کتاب «روان های آزرده» اثر فیلیپ کلودل رمان نسبتا کوتاهی است که در سکوت و سادگی ظاهری اش، سنگینی عاطفی عمیقی نهفته دارد. نویسنده با زبانی شاعرانه و فضایی سرد و مه آلود، داستان انسان هایی را روایت می کند که هر یک زخمی از گذشته بر روح خود دارند. کلودل مانند همیشه در این اثر نیز به وجدان، گناه و تنهایی می پردازد؛ مفاهیمی که در پس رفتارهای معمول روزمره پنهان شده اند. نثر او مینیمال اما تأثیرگذار است – کلمات کم، اما پرمعنا. روایتی که آرام پیش می رود اما تا مدت ها بعد از پایان خوانش، در ذهن باقی می ماند. نکات مثبت: نثر شاعرانه، عمق روان شناختی، فضاسازی قدرتمند. نکات منفی: ریتم کند و تلخی بیش ازحد روایت ممکن است برای برخی خوانندگان سنگین باشد. در مجموع، روان های آزرده سفری درونی است به تاریک ترین لایه های روح انسان؛ برای خوانندگانی که از ادبیات فلسفی و تأمل برانگیز لذت می برند، تجربه ای ارزشمند محسوب می شود.
حس درهمی نسبت به این کتاب دارم. تأثیرگذار بود اما یه جاهایی هم توصیفات زیاد، درهم و شلخه داشت. موقع تعریف کردن خط زمانیش عوض میشد و کرکترای زیاد و غیرضروری ای توش بود که موضوع رو به حاشیه میکشوند اما در کل از اون کتابا بود که ته نشین میشه توی روحت! یه سری حقایق تاریک و تکون دهنده رو توی خون بارترین روزهای جنگ به تصویر کشیده بود که قرار نیست تصویرش از یادتون بره! خیلی چیزهاش حالت ابهام داشت مثل مرگ بل دوژور، اینکه آیا دستنیا مقصر بود یا نه و... پایانش هم یجورهایی شوکه کننده بود اما دور از انتظار نبود. به نظرم ذات آدم ها و خشونت و زشتی جنگ رو خیلی خوب نشون میداد، بدون پرده پوشی یا تلاش برای تحریف. فقط داشت رنج و نفرتی رو که هر کسی توی اون دوران از سر گذرونده بود بازگو میکرد. به قول ژوزفین "همه چیز نه سیاه سیاه است نه سفید سفید. آدم ها و روح هاشان هم همین طور. "یه توصیه هم دارم برای کسایی که این کتاب رو انتخاب میکنن؛ موقع خوندن گاهی به خاطر پراکنده بودن مطالب یا توصیفات نامرتبط ممکنه خسته بشید اما صبوری کنید، کتاب رو ول نکنید و ادامه بدید چون ارزش خوندن داره.
داستان دیگرگونه ای بود از روایت های بسیار از حال و هوای سرزمینهایی که از جنگ تاثیر پذیرفته اند اما جنگی که هیچ باور و اعتقادی در پس آن نیست. هیچ ایدئولوژی و خواسته ای از طرفین جنگ بازگو یی نشده و داستان صرفاً حول و حوش شهرها و روستاهایی است که در سرزمین های در گیر جنگ هستند و زندگی اسف بار مردم عادی و سودجویی وطمع ورزی خواص و افراد مرتبط با آن ها است. رسیدن به بخش اصلی داستان حوصله زیادی می خواهد که با ناباوری به خرج دادم تا بلکه به دستاوردی برسم. مسلماً حتی در شرایط اسف بار جنگ هستند لحظاتی که می تواند درخشش خورشید را زیباتر کند و انگیزه برای ادامه زندگی را دلیل باشد ولی نویسنده با روان آزرده و بیمارش هیچ چیزی ارائه نداده و در آخر با باز گذاشتن حقیقت ماجرا حتی از قتل طفل خردسالش به راحتی و آسایش گذشته و جامعه ای افسرده؛ خطاکار؛ دل مرده و نا امید ترسیم کرده که نظیرش را فقط در نوشته های صادق هدایت دیده ام. اگر چه جنگ منفور است (ناگزیر گاهی گریزی از آن نیست برای حفظ ارزش های وجودی و اعتقادی که دلیل زندگی است) به اعتقاد من نویسنده حتی اگر در بهشت هم ساکن بود تلاش می کرد دلیلی برای گلایه و سیاه نمایی بیابد. در هر صورت ممنون از کتابراه برای تنوع در کتاب ها و رمان هایی که در اختیار مخاطبانش می گذارد ولی اگر این مطلب را برای تصمیم گیری در مورد انتخاب این کتاب می خوانید، توصیه اش نمی کنم چون جز پوچی و ابتذال به نظرم دستاوردی ندارد و حتی ارزش روان شناسی و آگاهی بخشی هم ندارد. موفق باشید و پرتوان.
