ریچارد لویتون در کتاب راهکارهای توانمندسازی مغز، صدها روش برای حفظ، بازیابی و بهبود قدرت ذهن ارائه میدهد. او اذعان میکند که تمام این فنون تماماً به روش طبیعی به تقویت قدرت مغز و ذهن کمک کرده و از پیر شدن آن جلوگیری میکند. ما در این کتاب با بهروزترین پیشرفتهای حوزههای مدیتیشن، یوگا، علم تغذیه و تاثیر عواملی همانند ویتامینها، گیاهان و سبزیجات آشنا خواهیم شد.
دربارهی کتاب راهکارهای توانمندسازی مغز
کتاب راهکارهای توانمندسازی مغز (Brain Builders!: A Lifelong Guide to Sharper Thinking, Better Memory, and an Ageproof Mind) نوشتهی ریچارد لویتون (Richard Leviton) راهنمایی جامع برای تقویت ذهن، بهبود حافظه و حفظ تواناییهای شناختی در طول زندگی است. نویسنده باور دارد که مغز انسان مانند یک عضله است که با استفادهی بیشتر، قویتر میشود. او این ایده را که تواناییهای شناختی با افزایش سن کاهش مییابد، رد کرده و برنامهای هفت مرحلهای عملی برای پیشگیری از پیری مغز ارائه میدهد. این برنامه ترکیبی از رژیم غذایی، ورزش، موسیقی و... است. لویتون همچنین تمرینات ذهنی متعددی برای ارتقای هوشیاری، تمرکز، سرعت ادراک، یادگیری، حافظه، حل مسئله و خلاقیت معرفی میکند.
ریچارد لویتون در این کتاب راههای طبیعی متعددی برای حفظ، بازسازی و بهبود پتانسیل مغز ارائه میدهد. این روشها مبتنی بر مدیتیشن، یوگا، تغذیه، ویتامینها، گیاهان دارویی و موارد دیگر است. هدف کتاب این است که خوانندگان بتوانند از این روشها برای جلوگیری از پیری ذهن و افزایش قدرت مغز استفاده کنند. کتاب با ارائهی توصیههای مثبت و عملی، نه تنها برای نسلهای مسنتر بلکه برای دانشآموزان دبیرستانی و دانشجویان نیز ارزشمند است. لویتون معتقد است که با تمرینات مناسب، هر فرد میتواند تواناییهای ذهنی خود را بهبود بخشد و ذهنی جوان داشته باشد.
کتاب راهکارهای توانمندسازی مغز همچنین به بررسی عمیق ماهیت هوش و نحوهی اندازهگیری آن میپردازد. ریچارد لویتون توضیح میدهد که هوش تنها محدود به تواناییهای شناختی نیست، بلکه شامل جنبههای احساسی، اجتماعی و خلاقیت نیز میشود. او روشهایی برای تقویت این جنبهها ارائه میدهد تا خوانندگان بتوانند به طور جامعتر از تواناییهای ذهنی خود بهرهمند شوند.

ریچارد لویتون در این کتاب هفت راز برای تقویت ذهن ارائه میدهد. راز اول این است که باید به مغز خودمان اعتماد داشته باشیم و موانعی نظیر افسردگی و تغذیهی نامناسب را برطرف کنیم. راز دوم این است که مغزمان را آزاد کنیم و بدانیم که هماهنگی با ضربآهنگهای طبیعی مغز و استفاده از مواد مغذی و اکسیژن کافی از دیگر اصول کلیدی است. سپس اینکه به فعالیتهای بدنی، مانند یوگا و تمرینات تنفسی بپردازیم که به تقویت عملکرد مغز کمک میکنند. لویتون همچنین از تأثیر موسیقی و امواج صوتی بر قدرت ذهنی توضیح داده و در نهایت، ورزش دادن مغز برای افزایش تواناییهای ذهنی را توصیه میکند.
علاوه بر این، نویسنده به اهمیت هماهنگی بین ذهن و بدن اشاره میکند و تمریناتی برای تقویت این ارتباط معرفی میکند. این تمرینات شامل تکنیکهای تنفس، تمرکز و آرامش است که به کاهش استرس و افزایش بهرهوری ذهنی کمک میکنند. لویتون معتقد است که با ایجاد تعادل در زندگی روزمره، میتوان به ذهنی سالمتر و توانمندتر دست یافت.
کتاب راهکارهای توانمندسازی مغز رویکردی عملی و طبیعی برای بهبود عملکرد مغز ارائه میکند. اکنون میتوانید این کتاب را با ترجمهی منوچهر شادان که به یاری انتشارات بهجت چاپ و منتشر شده، تهیه کنید و از اطلاعات مفید و کاربردی آن نهایت بهره را ببرید.
کتاب راهکارهای توانمندسازی مغز برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب را میتوان به تمامی افراد در هر سن و سالی توصیه کرد تا بتوانند با اطلاعات جامعی که در اختیارشان قرار میگیرد، به قدرت ذهن، راههای پیشگیری از آلزایمر، خواص ویتامینها و مواد غذایی مناسب و تأثیر آنها بر سلامت ذهن پی ببرند. روانشناسان و متخصصان حوزهی علوم اعصاب و روانشناسی شناختی نیز از این کتاب بهره خواهند برد.
در بخشی از کتاب راهکارهای توانمندسازی مغز میخوانیم
برای اینکه به حداکثر توانمندی مغز برسید چقدر پروتئین لازم دارید؟ این مساله به عوامل زیادی بستگی دارد که از جمله میتوان به این موارد اشاره کرد: وزن بدن، سطح عمومی نیروی ذهنی، چگونگی برنامه غذایی و تا حدی هم به نوع پروتئینی که خورده میشود.
بسیاری از مردم از جمله خود من در 25 سال اخیر برنامههای غذایی گیاهخواری را تجربه کردهام. بحث زیادی بین کارشناسان تغذیه وجود دارد مبنی بر اینکه آمریکاییهای ثروتمند که میتوانند غذاهای خوب بخورند مقدار زیادی غذاهای پروتئیندار، بهویژه گوشت قرمز میخورند. مصرف زیاد گوشت از راههای گوناگون با تندرستی انسان تداخل دارد. در 10 سال اخیر گرایش عمومی مردم به این سمت بوده که تا حد امکان از مصرف گوشت قرمز پرهیز کنند.
ولی تجربه به من عکس این گرایش عمومی را نشان داده است. بیش از 10 سال است که من بیشتر از هر مادهای غذایی دیگر پروتئین مصرف میکنم البته نه گوشت قرمز، پروتئینی که در دانه سویا، ماهی، و مرغ وجوددارد. وقتی که به گذشته مینگرم میبینم این تمایل با نوع و حجم کاری که انجام میدهم ارتباط مستقیم دارد. کار من در اصل کاری است کاملاً فکری و شامل نوشتن و تحقیق کردن. بدن من از کانالهای روان شناختی متعدد به من پیام میدهد که نیاز به پروتئین بیشتری دارد تا بتواند بازیهای ذهن را به گردش درآورد.
این حرف ممکن است به نظر خواننده خیلی واضح بیاید. ولی با این حال بسیاری هستند که سالیان دراز است رژیم پروتئین کم چرب دارند و ناگهان متوجه میشوند که این رژیم دیگر موثر نیست و نیروی مغز که به طور فزایندهای وسیله امرار معاش بسیاری از آمریکاییهاست احتیاج به پروتئین بیشتری دارد.
بله






















