معرفی و دانلود کتاب نت نیمه تمام
برای دانلود قانونی کتاب نت نیمه تمام و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب نت نیمه تمام
کتاب نت نیمه تمام نوشتهی وحید اکبری شامل هشت قصهی کوتاه اجتماعی است. هرکدام از این داستانها با دستگذاشتن روی موضوعی متفاوت از دل وضعیت فرهنگی و اجتماعی کنونی، سعی بر ارائهی قصهای درگیرکننده و عمیق دروصف شرایط زیستی انسانهایی دارد که در مقابل چالشهای رفته بر آنها، دست به مقاومت میزنند و از تلاش فرونمینشینند.
دربارهی کتاب نت نیمه تمام
وحید اکبری در کتاب نت نیمه تمام راوی قصهی شخصیتهایی خوش قلب و مهربان است که در مواجهه با اتفاقات بیرونی، زندگیشان درگیر تلاطمهای بسیاری شده. قصهی اول داستان پزشکی بهنام وحید را تعریف میکند که در میان موشکباران و صدای ممتد پدافند، میبایست میان بودن پیش خانواده یا انجام مسئولیت اجتماعی و فردی حرفهاش، دست به انتخاب بزند. او بعد از تماس نگرانکنندهی پسرش که از انفجارها ترسیده، خود را به سرعت به خانهاش میرساند.
خانهای که اینبار به جای آن گرما و صمیمیت همیشگی، شیشههای شکسته و وحشت آن را پر کرده. او پسرش را در آغوش میگیرد و همسرش از او تمنا میکند که از اینجا بروند، ولی از بیمارستان با او تماس میگیرند؛ مجروحان تازهای آوردهاند و وحیدی که میان عشق به خانواده و انجام وظیفه، مردد است.

روایت دردهای آدمی در نت نیمه تمام
داستان دوم کتاب نت نیمه تمام انتشارات قصه باران، شماره پنجاهوپنج نام دارد و روایتگر قصهی علیرضا است. مردی که بعد از تعطیلی شرکت، بیکار شده و میان نگاه سنگین همسر و خودتخریبیها، سرگردان است و وضعیت دشوار معیشت و هزینههای بالای زندگی نیز، فشار خفهکنندهی روی سینهاش را شدت میبخشد. در این بین، علیرضا یاد سخن همیشگی پدر مرحومش میافتد که میگفت پسرم، هروقت که دلت گرفت، به امامزاده برو، آرام میشوی. صبح روز بعد، او تصمیم میگیرد به حرف پدر عمل کند و قدم به سوی امامزاده میگذارد. تصمیمی که زندگیاش را برای همیشه تغییر خواهد داد و دیدگاه او نسبت به زندگی را دستخوش تحول خواهد کرد. این کتاب توسط انتشارات قصه باران منتشر شده است.
کتاب نت نیمه تمام برای شما مناسب است اگر
- به ادبیات معاصر ایران علاقه دارید.
- علاقهمند به مجموعه داستانهای کوتاه هستید.
- دوست دارید قصههایی اجتماعی درخصوص وضعیت انسانهای درگیر با وظیفه، عشق، خانواده و دین را مورد مطالعه قرار دهید.
در بخشی از کتاب نت نیمه تمام میخوانیم
وقتی با ماشینش از جلوی ما رد میشد، دستوپام شل میشد. زل میزدم بهش. آرزوم بود یه روز یکی مثل اون داشته باشم.
صاحبش فریدماغ بود. کل محل میشناختنش؛ نه فقط بهخاطر دماغ عقابیش و موهای فرفریش با صورت سیاه سوختهش که سیسِ رود گولیت برمیداشت، بلکه بیشتر بهخاطر پیکان جوانان گوجهایرنگش که توی محل، براش قصه میساختن.
حامد، دوست صمیمی و همسایهٔ دیواربهدیوارشون، یه روز گفت: «این ماشین مال بهروز وثوقی بوده. باباش، ذبیحدشنه، یه شب تو قمار ازش میبره. بهروز چندبار میخواد پول بده ماشینو پس بگیره، ولی ذبیح قبول نمیکنه. بعدِ مرگ ذبیح، ماشین میمونه واسه فریدماغ.»
ماشینش یه ضبط و باند خفن داشت که صدای گوشخراشش فلکو کر میکرد. رینگهای کالسکهٔ براق و خوشرنگش با بوق دهیازده دل هر ماشینبازیو میبرد.
هروقت از جلوی مدرسهٔ دخترونه رد میشد، همهٔ دخترا خیره میشدن بهش. یه بار با حامد رفته بودیم دم مدرسهٔ دخترونه، شاید مژگانو از دور ببینم؛ مژگان دختر همسایهمون بود که بدجور عاشقش بودم. حامد گفت: «یه بار یه دختر خودشو انداخت جلوی ماشین فریدماغ که برسونتش بیمارستان، شاید عاشقش شه باهم برن شمال.»
آهی کشیدم شبیه شیههٔ قاطر امامزاده داوود و گفتم: «خوشبهحالش. ما بودیم، دختره میمرد. ما هم اعدام میشدیم.»
عشق پیکان و مژگان، خوابوخوراکمو ازم گرفته بود. شبا تو خواب میدیدم ماشین مال منه. با پیکان میرفتم دنبال مژگان، سوارش میکردم، با هم دوردور میرفتیم؛ یه شب دربند، یه شب فرحزاد. یه بار هم با هم رفتیم شمال، متل قو. خیلی خوش گذشت، ولی از ترس باباش، اصغر آقا، زود برگشتیم.
فهرست مطالب کتاب
نت نیمهتمام
شمارۀ پنجاه و پنج
قصهٔ پیکان و غصهٔ مژگان
رج به رج
آسانسور
همه اینجا مردهاند
نفرین بویی که دیده نشد
کتاب سفید
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب نت نیمه تمام |
| نویسنده | وحید اکبری |
| ناشر چاپی | انتشارات قصه باران |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 70 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-7006-66-7 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان اجتماعی ایرانی، کتابهای داستان کوتاه ایرانی |



















پیشنهاد میکنم این کتاب و تهیه کنید و بخونید
با تشکر از کتابراه که این امکان و فراهم کرده همه جا کتاب بتونیم بخونیم 😀