موضوع اصلی کتاب بررسی وضعیت انسان های مدرن است که با نوعی آزردگی روحی دست و پنجه نرم میکنند. نویسنده در این اثر شخصیت های را ترسیم کرده که در ظاهر با دنیای اطراف شان ارتباط دارند اما در درون با تنهایی و زخم هایی عمیق روبرو هستند؛ او به خوبی نشان می دهد که انسان چگونه می تواند در میان جمعیت کاملا تنها باشد. یکی از نقاط قوت اصلی کتاب سبک نگارش شعرگونه آنست که از جملات کوتاه دقیق و تاثیرگذار استفاده شده. فضاسازی داستان هم طوری است که خواننده اتمسفر روانی، سنگین و غم آلود آنرا با تمام وجود حس می کند. درباره شخصیت های کتاب هم میشه گفت آن ها انسان های هستند که در لبه های زندگی ایستاده اند و طوری طراحی شده اند که خواننده بتواند بخشی از رنج های خود را در آن ها بیابد. کسانی که دنبال ادبیات روانشناختی و فلسفی هستند بهترین گزینه است و برای کسانی که دنبال داستان های هیجان انگیز، پرکشش و سریع هستند توصیه نمیشود. ممنونم از کتابراه عزیز بابت این هدیه ارزشمند!
کتابراه آپشنهای ارزشمندی داره از جمله کتاب هفتگی، جایزه، مدال، امتیاز و... اگر این کامنت بررسی شده خواهش میکنم به کتابهای حوزه ساینس التفات داشتین بیشترش کنید. میبینم که کتابهای حوزه نورالژی یا مغز و اعصاب کم استقباله ولی اونها مخاطبان خاص خودشان رو دارن. پیروزی و موفقیت شما مجموعه کتابراه رو آرزومندم
این کتاب که جزو داستان های جنایی و پلیسی می باشد با همان معماها و ابهامات. اما نکته جالب و مهم نه ادبیات فرانسه است نه موضوعات داستانهای جنایی بلکه ادبیات جنگ می باشد! البته نه آن ادبیات جنگی که اصطلاح اش را در ایران می شنوید بلکه بلعکس آن، جنگ مورد پسند نیست و جز ویرانی و خرابی و جنایت و بدبختی نخواهد داشت اما یک ادبیات جنگ هم است که چند دهه بیان می شود از سوی کشورهای که خود استعمارگر بوده و قرن ها داستانشان به خون مردم مظلوم جهان به خصوص مستعمره هایشان آغشته بوده و با رخدادی به نام جنگ که بتوانند بر روی آن مانور دهند شروع به مظلوم نمایی و غیره می کنند که از امثال این ها جریان دروغین هلوکاست است، جالبه در اوج اوضاع وخیم نقل شده روزگار فرانسه در داستان نیمی از مردم ایران از قحطی از بین رفتند و دیگر از سگ وگرنه هم گذشته و به آدم خواری روی آورده بودند بعضی.
کتاب «روان های آزرده» اصلاً اون رمان جنایی ای نیست که فکر کنی قراره یه قاتل رو بگیری و تهش همه چی حل شه؛ اتفاقاً بیشتر شبیه یه مه سنگین و غم زده ست که توی فضای جنگ جهانی اول می پیچه. فیلیپ کلودل با یه قلم خیلی مسلط و تلخ، نشون می ده که توی اون فضای خفقان گرفته، چطور مرز بین خوب و بد گم می شه و آدم ها چقدر می تونن خاکستری باشن. اگه دنبال یه داستانِ سریع و هیجانی هستی، ممکنه از روند آروم و فضای افسرده کننده اش کلافه بشی، ولی اگه اهل کتاب هایی هستی که قشنگ می زنن توی ذوق آدم و واقعیت های تلخ و سیاه وجودمون رو یادآوری می کنن، این کتاب خوراکِ خودته؛ فقط انتظار نداشته باش بعد از خوندنش حس خوبی داشته باشی، چون این کتاب بدجوری یقه احساساتت رو می چسبه.
