق میکردن. این کتاب روابط خانوادگی و تلاش های صادقانه یا زیرکانه ی افراد رو هم به خوبی نشون میداد و در کل یه بار خوندنش بد نیست.
گُلی
۳
۱۴۰۵/۰۱/۲۰
داستان کتاب تاحدودی زیبا و پرمعنا بود درباره تونا همسر یک ماهیگیر است که در طوفان اخیر در کشتی اش مرده است و حالا او با دو پسر بچه بیوه شده است و ماجرای تونا و سپس فرزندانش را روایت می کند. مفهوم کتاب رو هم دوست داشتم اینکه یک تصمیمات آنی و بدون فکر و بدون درنظر گرفتن بقیه چه بلایی سر اون ها میاره هم قشنگ بود؛ اما ترجمه کتاب اصلا روان نبود و اصطلاحات قابل فهم نبود. تا حدود صفحه ۸۰ رو به سختی خوندم همه چیز بیش از حد توصیف شده بود و مشکل اینجا بود که این توصیفات به سختی در ذهنم تصویر سازی میشد اصلا از توصیفاتش لذت نبردم به جاش اکثر صفحات رو رد کردم تا فقط داستان اصلی رو بفهمم و کتاب رو تموم کنم. انگار کتاب با گویش خاصی نوشته شده بود و اصطلاحات و کنایه ها به خوبی به فارسی برگردانده نشده بود. و در آخر پاسکوالو درست میگفت همیشه تقصیر خودمونه. همه چیز تقصیر خودش بود اون از اول تصمیم گرفت چشم ها شو رو یکسری چیز ها ببنده و وقتی بقیه ماجرا رو به روش آوردن دچار جنون شد. اره
Rukhsara Rashed
۴
۱۴۰۵/۰۱/۲۳
داستان کوتاه و خوبی بود ولی یکم زیادی به توصیف طبیعت و زندگی مردم و جزئیات جشن وقت گذاشته بود که خیلی مهم نبودن، همین باعث می‌شد ریتم خسته کننده داشته باشه اما داستانش جالب بود و نکات آموزنده‌ای داشت، مثلا تسلیم نشدن در برابر سختی‌ها و مشکلات، عواقب خیانت به همسر، تصمیم گیری در شرایط سخت و اعتماد کورکورانه. در کل برای یکبار خوانون خوب بود.
احسان حسن زاده امین
۳
۱۴۰۵/۰۱/۲۴
حقیقتا من خیلی لذت نبردم از خواندن این اثر، داستان یک مثلث عشقی همراه با داستان‌های همیشگی بود و خیلی چیزه خاصی در اثر نبود ک مثلا شمارو میخکوب کنه و پایان بندی هم خیلی خیلی ساده بود. درکل پیشنهاد میکنم سمت آثار دیگه برین ولی اگر هم خواستین این اثر رو بخونین باید بگم در یک کلام با یک رمان در سطح معمولی طرف هستین
Mohammad . F
۵
۱۴۰۵/۰۱/۲۶
کتاب خوبی بود و خیلی خوب میشد باهاش ارتباط گرفت. ایبانز یکی از بهترین نویسندگان در این سبک هست ولی متاسفانه کمتر کسی اون رو به خوبی میشناسه. به نظر من اگه به سبک تاریخی علاقه دارین این کتاب میتونه انتخاب خوبی باشه. داستان درباره دهکده ای فلک زده در اسپانیا ی قدیم هست تا با زندگی دو برادر آشنا شویم.
Sana
۳
۱۴۰۵/۰۱/۲۷
نویسنده قلم خاص خودش را داشت. توصیفاتی که نوشته شده بود دقیق و زیبا بود. پایانش ساده و زود تموم شد، به این دلیل یکم ناراحت‌کننده بود. دوست داشتم پایان بهتری میداشت چون ناگهانی زود تموم شد. دوست دارم کتاب‌های بیشتری از این نویسنده بخونم.