کتاب به عنوان یک رمان معمولی خوب بود و برای یک بار خوانده شدن میشه توصیه اش کرد. ولی نه اثر قوی است و نه چیز خاصی از جنگ و پیامدهای آن جلو چشم خواننده قرار میده. اما در مورد خود داستان، در نهایت سعی شد به تمام رویدادها پرداخته بشه و دو نتیجه پیش روی خواننده قرار داده شد که نتیجه بگیره کدام یک میتونن قاتل باشن. اما یک مسأله ای که بهش توجه نشد، جریان دو مهندس کارخانه هستن که روز بعد از قتل بل، به انگلستان فرستاده شدن و رییس کارخانه گفت دستور اکید داره که در موردش حرف نزنه. و قاضی مییرک هم بخاطر پیگیری این مطلب توسط پلیس، به شدت اونو توبیخ کرد. این مطلب در نهایت سرانجامش در کتاب مشخص نشد در حالیکه پاسخش تأثیر زیادی در نتیجه می گذاشت.
این کتاب برای کسی که خودش حال روحی سنگینی دارد و می خواهد مدتی از غم ها و فشارهای ذهنی اش فاصله بگیرد، انتخاب مناسبی نیست؛ چون فضای رمان بسیار تلخ، سنگین و درگیرکننده است و به جای سبک کردن ذهن، ممکن است اندوه را پررنگ تر کند. کتاب روان های آزرده رمانی مهم و تأثیرگذار است که با نگاهی تلخ اما عمیق، انسان را در وضعیت شکست خورده، زخمی و اخلاقاً مبهمش نشان می دهد. این کتاب در فضاسازی، لحن و پیچیدگی انسانی خیلی مهارت دارد، اما ممکن است برای برخی خوانندگان به دلیل کندی روایت و سنگینی عاطفی، تجربه ای سخت و فرساینده باشد. دوست داشتم یکم امید و عشق تو کتاب باشه که بشه تلخیش رو تحمل کرد ولی متاسفانه اینطور نبود.
هر هفته با هر مناسبتی بهمون کمک می کنین که بیشتر و متنوع تر دنیا رو بخونیم و بشنویم. ازتون ممنونیم شما یک تنه بجای آموزش و پرورش و دانشگاه و سایر نهادهای مربوطه، ساعت مطالعه کشور رو و علاقه به کتاب رو بالا بردید. جا داره مسئولین کشور تمام قد بایستند و ساعتها تشویقتون کنند و قدردان محبت و بزرگواری شما باشند.
سلام،، خدای من عجب کتاب وحشتناکی بود، چقدر تلخ، چقدر سنگین برای من مثل زهر بود هیچ امیدی داخلش نبود هیچ خوشحالی و هیچ زندگی داخل کتاب نبود چقدر باعث ناامیدی من شد و باعث اشک ریختنم، اصلا سرگرم کننده نیست و خوشحالتون نمیکنه من به شدت توصیه میکنم نزدیک این کتاب نَشید،،، البته متاسفانه مثل زندگی واقعی هست که راه فراری نداره،، راه فرار شخصیت های کتاب افتضاح بود ای کاش با این کتاب آشنا نمی شدم به سختی تمومش کردم و دِل خوشی اَزش ندارم
کتاب خوبیه نوشته هاش راحت و روانه و البته سادگی کلماتش از زیبایی و گیراییش کم نمیکنه که هیچ بلکه باعث میشه که آدم بیشتر بخواد که ادامش رو بخونه تا داستان رو بیشتر از قبل متوجه بشه و تمومش کنه و دوباره از اول بخونه، از بس که خوبه. 😄 در کل من پیشنهاد میکنم که بخونید. سلیقه های متفاوتی وجود داره برای خوندن یه کتاب ولی من احتمال خیلی زیادی میدم که همه خوششون بیاد چراشم که گفتم دیگه به نظرم بخونید کتاب خیلی خوبیه 🙂
رمان قشنگی بود. از زندگی که دیکتاتور ها و انسانهای فرومایه برای ملتی بیگناه درست میکنند گوشه کوچکی از نتایج جنگ. جنگهایی که جز نشاندن عطش قدرت طلبی در انسانی عقده ای نتیجه ای ندارد. به قیمت نابودی صدها هزار انسان بیگناه. وکسانی که به راحتی وجدان را زیر پا میگذارن. شاید این کتاب به نوعی خاطره نویسی از زندگی شخصی بود که با وجود اعتراض به رفتار جنایتکاران خود نیز جنایتکاری جدا گانه بود
داستان مربوط به دوران جنگ و آمیخته با حال و هوای استعمار و فقر طبقاتی و سرگذشت یک نظامی که روی بد زدگی رو دید و با افرادی در ارتباط بوده که در روح و روان وی تاثیر گذاشتن. ولی زبان ترجمه کتاب چون حالت کلمه کلمهای از متن اصلی رو داره یمقدار از روان بودن حین مطالعه کم میکنه ولی در مجموع خیلی خوبه و ارزش مطالعه رو داره مخصوصا افرادی که مدام احساس میکنند اتفاق ناخوش فقط برای اونا اتفاق میافتد.
چقدر قشنگ بود. چقدر به دلم نشست. کتاب وزن داشت، قافیه داشت، مثل شعر بود و قطعا خوندنش هم خیلی لذت بخش بود. خیلی وقت بود کتابی با این نثر آهنگین و روان نخونده بودم با توصیفات بسیار زیبایی از محیط و آدم ها. حتی زشتی ها رو هم زیبا توصیف کرده بود. بی شک هنر مترجم هم به خوبی به چشم میاد طوری که تونسته متن اصلی رو به فارسی برگردونه و از زیبایی اثر کم نکنه چه بسا اثری زیباتر تحویل خواننده بده. ✨✨✨
با عرض سلام کتاب روان های آرزده را مطالعه کردم. زیبا بود و غمگین. داستان واقعی جنگ آلمان و فرانسه. زندگی تجملاتی اشرافی ها در زمان جنگ و زندگی سخت مردم عادی. کشته شدن سرباز های جوان بینوا. گرسنگی و سرما در جنگ برای سربازها. و بی عدالتی و شکم بارگیه سیاست مدار ها و ثروتمندان. چه غصه ی آشنایی. واقعا افسوس خوردم. کتاب زیباییست بخونید. با تشکر از کتابراه
این کتاب مثل یه کلاف در هم میمونه ک هر چی ب صفحات اخر نزدیک میشی تمام گره های ذهنی مخاطبو باز میکنه. یه روند غمگین و سوگواری داره ک مخاطبو غرق خودش میکنه. کم کم با تمام محله های شهر اشنات میکنه طوریکه انگار اونجا شهر خودته. نویسنده تو تصویر سازی مکان ها فوق العاده عمل کرده. و تمام ادما با یه مکان خاص معرفی میشن.
در این اثر، نویسنده به بررسی زخم های عاطفی و روانی انسان معاصر می پردازد و راه هایی برای التیام و درک بهتر خویشتن پیشنهاد می دهد. با نگاه فلسفی-روانشناختی، نشان می دهد که دردهای روانی می توانند منبع رشد و بینش شوند. مفید برای کسانی است که دنبال درک عمیق تری از احساسات خود و اطرافیان هستند.
«روان های آزرده» یکی از مهمترین رمان های فیلیپ کلودل است؛ اثری تلخ، شاعرانه و ضدجنگ که در دل جنگ جهانی اول می گذرد و با روایت یک قتل مرموز، به جای حل معما، زخم های روانی انسان ها را آشکار می کند. رمان تصویری از جهانی می سازد که در آن مرز میان قربانی و مجرم، خیر و شر، و حقیقت و دروغ محو شده است.
در این اثر، نویسنده به بررسی زخم های عاطفی و روانی انسان میپردازد و راه هایی برای التیام و درک بهتر خویشتن پیشنهاد میده، با نگاه فلسفی روانشناختی، نشان میده که درد های روانی میتوانند منبع رشد و بینش شوند. مفید برای کسانی که دنبال درک عمیق تری از احساسات خود و اطرافیان هستند. ممنون از کتابراه عزیز
رمانی بسیار تکان دهنده، لطیف و در عین حال تلخ که با نثری شاعرانه و عمیق به واکاوی زخم های روحی بازماندگان جنگ و پیچیدگی های ذهن انسان می پردازد. فیلیپ کلودل به زیبایی تاریکی ها و نورهای درون آدم ها را به تصویر می کشد. ترجمه روان استاد پرویز شهدی نیز ارزش اثر را دوچندان کرده است
فضای کتاب خاکستری و مه آلوده. زاویه دید تاریک و غم انگیزی پیش روی خواننده قرار میگیره. جنگ جهانی اول در پس زمینه ی روند داستان قرار داره و بطن اصلی، داستانی دیگه ست. شخصیت پردازی ها و توصیفات کتاب رو دوست داشتم. روند داستانی هم خوب بود اما تعدد مرگ و سنگینی فضا رو دوست نداشتم.
عالی بود. غم زیاد آدم و استحاله می کنه. آدم تبدیل میشه به چیزی که فکرش و نمی کرده. داستان خیلی تاثیر گذار بود. ترجمه هم خیلی خوب بود. در طول داستان شرایط جنگ و تصور میکردم واقعا راست گفتن هر گلوله در جنگ دو نفر و می کشه. از تیم خوب کتابراه ممنون برای ایجاد شرایط کتابخوانی.