با تشکر از گروه کتابراه
Mohanna
۴
۱۴۰۵/۰۱/۲۶
کتاب خوبی بود‌ از این جهت که در توصیف جزئیات حد میانه رو رعایت کرده بود نه خیلی کم که خواننده نتونه تصور کنه و نه اونقدر زیاد که کتاب از موضوع اصلی خارج بشه. اما بعضی از شخصیت‌ها بودن مثل (دختر مادر تونا) که خیلی کم بهشون پرداخته شد و بنظرم میتونست بیشتر به بعضی افراد پرداخته بشه.
Ebrahimi
۴
۱۴۰۵/۰۱/۱۸
زیاد نتونستم با قلم نویسنده ارتباط برقرار کنم، شاید دلیلش بیشتر به کند بودن روند داستان ربط داشت . گاها دوست نداشتم کتاب رو ادامه بدم چون توصیفات زیادی داشت. هر چند به نظرم ارزش خوندن رو داشت چون پیام اصلی کتاب ارزشمند بود. مرسی از کتابراه بابت رایگان قرار دادن این کتاب
Nasim Rahimi
۴
۱۴۰۵/۰۱/۲۶
من کتاب‌ها رو میخونم تا از تجربیات نویسنده استفاده کنم و درس بگیرم این کتاب به من نشون داد برای هر اتفاقی هیچ کس مقصر نیست بلکه گاها تقدیریست که نمیشه فرار کرد. مهم کنار اومدن با سختی و ادامه دادن حتی در طوفان زندگی تا رسیدن به مقصد بدون طوفان هرچند سخت.
مهشید گلشنی
۳
۱۴۰۵/۰۱/۱۰
داستان فضای خاصی دارد و بیشتر از یک ماجرای دریایی، درباره انسان‌ها و تصمیم‌هایی است که در شرایط سخت می‌گیرند. روایت آرام است اما کم‌کم خواننده را درگیر سرنوشت شخصیت‌ها می‌کند.
A Am
۵
۱۴۰۵/۰۱/۲۵
رمانی تاریخی که به موضوعاتی همچون استقامت و تلاش آدم برای آزادی می پردازد. داستان سفر گروهی از ملوان و دریانوردان انگلیسی را دنبال می کند که در جست وجوی آزادی با کشتی ماه می سفری پرمخاطره را به سوی دنیای جدید شروع میکنند. حتما بخونید.
Arsham
۵
۱۴۰۵/۰۱/۱۳
نویسنده کتاب خیلی عالی نقطه ضعف انسان‌ها را به خوبی نشون داده از جمله رنج، ظلم و امثال این‌ها و بلعکس نقاط قوت هم رو به خوبی خاطر نشان کرده مثل.. شرافت. صداقت. انسانیت.. واقعا کتاب عالی. از خانم ملیکا شاکری ممنونم بابت ترجمه واقعا عالی.
درجستجوی دانایی
۴
۱۴۰۵/۰۱/۲۵
اگر رمان‌های اجتماعی + عاشقانه + دراماتیک دوست داری → عالی اگر فضای بندر، کشتی‌ها، آدم‌های حاشیه‌ای برات جذابه → خیلی خوب می‌نشیند اگر داستان‌های آرام، مینیمال یا فلسفی می‌خواهی → این کتاب شلوغ‌تر و پراتفاق‌تر است
حنانه گیلک
۵
۱۴۰۵/۰۱/۱۴
من هنوز نخوندم کتابو ولی از کتابراه خیلی خیلی تشکر میکنم که توی این روز‌های سخت یار ما بوده و ما رو از دنیای واقعی دور کرده. واقعا تشکر میکنم همچنین از نویسندگان و ویراستاران و چاپ کنندگان و نشر‌ها‌ی خوب ایران.
مشاهده همه نظرات 36

راهنمای مطالعه کتاب کشتی ماه می

برای دریافت کتاب کشتی ماه می و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.

👋 سوالی دارید؟