فیلیپ کلودل در روان های آزرده توانسته به خوبی بی عدالتی ساختاری را نشان دهد. لحظه به لحظه کتاب حالتی دژم بر آدمی مستولی می شود. پایان پندارهای عدالت محور با ناباوری ها در هم می آمیزد. پرویز شهدی مثل همیشه بهترین ترجمه اش را با مهارت استثنائی اش به رخ می کشد.
روان های ازرده (فیلیپ کلودل) داستان یه پلیسه که توی دوره ی جنگ جهانی اول داخل فرانسه ست و یکدفعه یه دختر ده ساله کشته می شه و یه معلم زن خودکشی می کنه و کلا فضای مرگه همش، اصلا هم قشنگ نیس و مرگ ها و اتفاقات رو کاملا ناتمام می ذاره
بنظرم شبیه فیلم های دفاع مقدس ایرانی بود... همون موضوع جنگ جهانی همیشگی و اینکه اصلا جالب نبود فقط اینکه سرگرم کننده بود. خیلی هم شخصیت های مختلف داشت. با اینکه رمان کوتاه بود ولی باید خیلی دقت میکردی که شخصیت هارو قاطی نکنی
واقعاً کتاب عمیق و خاصی بود؛ آدم رو مجبور می کنه خیلی جدی به مسائل انسانی و رنج های درونی فکر کنه. با اینکه فضای کتاب یه جورایی سنگین و تلخ بود، اما از اون دست نوشته هایی بود که تا مدت ها بعد از تموم شدنش هم تو ذهنت می مونه.
چقدر قشنگ بود مصداق بارز این قضیه بود که به یه ملکه ای گفتن مردم اعتراض کردن میگن نون ندارن بخورن گفته بهشون بگید خب کیک بخورن:))) فاصله طبقاتی وضعیت مردم پولدار تو جنگ و مردم عادی خیلی خوب بود و اینکه یه حالت موزیکال داشت من دوست داشتم
داستان زیبایی که نویسنده محترم ان را با جملات ادبی، آذین بسته است. توصیفات زیبایی که فضای سرد داستان را شرح میدهد و بعد با جملات با بار عاطفی زیاد داستان را دلچسب و لذت بخش میکند. قدردان نویسنده و همچنین مترجم خبره این داستان هستم.
مثل همیشه به پاس هر اخر هفته اول از کتابراه تشکر بکنم، و بعد از خوانش میام این نظر رو ادیت میزنم یا نظر دیگری اضافه میکنم و نقدی بر این کتاب مینویسم، تشکر از تیم خوبتون.
کتاب خوبیه. اولش یک کم گیج کننده است اما بعد که روال داستان رو دنبال میکنید متوجه حقایق جالب توجه رمان میشید. اگر این سبک داستان رو دوست دارید و میتونید تا اواسط کتاب صبوری کنید بهتون پیشنهاد میدمش.
خوب بود، داستانش رو دوست داشتم، ولی چیزی که خیلی خوشم اومد ترجمه این کتاب بود که خیلی خوب ترجمه شده بود، از اول تا آخر کتاب رو خیلی راحت تونستم بخونم برخلاف بقیه کتاب ها، ممنون از نویسنده، مترجم و کتابراه.
کتاب خوبی بود، ممنون از کتابراه بابت کتابهایی که در اختیار میزارید، من به شخصه سرانه مطالعهام بخاطر اپلیکیشن شما خیلی بالا رفته و علاقم به کتاب بیشتر شده، شاید خیلیها مثل من باشن. ممنونم بابت این هدیهی گرانبها
کتاب خوبی بود توصیف شخصیتها به خوبی نوشته شده بود، البته که از این افراد رو شاید دور و بر خودمون هم ببینیم البته انتظار داشتم که واقعیت ماجرا هیجانی تر و غیر قابل پیش بینی تر مشخص بشه
بسیار عالی وتمام سطر سطرش را با جان دل خوندم و فهمیدم همه اش عین حقیقته پست فطرتی بعضی انسانها و لگد مال کردن حقایق و کشتن بیگناهان ترجمه بسیار عالی و روان و سلیس با تشکر از کتابراه
اول داستان داشت خوب پیش میرفت تا فصل ده که خوندم به نظرم نویسنده از موضوع اصلی منحرف شده و بیشتر به جزئیات پرداخته بود. و داستان برام جذابیت شو از دست داد.